صبح رامهرمز
samanghan
|
|
ریاست حکومت در ایران باستان جهان تغییر كرد و امروزه نظام كشورداری ا دوره باستان بسیار متفاوت شده است. بسیاری از مفاهیم امروزی در گذشته و بخصوص در دوره باستان, معنایی نداشتهاند. چگونه میتوانید در سرزمین پادشاهی رد پای انتخابات مردمی را بیابید؟ این امر به آن مفهوم نیست كه ما گذشته یا حتی امروز را به نقد بكشیم. هر زمانی را باید در همان زمان سنجید. اسطورهشناس، همیشه میگوید: هیچ گاه با تفكر امروز, گذشته را نقد نكنید. برخی از مفاهیمی كه امروزه باارزشاند، در گذشته ممكن است، ضد ارزش بوده باشند، یا برعكس. یكی از این موارد، همین مسئله انتخابات است. در سرزمینی كه شاه را نمایندهای از سوی خدا میدانستند و گذشته از شأن شاهی، شأن مذهبی نیز برای او قایل بودند، چگونه میتوان انتظار داشت كه مردم به خود اجازه دهند به انتخابات شاه فكر كنند؛ به این ترتیب، تصور وجود انتخاباتی مردمي نه تنها ارزش شمرده نمیشد، بلكه با اعتقادات مردم آن روزگار سازگاری نداشت. با این حال، نگاهی گذرا به تاریخ ایران, چند نمونه را نشان میدهد كه میتوان از آن به گونهای انتخاب تعبیر كرد: قدیمیترین و مشهورترین نمونه آن, نحوه به قدرت رسیدن «داریوش»، پادشاه هخامنشی است. «كمبوجیه» هنگام مرگ, فرزند ذكوری از خود به جا نگذاشت. بنا بر منابع، هم كتیبه داریوش در بیستون و هم تاریخ هرودوت، فردی به نام «گئوماتای مغ» حكومت را غصب كرده بود. در آن هنگام، هفت تن به نامهاي ویدفرنه، اوتانه، گوبروو، ویدرده، بکه بوخشه، اردومنش و داریوئوش با هم متحد میشوند تا غاصب را براندازند. به گفته هرودوت، كساني كه بر ضد مغان برخاسته بودند، درباره كل اوضاع به مشورت كردند؛ خطابههایی ایراد كردند كه اگر چه برخی از یونانیان آنها را باورنكردنی میدانند، اما در هر حال، به زبان آمده است. سه نظریه در آن هنگام در برابر یكدیگر نهاده قرار گرفت: اوتانه، به یونانی «اوتانس»، پیشنهاد كرد نظامی تأسیس شود كه در آن, مردم قدرت را به دست بگیرند. نظر اوتانه مشابه آن چیزی است كه امروز دموكراسی مینامیم. «بکه بوخشه»، به یونانی «مگابوزس»، حكومت گروهی از برگزیدگان یا به عبارتی، نظام «الیگارشی» را مطرح کرد و داریوش بر حفظ نظام پادشاهی اصرار كرد. سرانجام, چهار تن دیگر نظر داریوش را پذیرفتند, اما در غیاب وارث مستقیم چه كسی را باید به پادشاهی انتخاب كرد؟ بنا بر روایت هرودوت، اوتانه از رقابت كنارهگیری میكند و شش اصیلزاده دیگر درباره این امر سرنوشتساز تصميم ميگيرند. سپس هرودوت داستان انتخاب شاه را با شیهه اسب بازگو میكند و مینویسد: آنان تصمیم گرفتند سوار بر اسب، به اطراف شهر بتازند و آن كسي شاه باشد كه اسبش با برآمدن آفتاب پیش از دیگران شیهه بركشد. در این قسمت، هرودوت حیله مهتر داریوش، «اویباراس» را نقل میكند كه به سرورش امكان دستیابی به مقام سلطنت را میدهد؛ البته هیچ كس نمیتواند بپذیرد كه دستیابی داریوش به قدرت, فقط به سبب حیله مهتر او بوده است و به طور قطع داریوش, امتیازات و ویژگیهای دیگری نیز داشت كه او را شایسته مقام شاهی كرده است و یارانش نیز تفوق او را به رسمیت شناختند. در هر حال، داریوش با نوعی انتخاب روی كار آمد و با نحوه پادشاهی خود و آبادانیهای بسیاری كه كرد، نشان داد، شایسته این مقام بوده است. یكی دیگر از دورههای تاریخی ایران كه به عقیده بسیاری از مورخان, نوعی دموكراسی در شیوه حكومتی آن به چشم میخورد، دوره اشكانیان است. پادشاهی در این سلسله همیشه از پدر به پسر نبوده است و افراد گوناگونی از خاندان شاهی به حكومت رسیدهاند. بیشتر تاریخنویسان از این امر و با استناد به گزارشهای «استرابون»، مورخ و جغرافینویس یونانی، نتیجه میگیرند كه پادشاهی اشكانیان انتخابی بوده است، یعنی اشراف و بزرگان عضو مجلس «مهستان» به معنای انجمن بزرگان كه نوعی مجلس سنا بوده است، شاه را انتخاب میكردهاند؛ از این رو، در این خاندان, گاهي میبینیم ولیعهد به علت بیكفایتی كنار گذاشته میشود و عموی وی به حكومت برگزیده میشود. از تركیب مجلس مهستان در دوره اشكانیان اطلاعی در دست نیست, اما در دوره ساسانی، این مجلس از خویشان نزدیك شاه، همچون پسران و برادران او و نیز نمایندگان خاندانهای بزرگ و موبدان بزرگ مركب بود. احتمال دارد تركیب مشابهی نیز در دوره اشكانیان وجود داشته است. حال درباره اینكه به طور حتم در چنین مجلسی شاه را انتخاب میکردند يا خير، «یوزف ولسكی»، ایرانشناس لهستانی و بزرگترین كارشناس تاریخ اشكانی در جهان، این نظر را رد كرده و گفته است: تفسیر آنان كه از نوشته استرابون بر این باورند، نادرست است. نظام گزینشی شاه در این دوره وجود داشت, اما نه درباره شاهنشاه، بلكه شاهان و فرمانروایان ایالات و دولتهای دستنشانده. ولسكی در توجیه نظام حكومتی اشكانیان و شاهانی كه آنها را مجلس سنا در این سلسله بركنار میكرد، میگوید: در اینجا انتخاباتی به سبک سلطنت مشروطه وجود ندارد، بلكه با توطئه اشرافیت سر و كار داریم كه نظیر آن در تاریخ پارت فراوان است. منبع: تاریخ ماد، ا. م. دیاکونف، کریم کشاورز، 1371 تاریخ ایران، سر پرسی سایکس، داعی گیلانی، 1370 نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: ايران باستان |
|
< |