صبح رامهرمز
samanghan
|
|
آفات مهم گلخانه مگس سفيد گلخانه (GHWF) (Cgreen house whitefly) مگسهاي سفيد گلخانه به تعداد زيادي ميزبان حمله ميكنند. ميزبانهاي اقتصادي و مهم آن عبارتند از: لوبيا، كدوي چيني، خيار، كدوي خوراكي، بادمجان، لوبياي سبز، فلفل سبز، كاهو، گياهان زينتي، بنت فنسول، سيبزميني، كدو تنبل، رز، توت فرنگي. سيبزميني شيرين، گوجه فرنگي، توتون، تنباكو، شاهي، هندوانه. همچنين بسياري از علفهاي هرز بعنوان ميزبان ثا نويه براي اين آفت عمل مينمايند.
پراكندگي اين آفت پراكندگي جهاني دارد. پراكندگي آن بطور گسترده در سرتاسر نواحي استوايي و زير استوايي ميباشد و در گلخانههايي كه در مناطق معتدل قرار دارند ظاهر ميشود. مگس سفيد گلخانه اولين بار در سال 1907 در اوهايو گزارش ثبت شد و هم اكنون در تمام نقاط اين جزيره پراكنده شده است.
خسارت پورهها و حشرات كامل شيره گياهي را از برگها ميمكند. خسارت، اغلب قابل مشاهده نيست. جمعيت بالاي حشره باعث كاهش قدرت گياه ميزبان ميشود. حشرات بالغ و جوان از خود عسلك ترشح ميكنند. اين ماده چسبناك محيط گشت مناسبي براي قارچهاي دودهاي هستند. عسلك و قارچهاي دودهاي باقيمانده در گياه بطور قابل توجهي بازار پسندگي گياهان و ميوهاي را كاهش ميدهند.
بيولوژي طول سيكل زندگي اين آفت (از تخم تا حشره بالغ) با دماي هوا تغيير ميكند. در هاوايي سيكل زندگي آن بين 25ـ19 روز كامل ميشود. اطلاعات بيشتر در مورد توسعه مر احل زندگي اين آفت در Hargreaves (1915) و Lloyd (1922) يافت ميشود.
تخمها تخممها دوكي شكل، تقريباً
پورهها اين آفت 3 تا 4 سن پورگي دارد. اولين مرحله لاروي Crawler نام دارد. اين Crawlerها تقريباً به غير از اندازه، در مرحله آخر پورگي از نظر ظاهري كاملاً شبيه بهم ميباشند. مراحل پورگي بين 17ـ9 روز كامل ميشود. اولين مرحله پورگي 7ـ3 روز، دومين مرحله 8ـ4 روز، سومين مرحله 4ـ2 روز، طول دوره لاروي با دماي هوا و ميزان متغير است. طول دوره زندگي در دماهاي خنكتر افزايش مييابد.
شفيرگي منظور از آخرين مرحله پورگي اغلب “شفيره” نام دارد زيرا مگسهاي سفيد بالغ از اين مرحله پديدار ميشوند. بدن حشرات در اين مرحله ضخيمتر از ديگر مراحل است و تارهاي مومي بلند در ناحيه بيروني بدن در اين مرحله ديده ميشود. طول اين دوره بين 7ـ3 روز ميباشد.
حشرات بالغ حشرات بالغ تقريباً طولشان
رفتار مراحل مختلف زندگي اين حشره عموماً بصورت طبقههاي عمودي در روي گياه ميزبان ديده ميشود. حشرات بالغ روي برگهاي جوانتر ديده ميشوند و تخمهايشان را در اين سطوح ميگذراند. مراحل مسنتر اين حشره در سطوح پايينتر گياه ديده ميشوند. شفيرهها و حشرات جوان بالغ در سطوح و لايههاي پائيني گياه ديده ميشوند.
مديريت آفت مگس سفيد گلخانه در محصولات گلخانهاي به طرق مختلف انتقال مييابد: 1ـ از طريق قلعهها و گياهاني كه از آنها گياهان اصلي را در گلخانه تكثير ميدهيم. 2ـ از طريق گياهان مسنتر همان گياه در گلخانه 3ـ از طريق علفها يهرز يا گياهان آلوده در گلخانه 4ـ از طريق گياهان يا علفهاي هرز اطراف و بيرون گلخانه 5ـ از طريق پرسنل گلخانه و كساني كه گلهاي سفيد بالغ را در لباسهايشان به درون گلخانه منتقل ميكنند و بدين طريق بعنوان يك اينكولوم اوليه عمل مينمايند. ـ برنامه كنترل ميبايست زمان مشاهده، اولين مگسهاي سفيد در گلخانه آغاز شود. ـ براي كنترل بيولوژيك يك عمليات Monitoring (پيش آگهي) پيوسته انجام دهيم. به اين علت كه ممكن است جمعيتي از پارازيتها بطور خودكار تشكيل شده باشند و يا بهر علتي پارازيتها قادر به كنترل مگسهاي سفيد نباشند. ـ دما نقش بسزايي در توسعه پارازيتهاي Encarsia دارد و بنابراين تأثير دما در اثر متقابل پارازيت و ميزبانش (مگس سفيد) ميباشد. دماي گلخانه بايد در يك حد مطلوب حذف شود تا اثر متقابل پارازيت و ميزبان افزايش يابد. بعنوان مثال دماي بحراني براي پارازيت روي گوجه فرنگي و نسبت قنسول تقريباً 74
كنترل شيميايي مگل سفيد گلخانه به بسياري از حشرهكشهاي تركيبي مقاوم است. صابونهاي (شويندههاي) حشرهكش و روغنها در مقابل اين آفت بسيار مؤثر هستند. شواهدي وجود دارد كه سمپاشي زينهاي سيليسي نيز بسيار مؤثر است.
Sweetpotato Whitefly (SDWF) (Bemisia tabaci) توضيحات: حشره بالغ تقريباً پورهها پهن و بيضي شكل هستند و رنگشان سفيد تا طلايي است. شفيره در سن چهارم گرد است و داراي لبههاي نامساوي در بدن است. از آنجاييكه اين حشره با مگس سفيد گلخانه (GHWF) ديده ميشود ميتوان گفت كه در اين حشره Setae بدون حلقه است اما معمولاً چندين جفت Filament (رشته يا تار) از سطح بالايي بدنش خارج شده. اين Filamentها در مقايسه با GHWF كوتاهتر هستند.
تاريخچه زندگي سيكل زندگي SPWF شبيه به GHWF است. تخمگذاري 7 روز پس از ظهور شده آغاز ميشود و تخمها را بصورت انفرادي يا دستهاي ميگذارد (مثل GHWF) تقريباً 12 روز بعد اولين سن پورگي ظاهر ميشود كه تقريباً
خسارت همچون ديگر مگسهاي سفيد اين حشره نيز رشد گياه را كاهش ميدهد و در برخي اوقات ممكن است باعث مرگ گياه شود. علاوه بر اين تغذيه طولاني مدت آن باعث توليد مقدار زيادي عسلك ميشود كه باعث ابتلاي گياهان به قارچ دوده و كاهش فتوسنتز ميشود. مهمتر اينكه SPWF يك ناقل شنخته شده براي بيماريهاي مختلفي است كه ممكن است اين حشره باعث انتقال Gemini Viruseها باشد.
كنترل غير شيميايي كنترل اين حشره مشابه با كنترل مگس سفيد گلخانه (GHWF) ميباشد.
كنترل شيميايي كنترل اين حشره مشابه با كنترل مگس سفيد گلخانه (GHWF) ميباشد.
شتهها شتهها بعلت وسعت دامنه ميزبانهايشان حشرههاي معروفي هستند. دو گونه اصلي آنها جزو آفات مهم گياهان زينتي در گلخانههاي آلاسكا بحساب ميآيند. يكي شته سبز هلو (Myzus Persicae) و ديگري شته خربزه و سياه (Aphids gossypii) اختلافهاي منطقهاي معمول هستند. در قسمتهاي مختلف آلاسكا مقاومت شتهها در برابر حشرهكشها، ترجيحات محصول و فعاليتهاي فعصلي متفاوت است. استراتژيهايي كه در برخي مناطق آلاسكا انجام ميگيرد ممكن است در ساير نقاط ايالت مؤثر نباشد. شتهها توانايي توليد مثل بطريق Parthen ogenesis (كلوني ماده) را دارند. مادهها از مادهها بوجود ميآيند و هر ماده جديد توانايي توليد 100ـ50 شته جديد را دارد كه اين شتههاي جديد ظرف 10ـ7 روز قابليت توليد مثل را بدست ميآيند. اين تعداد حشره ميتواند قبل از عكسالعمل ما همه جا را فرا گيرد.
مقاومت به آفتكشها IPM در آلاسكا در سرتاسر صنعت گلخانه، مقاومت شتهها را به آفتكشها ثبت كرده است. شبتهها به راحتي ميتوانند مقاومت به آفتكشها را توسعه دهند. شتهها بصورت ژنتيكي به تعداد مساوي حشره ماده توليد ميكنند و به آنها مكانيسمهاي مقاومت در برابر آفتكشها را ميدهند. و اين بستهها بر روي دامنه وسيعي از ميزبانها زندگي مينمايند. مقاومت به آفتكشها تقريباً هميشه در گلخانههاي آلاسكا وجود دارد. مقاومت شتهها به آفتكشها بعلت كاربرد غلط و يا بيش از حد بوجود ميآيد. هرچه به ميزان بيشتري از حشرهكش استفاده شود مقاومت بيشتري در شتهها بوجود ميآيد. هرگز دوز را افزايش ندهيد. براي مثال با از بين بردن شتههاي حساس مستعد، يك مقاومت غير قابل مشاهدهاي بوجود ميآيد كه باعث تشكيل جعميت بزرگتري از شتهها ميشود. در نتيجه حشرهكشهايي كه در يك مقطع زماني جمعيت بزرگي از شتههاي مستعد را از بين ميبرد ديگر براي حشرات باقيمانده اصلاح شده و اكثر نژادهاي آن شته كاربردي ندارد. صاحبان گلخانه اغلب مقاومت به شتهها را غير عمدي و با كاربرد نادرست بيش از اندازه مسموم بوجود ميآورند. IP در آلاسكا اغلب مورد نياز كشاورزان نااميد قرار ميگيرد زيرا كه تلاش آنها اغلب براي مقابله با شتهها كاربردي ندارد. ما متوجه ميشويم كه در اين طور شرايط مقاومت زياي در شتهها وجود دارد. روشهاي سنتي كنترل شته بهيچ وجه در چنين شرايطي مؤثر نيستند. بنابراين يك روش تركيبي شامل مبارزه شيميايي انتخابي، مبارزه غير شيميايي و كنترل بيولوژيك بهترين روش براي مديريت شته ميباشد. اگرچه اقدامات پيشگيرانه ميتواند در تأخير حمله مگس سفيد تأثير داشته باشد اما كشاورز بايد فرض كند كه گلخانه عاقبت به اين آفت مبتلا خواهد شد و بايد آمادگي اقداماتي جهت كنترل در زمان مناسب را داشته باشد.
كنترل بيولوژيك گونههاي پارازيت مختلفي در هاوايي ظاهر ميشود. معمولترين گونهها Prospaltella transuena Timberlake و Encarsia Formosa Gahan. گونههاي ديگر عبارتند از: Aleurodophilus Pergandiellus(Howard) و Eretmocerus nr.haldemani Howard گونههاي Encarsia Formosa و Encarsia Versicolor Giraut پارازيتهايي هستند كه مناسب با كنترل در شرايط گلخانهاي ميباشند. حشرات ماده Encarsia در بدن مگس سفيد جوان يك عدد تخم ميگذارد. در نتيجه لارو پارازيت محتويات دروني ميزبان را (مگس سفيد) خراب و نابود ميكند و تنها چيزي كه از ميزبان باقي ميماند فقط Exoskeleton (پوشش خارجي بدن) است. (يك نشانه مطمئن و آشكار از اينكه پارازت در حال توسعه است تغيير رنگي است كه دو هفته پس از تخمگذاري زنبور پارازيت در بدن لارو اتفاق ميافتد. بدين صورت كه رنگ پوست مسن آخر لاروي سياه ميشود). زماني كه زنبور كاملاً رشد يافت، سوراخي در پوشش خارجي لارو و مگس سفيد ايجاد ميكند و بيرون ميآيد. براي افزايش احتمال موفقيت كنترل بيولوژيك مگس سفيد گلخانه ميبايست به چندين نكته مهم توجه كرد. اكثر حشرهكشها (شامل حشرهكشهاي Residues) زنبورهاي Encarsia را ميكشد. استفاده از حشرهكشها ميبايست حداقل 2ـ1 هفته قبل از بكارگيري پارازيتها متوقف شود.
پيشآگاهي و رديابي بازديد و بازرسي بصري الزامي است. بازرسيهاي مكرر براي يافتن فعاليتهاي اوليه شته در ميان گياهان بايد انجام شود. بازرسيهاي تصادفي گياهان در قسمتهاي داخلي و يا بيروني متكانهاي مشخص، جستجوي جوانههاي گل، قسمتهاي انتهايي رشد گياه و قسمتهاي زيرين برگهاي پاييني گياهان. فعاليت حشره را در نوع مرحله رشد گياه را يادداشت نماييد. شتهها در برخي از محصولات به مراحل مشخصي از رشد حمله ميكنند، بعنوان مثال در سوسن در مرحله بسته بودن جوانهها اتفاق ميافتد. اگر هجومي از طرف شتهها اتفاق افتاد حتماً به مرحله رشد محصول توجه نماييد و در دفعات بعدي كاشت اين محصول آمادگي لازم را جهت مبارزه در همان مرحله از رشد گياه داشته با شيد. اگر عسلك و باقيمانده پوسته بدن حشرات مشاهده شد، مشخص ميشود كه هجوم بطور كامل صورت گرفته. در مراحل آخر هجوم، شتهها پوسته خود را روي سطح برگ باقي ميگذارند و همچنين عسلك سختي را از خود ترشح و روي شاخ و برگ گياه قرار ميدهند كه باعث بد منظره شدن گياهان ميشود. پي بردن و يافتن اوليه هجوم آفت ميتواند مشكل باشد. شتهها از جوانهها، گلها و سطح زيرين برگهاي پاييني گياهان تغذيه ميكنند. شته سبز هلو داراي رنگ سبز كمرنگ هستند بهمين دليل شناسايي و تشخيص آنها زمانيكه در روي گياه قرار دارند، مشكل است. حشرههاي بالغ بالدار غير منتظره ظهور مييابند. شتههاي بالغ بالدار در گلخانه پرواز ميكنند و از علفهاي هرز بيروني خود را به صورت محصولات ميرسانند. شتههاي بالغ بالدار را ميتوان بوسيله كاتهاي چسبنده زرد، منافذ و درها، شكار و Monitor رد. در گلخانه اكثر شتهها ماده بدون بال هستند. اكثر شتههاي گلخانه بدون بال هستند، بنابراين كاتهاي چسبنده در زماني كه هجوم شروع شده است، ارزش كمي دارند.
كنترل بيولوژيك شتهها موجودات زنده مدتهاست كه براي كنترل موفق گلخانههاي شته در آلاسكا مورد استفاده قرار گرفتهاند. نكته كليدي براي موفقيت مبارزه بيولوژيك عبارتند از تشخيص بموع و زودهنگام آفت، پيشگيري از انتشار و ايجاد جمعيت حشرات مفيد كه اثر زيادي در روي كنترل جمعيت شتهها دارد.
پارازيتهاي شته بسياري از زنبورهاي micro – hymeroptera مثل Aphidus colemani، Aphidus matricariae، Aphidus ervi يا Aphidus abdominalis براي مبارزه بيولوژيك در آلاسكا بسيار شناخته شده هستند و بسياري از گونههاي شتهها را كنترل ميكنند. زنبور پارازيت تخم خود را در بدن شته بالغ ميگذارد. شتهاي كه بوسيله Aphidus پارازيت شده تبديل به يك جسد موميايي شده قهوهاي رنگ ميشود كه پس از 10 روز يك زنبور پارازيت جديد از آن خارج ميشود. Aphidus براي مبارزه با گروههاي كوچك شته و يا حتي شتههاي تكي جهت جلوگيري از افزايش جمعيت آنها بسيار مؤثر است.
Aphid gall midge گونه Aphidoletes aphidomyza به جهت خوردن حداقل 70 مختلف از شتهها بسيار مشهور است. اين حشره فقط در شب فعال است. بنابراين با شرايط آلاسكا كه طول روز كوتاهي دارد بسيار مناسب است. لارو نارنجي آن خراشي را در بدن شته بوجود ميآورد و محتويات مايع بدن آن را بيرون ميكشد. آنها ميتوانند در مدت زمان كوتاهي تكثير يابند و براي تكنترل جمعيتهاي بزرگ شته بسيار مناسب هستند. براي اثر بهتر Aphidoletes ميتواند با يك گونه از Aphid parasite .
Green Lacewings پال توري سبز Chrysopa carnea) يا (Chrysopa rufilabris احتمالاً بهترين و مستعدترين روش كنترل بيولوژيكي است كه بر عليه شتهها توسط IPM در آلاسكا پيشنهاد شده است. لارو بال توري به شير شته نيز معروف است. نحوه حمله لارو بال توري بدين صورت است كه سم فلج كنندهاي را به شكار خود تزريق ميكند و سپس محتويات مايع بدن آن را بيرون ميكشد. هر بال توري در طول دو يا سه هفتهاي دوره لاروي خود ميتواند در هر هفته 200 يا بيشتر آفت يا تخم آفت را بخورد.
كفشدوزكها يا پينهدوزها (Hippodomia Convergens) اين حشره را ميتوان در مناطق گرم براي كنترل بيشتر رهاسازي كرد. چندين بار رهاسازي با فاصله چند روز بسيار مؤثرتر از رهاسازي يك جمعيت عظيم از آنها در يك زمان است. كفشدوزك آسيايي و كفشدوزك خال صورتي مؤثرترين حشرات مفيد براي كنترل شتهها در گلخانه هستند. بسياري از حشرهكشهايي را كه براي مقابله با شته بكار ميگيريم را نميتوان با كفشدوزكها بكار برد. براي يافتن حشرهكشهاي سازگار با آنها لطفاً با TPM در آلاسكا تماس حاصل فرماييد.
عوامل بيماريزاي حشرات حشرهكش قارچي بنام Botani Gard® و Naturalis-O® شامل يك استرين از قارچ Beauveria bassiana است كه به حشرات حمله ميكند و يك روش بسيار مؤثر براي كنترل شتهها مگسهاي سفيد و تريپسها در آلاسكا بحساب ميآيد. معمولاً در گلخانهها براي گسترش اين قارچ در گلخانه به بيش از يكبار درمان مورد نياز ميباشد. ميبايست 48 ساعت سين هر بار استفاده فاصله باشد و اگر همزمان با كاربرد اين نوع حشرهشها از قارچكشها استفاده كنيد اسپورهاي اين قارچهاي حشرهكش را از بين ميبرد.
كنترل غير شيميايي روغنهاي باغباني ميتوانند نقش كليدي در مديريت شتهها ايجاد كنند. روغنهاي مختلفي وجود دارند كه از تصفيه نفت خام بوجود ميآيند مثل Volcks®، Stylet®، Ultra-Fine® يا روغنهاي جاليز متعددي مثل Canola oil، Soybean oil، Neem oil، Sesam oil (روغن كنجد)، Cottonseed o il (روغن بذر پنبه)، Garlic o il كه نه تنها شتهها را بسرعت ميكشند، بلكه به مديريت مقاومت آفات در برابر حشرهكشهاي شيميايي) نيز كمك ميكند زيرا كه روغنها بوسيله روش فيزيكي و با خته كردن حشرات آنها را كنترل ميكند. شويندههاي (صابونهاي) حشرهكش يك راه غيرشيميايي مؤثر براي كاهش سريع طغيان شتهها هستند. معمولترين انوع آنها بوسيله نمك پتاسيم از فاقي اسيدها (Fatty acids) ساخته ميشود. ناتي اسيدها باعث درهم گسيختي ساختارها و نفوذپذيري غشاء سلولهاي حشره ميگردد. در نتيجه محتويات سلول از سلول صدمه ديده بيرون ميآيند و حشره بسرعت ميميرد. پس از خشك شدن صابونهاي اسپري شده، پس از خشك شدن در ميان ديگر هيچ نوع فعاليت حشرهكشي را ندارند. در روش استفاده از صابون و روغن براي كنترل بهتر ميبايست تمام گياه توسط اين مواد پوشيده شود. زيرا شتهها تحرك زيادي به اطراف ندارند بنابراين ميبايست براي كنترل بهتر باعث تماس حشرهكش صابون يا روغن با آنها شويم. همچنين پوشش هر دو سطح بالايي و زيرين برگ بسيار مهم است. برخي از تكنولوژيهاي سمپاشي كه باعث توليد ذرات ريز مه سم در محيط ميشوند بهتر ميزان پوشش سم در گياه افزايش ميدهند و نتايج بهتري را شامل ميشوند.
مبارزه شيميايي انتخابي اگر شما روشهاي شيميايي را انتخاب ميكنيد، براي موفقيت مؤثرترين روش كنترل شتهها را دو بار و با فاصله سه يا چهار روز استفاده نماييد. اگر روش شما مؤثر نبود، سريع به نوع ديگري از كنترل روآوريد. انواع مختلفي از روشهاي مبارزه شيميايي براي كنترل شتهها در گلخانهها وجود د ارند. ما سعي نميكنيم كه همه آنها را ليست كنيم اما توصيه ميكنيم كه براي جلوگيري از مقاومت در شتهها از روش چرخشي شيمايي (سموم) استفاده كنيد. پس از دو بار استفاده، هميشه از يك سم ديگر از يك كلاس ديگر استف اده كنيد تا ب توانيد از مقاومت شتهها جلوگيري كنيد. علاوه بر انتخاب يك سم مناسب، هميشه دستورالعمل استفاده صحيح آنرا كاملاً مطالعه كنيد. از فواصل رفت وآمدي كاركنان مطمئن شويد، لباسها و تجهيزات مناسب بپوشيد كه شامل دهان بند و دستكش هنگام كار با مواد شيميايي ميباشد. اگر در برچسب پشت سم ذكر شده كه در گلخانه استفاده نكنيد. يا اگر ذكر شده كه فقط براي مصرف در هواي آزاد هرگز نبايد در گلخانه استفاده شود. دكتر Richard Linquist در دانشگاه اوهايو مصرف “Uphid Cocktail” را پيشنهاد ميكند. اين ماده تركيب حشرهكشي مناسب جهت مقابله با شتههاست. در آزمايشها Talstar®(bifenthrin) بصورت تنها يا بصورت مخلوط همراه با روغنهاي باغباني يا Orthene® براي شتهها بسيار مؤثر بوده است. حشرهكشهاي سيستميك در كنترل شتههايي مناسب است كه حشره توسط عواملي مثل پيچ و تاب برگ يا لايههايي از گياه محافظت ميشوند و اين موارد مانع رسيدن سم به تمام قسمتهاي برگ ميشوند. حشرهكشهاي سيستميك مواد شيميايي هستند كه بصورت سيستميك در گياه يا برگ حركت ميكنند و تمام يا بخشهايي از گياه را كاملاً سمي ميكنند. معمولترين نوع حشرهكشهاي سيستميك كه براحتي قابل دسترسي براي همه ميباشند عبارتند از: Orthene® (acephate) و Marathon®(imidacloprid) در سمپاشي برگ اين دو سم بسرعت به درون برگ ميوز ميكنند. اكثر حشرهكشهاي سيستماتيك براي انسان سمي هستند كه ميبايست با احتياط استفاده شوند. در جاهايي كه افراد مبتلا به حالت، آلرژي، زنان حامله و بچهها يا افراد سالخورده قرار دارند ميبايست با احتياط كامل از اين سموم استفاده شود يا اصلاً استفاده نشود. برخي از گياهان هم م مكن است بوسيله اين سموم آسيب ببينند. قبل از استفاده با دقت برچسب توصيه سم را بخوانيد. استفاده از هيچيك از سموم سستميك را مجاز به استفاده بر روي محصولات غذايي نيستم.
تريپس گلخانه (Heliothrips haemorrhoidalis) معرفي آفت اين تريپس توسط Bouche در سال 1833 از نمونههاي گرفته شده در گلخانهاي در اروپا و با نام علمي Thrips haemorrhoidalis معرفي شد. Packard اين گونه را براي اولين بار در سال 1870 معرفي كرد و آنرا تريپس گلخانه ناميد. اين حشره با نام معمول تريپس گلخانه و با نام علمي Heliothrips haemorrhoidalis) Bouche) كه توسط انجمن حشرهشناسي آمريكا موافقت شده شناخته شده ميباشد.
نام مترادف Thrips haemorrhoidalis Bouche 1833 پراكندگي اگرچه اين آفت از اروپا منشأ گرفته است اما يك گونه مخصوص دنياي جديد (نيمكره غربي يا آمريكا) است. اين آفت احتمالاً از نواحي گرمسيري آمريكا و بوسيله گياهان زينتي به اروپا معرفي شد. اين حشره در برزيل غرب هند و آمريكاي مركزي بر روي گياهان زراعي و وحشي يا فت ميشود. برخي اوقات در ماههاي گرم سال از گلخانههاي شمال فلوريدا خارج ميشود. در اروپا، آلمان، انگليس، فرانسه، ايتاليا، وين، فنلاند، فلسطين و شمال آفريقا يافت ميشود. با توجه به عادت زندگي اين تريپس احتمالاً ميتواند در بيشتر گلخانههاي دنيا وجود داشته باشد. در پرواز بسيار ضعيف است و بيشتر اوقات را در مناطق سايهدار روي گياهان ميگذارند.
توصيف و زندگي آفت تخمها سفيد و موزي شكل هستند و بصورت انفرادي در بافت گياه گذاشته ميشوند. انتهاي تخم معمولاً بوسيله يك لنز دستي ديده ميشود. رنگ لارو در مراحل ابتدايي تا حدودي سفيد و با چشمان قرم زاس. رنگ لارو پس از تغذيه متمايل به زرد ميشود. لارو بالغ بطور متوسط 1 ميليمتر طول دا رد. اين حشره دو مرحله لاروي دارد كه سپس پوست اندازي ميككند و به پيش شفيره (Prepupa) تبديل ميشود كه داراي رنگ زرد، چشمان قرمز، بالهاي كوتاه است. حشره در مرحله شفيرگي كمي بزرگتر و داراي بالها و چشمان درشتتر است. در اين مرحله هم رنگش متمايل به زرد است كه با افزايش سن به تيرگي ميگرايد. در اين مرحله شاخكها رو به بالا و عقب به روي سر قرار دارند حشره در مراحل پيش شفيرگي و شفيرگي تغذيهاي ندارند. سر و سينه (thorax) در حشره بالغ تيره مايل به مشكي هستند و شكم از زرد به زرد مايل به قرمز و سپس به قهوهاي و در آخر به سياه تغيير رنگ ميدهد. دماهاي خنك با عث تأخير در تغيير رنگ ميشود. پاها زرد كمرنگ باقي ميمانند و شاخكها در حشره بالغ شامل 8 سگمنت ميباشند. تريپس در گلخانه بكرزا (parthenogenic) است يعني اينكه بدون جفتگيري توليد نسل ميكند و نرها بندرت ديده ميشوند. مادهها تخمهاي خود را در درون برگ يا ميوه قرار ميدهند. درست كمي قبل از باز شدن تخم، آنها تاول ميزنند. اگر از يك تردستي استفاده كنيم ميتواند تا حدي در بررسي چگونگي ظهور جمعيتهاي تريپس و ارتباط آن به مكان آنها در برگ كمك كند.
ميزبانها در فلوريدا اين تريپس مخصوص پنبه است اما از روي گياهان Viburnum، زغال اخته، آزاليه، انگور، خرما، Ardisia، اركيده، آواكادو، گل شيپوري Crinum SP.، Ficus nitida، خرماي زايشي، Coleus SP.، افرا، ماگتوليا، انبه، Aspidium SP.، كوكب، سرخس، Guavas، كنف فلوكس، Pink و بسياري ديگر از گياهان زينتي هم جمعآوري شده است. در فلسطين بر روي پرتقال و در Ceylon از روي Garcinia mangostana گزارش شده است. خسارت تريپس گلخانه بر روي ميوههاي در حال رشد مركبات بصورت ايجاد لكه بر روي پوست ميوه است (لكههيا گرد يا لكههاي ضخيم و نامنظم) همچنين اين نوع خسارت بر روي ميوههاي دسته جمعي (گروهي)يا در جاهايي كه يك برگ يا يك سرشاخه در تماس مستقيم با ميوه است ديده ميشود.
اهميت اقتصادي اين تريپس در درجه اول از شاخ و برگ گياهان زينتي تغذيه ميكند. در ابتدا به سطح زيرين برگ حمله ميكند و با تغذيه بيشتر جمعيت خود را افزايش ميدهد و به سطح بالايي برگ تغيير مكان ميدهد. برگها بيرنگ و رنگ پريده ميشوند و بين رگبرگهاي فرعي (كناري) به شكلي ديده ميشود. برگهايي كه شديداً آسيب ديدهاند زرد ميشوند و ميافتند. علاوه بر اين بر اثر تغذيه تريپس قطرات بسيار كوچك مايع مايل به قرمز در هر دو سطح برگ ديده ميشود كه بوسيله تريپس ترشح شدهاند و رنگ اين قطرات بتدريج سياه ميشود. اين گلبولهاي مايع (قطرات كوچك) از نظر اندازه بزرگ و سپس متوقل ميشوند و بلافاصله يك گلبول ديگر شروع به تشكيل شدن ميكند كه در نتيجه اين اعمال باعث بوجود آمدن لكههاي سياه در مناطق مورد هجوم است. اين گلبولها ب عنوان بازدارندههاي پرواتورها (شكارچيها) عمل ميكنند. در فلسطين تريپس گلخانه به برگها و ميوههاي مركبات خسارت ميزند اما باعث بوجود آمدن قطرات مذكور روي برگ نميشود. خسارت روي ميوه ممكن است قسمتهاي مورد هجوم را بصورت فرو رفته و مشبك كند. اين نوع خسارت بر روي ميوههاي نرسيده و كال ديده ميشود. در ميوههاي رسيده اين نوع خسارت بخوبي قابل تشخيص نيست زيرا كه در داخل پوست سالم ميوه بدون فرو رفتگي ايجاد ميشود. در كاليفرنيا با توجه به اطلاعات گذشته، تريپس گلخانه اقتصاديترين آفت بر روي آواكادو بشمار ميرود.
مديريت اين آفت فقط يك و شخص طبيعي مؤثر شناخت هشده دارد و آن Thripobius Semiluteus است كه پارازيت لارو است و از برزيل و استراليا در اواسط دهه 1980 به كاليفرنيا معرفي شد. در لارو پارازيت شده دو طرف بدن بجاي اينكه مخروطي شكل باشند (لارو در تريپس سالم) بيشتر موازي هستند. رنگ شفيره پارازيت شده در بين شفيرههاي پارازيت نشده كاملاً مشكي است و اين در حالي است كه رنگ شفيرههاي پارازيت نشده نيمه شفاف (زجاجي) است. همچنين ديگر دشمنان طبيعي تريپس گلخانه كه اثر كمتري هم دارند عبارتند از: Megaphragma mymaripenne پارازيت تخم Frank linothrips orizabensis F. uespiformis شكارچي (پرداتور) Leptothrips mali اين سه گونه اخير به شكارچيهاي سياه نيز معروفند.
كنههاي تار عنكبوتي چهار گروه از كنهها در گلخانه مهم هستند: 1ـ كنههاي تار عنكبوتي (كنه دو نقطه تار عنكبوتي) 2ـ كنه تار عنكبوتي كاذب يا كنه پهن 3ـ كنههاي پهن و Cyclamen 4ـ كنههاي جوانه، گ الزا، زنگسار يا كنههاي اريونيد
شناسايي 1ـ كنه دو نقطه تار عنكبوتي: اين نوع كنهها داراي تخمهاي كروي هستند كه رنگشان زرد كمرنگ متمايل به قرمز است در سطح زيرين برگها تخمگذاري ميكنند. در بدن پورهها و حشرههاي بالغ در نقطه برجسته برنگ سبز متمايل به قهوهاي ديده ميشود. اين كنهها تارهايي را براي محافظت خودشان ميتنند. خسارتشان شامل نقاط برنزه بر روي برگهاست. 2ـ كنههاي تار عنكبوتي كاذب يا كنههاي صاف: اين نوع كنهها چرخه زندگي طولانيتري را نسبت به كنههاي دو نقطه تار عنكبوتي دارند. تخمهايشان به رنگ قرمز براق و بيضي شكل است كه در هر دو سطح برگ و بصورت دسته جمعي تخمگذاري ميكنند. كنههاي بالغ قرمز و سياه هستند و تار توليد نميكنند. خسارت آنها شامل نقاط نقرهاي روي برگ است اما ساقهها هم برخي اوقات مورد حمله قرار ميگيرند. 3ـ كنههاي پهن: (Broad mites) اين نوع كنهها (شكل شماره 2) تخمهايشان را با تعداد زيادي برجستگي يا مفصل توليد ميكنند. كه در زير ميكروسكوپ بشكل جواهرآلات بنظر ميرسند. پورهها در ميان درز و شكافهاي برگها و گياهان ميمانند. پس از مقداري رشد پورهها وارد يك مرحله ساكن از چرخه زندگي ميشوند. مادهها در ابتداي ظهور بسيار شفاف و براق هستند اما پس از مدت كمي كاهي رنگ ميشوند و يك برجستگي نواري شكل سفيد رنگ در پشت بدن آنها ظاهر ميشود. خسارت آنها در سطح زيرين برگهاي جوان ديده ميشود كه لبه برگها بحالت كنگرهدار درميآيد و شبيه به علائم خسارت فيزيولوژيك است. اين كنهها تخمهايشان شفاف و دوكي شكل است. در سنين پورگي بدن در پشت پاهاي سوم جمع شده خسارت باعث بد شكل شدن جوانهها ميشود و اين كنهها را نميتوان بر روي سطح باز برگها يافت. اين كنهها به گل داوودي حمله نميكند. (شكل 2) 4ـ بدن كنههاي جوانه و زنگار يا كنههاي اريوفيد كشيده و مخروطي شكل است و در دو انتهاي آن تيز شده و داراي پاهاي بسيار كوتاه هستند. (شكل 3). خسارت آنها شامل توليد گال ، بد شكل كردن يا رنگ پريده كردن بافت گياه است. روشهاي Monitoring: كنهها بسيار كوچك هستند و ديدن آنها با چشم غير مسطح بسيار مشكل است. استفاده از يك عدسي 10 X قابليت شما را براي ديدن اين آفات و تخمهايشان افزايش ميدهد. كنههاي تار عنكبوتي را ميتوان بوسيله آثار خسارت خود كنهها و يا علائم و نشانههاي هجوم كنه مثل پوستههاي حشره يا تار عنكبوت مشخص كه ايجاد ميكنند، تشخيص داد. كنه تار عنكبوتي براحتي قابل مشاهده است. قطعات دهاني آنها بسيار كوچك است كه Chelicerae براي ايجاد سوراخ در سلولها و Palpi براي مكيدن شيره آنها استفاده ميشود. نتيجه اين فعاليت ايجاد گروههاي كوچك از سلولهاي خالي است كه از دور بصورت لكههاي تيره بنظر ميرسند. اين لكهها پس از مدتي برنگ قهوهيا يا برنز درميآيند. برگهاي آلوده شده ظاهري برتري پيدا ميكنند با توجه به اينكه بيتش راين خسارات در اطراف رگبرگهاي اصلي ديده ميشود. به ترين روش ديدن كنهها، تخمها و پوستههايشان بررسي تصادفي سطح زيرين برگها ميباشد. همچنين بوسيله روش تكاندن كه در آن بخشهاي گياه بر روي يك تكه كاغذ يا كارت سفيد تكانده ميشوند تشخي صداد. بدين ترتيب كنههاي ريخته شده بر روي كاغذ را از روي حركتشان ميتوان تشخيص داد. اين روش بويژه براي گياهان هميشه سبز يا گياهان كوچك برگ بهتر جواب ميدهد. كنترل زراعي برخي از فعاليتها در گلخانه باعث جلوگيري از طغيان كنهها ميِوند. استفاده از گياهان غير الوده و بدون آفت و بريدن قسمتهاي آلوده الزامي است. دانستن اطلاعات كافي در مورد گونهها / واريتههاي قابل طغيان ميتواند به كشاورز در اجتناب از كاشت آن گياهان يا آگاهي از گياهان مستعد بعنوان گياهان شاخص كمك كند. استفاده از روشهاي آبياري نيز ميتواند روي جمعيت كنهها مؤثر باشد. استرس كم آبي بهترين روش براي جلوگيري كنههاست در حاليكه سيستم آبياري (آبپاشي) از بالا مناسب جلوگيري از طغيان كنهها نيست.
كنترل بيولوژيك تعدادي گونه شك ارچي عليه كنههاي تار عنكوبي در گلخانه در دسترس ميباشد. گونههاي Phytoseiulus Persimilis، Mesoseiulus longipes، (Galendromus Occidentalis) و Neoselius Californicus، (Amblyseius Californicus) در بازار تحت نام تجاري Spidex® (بصورت بطري) و Spidex-Plus® (بصورت كيسههاي كاغذي) اين شكارچيهاي كنه خواص بينظيري دارند. بعنوان مثال M.occidentalis ميتواند دامنه بزرگ يا رطوبت و بخار را ميتواند تحمل كند و يا برخي از گونههاي ديگر ميتوانند سمومي مثل azinphosmethyl (Guzathion®) و Carbaryl (Sevin®) را تحمل كنند. گونه M.longipes شرايط گرم و خشك را بهتر ميتواند تحمل كند. گونه M. Californicus در تراكم كمتر كنههاي تار عنكوبتي بهتر ميتواند زندگي كند و در دوره طولانيتري با كنهها مبارزه ميكند. بكارگيري چندين گونه از شكارچيها نتيجه بهتري را دربر خواهد داشت. بهترين راه كاربرد اينست كه اين شكارچيها را بصورت پيشگيرانه و در چندين مقطع زماني قبل از تشخيص اولين آفات يا خسارت آنها در گلخانه رهاسازي كرد. گهگاه از آنها براي پايين آوردن جمعيت بالاي كنهها در گلخانه و بعنوان حشرهكشهاي طبيعي در تعداد زياد استفاده ميشود. از آنجايي كه اين شكارچيها قيمت بالايي دارند ميبايست قيمت تهيه و رهاسازي را نيز ملاحظه كنيم. از اين گذشته بكارگيري آفتكشها قبل و بعد از رهاسازي شكارچيهاي كنه ممكن است اثرات منفي در مبارزه داشته باشد.
كنترل فيزيكي پاشيدن آب به مقدار زياد و با فشار بالا بطوريكه در برخي كاربردها با دستگاههايي همچون Water Wand و Jet-All Water آزمايش شده ميتواند بسياري از كنهها را از ميان شاخ و برگ گياه بيرون براند و يا اينكه موقتاً آنها را در جاي خود ثابت نگه دارد. بطوريكه در گزارشات ميتوان ديد پرورش دهندگان رز در شرق Texas از اين ابزارها بطور موفقيتآميزي عليه كنهها و جهت متوقف كردن آنها استفاده ميكنند.
كنترل شيميايي جدول شماره 2 ليستي از توليدات ثبت شدهاي از حشره / كنهكشهاي گياهان زينتي كه در حال حاضر استفاده ميشود را نشان ميدهد. هدف از انتشار چنين ليستي، جمعآوري مثالهاي ويژهاي از توليداتي است كه داراي مواد موثر مختلف هستند. تعداد زيادي از محصولات در بازار وجود دارند كه داراي واد مؤثر يكسان در تركيبشان هستند كه ممكن است از نظر فرمولاسيون يكسان يا غيريكسان باشند. بسياري از حشرهكشها نيز خاصيت كنهكشي دارند، در حاليكه برخي از حشرهكشها فقط بر روي گروه معيني از گونههاي كنهها مؤثر هستند. (جدول 1) يا اينكه هيچ وجه اثري روي كنهها ندارند. در واقع استفاده بيش از اندازه برخي از حشرهكشها ميتواند باعث طغيان كنهها در آينده شود. زمانيكه در گلخانه هم كنه و هم حشره آفت وجود دارد استفاده از يك تركيب حشرهكش ـ كنهكش بهترين روش كنترل شيميايي بحساب ميايد. قبل از رهاسازي شكارچيهاي كنه، براي كاهش جمعيت كنهها ميتوان از صابونهاي حشرهكش استفاده كرد زيرا كه اين تركيبات پس از خشك شدن هيچ نوع باقيمانده مضري براي دشمنان طبيعي برجا نميگذارند. كنه كشهاي مختلف ويژگيهاي كاربردي مختلفي دارند. بعنوان مثال كنهكش Avid® از برخي جوانب سيستميك است زيرا كه بداخل سلولهاي گياه تيمار شده نفوذ ميكند اما همين كنهكش اگر در سطح برگ باقي بماند. سرعت تجزيه ميشود. همچنين يك نحوه اثر بينظير را بر روي سيستم عصبي كنه دارد مشلات گياهسوزي كمي ايجاد ميكند. كنهكش Pentac® به آرامي اثر ميكند به پرتوهاي ماوراء بنفش حساس است، مشكلات گياهسوزي كمي هم ايجاد ميكند. مقاومتي هم در كنهها گزارش نشده است. Thiodan® بر روي برخي از واريتههاي داودي گياهسوزي ايجاد ميكند. صابونهاي كنهكش ـ حشرهكش هيچ نوع با قيماندهاي ايجاد نميكنند. Sulfar بعنوان يك كنهكش ثبت شده، بر روي سبزيجات و گياهان زراعي باعث گياهسوزي بالايي ميشود، باقيماندههايي بر روي گياهان ايجاد ميكند، مقداري خاصيت قارچكشي دارد و قيمت ارزاني دارد. برخي از توليدات سمي هم نسبت به بقيه اثرات بسيار زيانبار بيشتري بر روي دشمنان طبيعي ايجاد ميكنند و برخي از گونههاي شكارچي كنهها هم نسبت به آفتكشها از خود مقاومت نشان دادهاند. كمك كنندهها (مواد كمكي): مواد افزودني به مخزن (پخش كنندهها، چسبندهها، بافرها) ميتوانند بازدهي كنهكش استفاده شده را بالا برند. يك دستورالعمل خوب به شرح زير است: يك ماده كمكي را زماني استفاده كنيد كه قابليت افزايش دهنگي اثر سم در آن به اثبات رسيده باشد. استفاده از پخش كنندهها يا مرطوب كنندهها در افزايش اثر اكثر كنهكشها نقش مؤثري دارند. بخصوص بر روي گياهاني كه برگهيشان لايه مومي (Wax) دارد از شويندهها بعنوان افزايش دهنده قدرت نفوذ كنهكش در بدن كنه استفاده ميشود. از طرف ديگر استفاده از برخي مواد كمكي در كنهكشها مثل (ie-Nu-Film-P plus Auid®) باعث كاهش اثر كنهكش ميشود و يا استفاده از موادي همچون (ie-spreader-sticker materials or agricultural oil plus joust®) باعث گياهسوزي ميشود. هميشه قبل از استفاده از مواد كمكي برچسب پشت سموم و مواد كمكي را مطالعه كنيد. تحقيقات در مورد اينكه آيا اضافه كردن موادي همچون توليدات فرموني باعث افرايش اثر كنهكشها ميشود بينتيجه مانده است. مديريت مقاومت كنهها: وابستگي بسيار زيادي بين استفاده صحيح از سموم قابل دسترس و افزايش مدت زمان اثر آنها وجود دارد بدليل 1) اثرات زيانبار مواد حشرهكش ـ كنهكش كه در دسترس كشاورزان است (Kelthane®، Plictran®، Temik®، 10G.Vendex®، Vydate®) و 2) قابليت مسلم گونههاي كنهها براي مقاومت عليه آفتكشها (مقاومت كنههاي تار عنكبوتي به Kelthane® و Pyrethroidها) Table 1. Mite classification and registered uses for miticides, 1994. MITES (unspecified), Acari: diazinon, dienochlor, dimethoate, disulfoton (Di-Syston 15G), fenthion, fluvalinate, insecticidal soap, methiocarb, naled, oxamyl, oxydemeton-methyl (Inject-A-Cide, Metasystox-R 2), oxythioquinox (nymphs, adults and eggs), pyrethrins + rotenone, resmethrin, sumethrin
Table 2. Miticides registered for use on Texas greenhouse* grown ornamental plants, 1994.
كنههاي تار عنكبوتي بسرعت زاد و ولد ميكنند و بنابراين تعداد گونههاي متحمل يا مقاوم به سم ميتوانند بسرعت افزايش يابد. استفاده زا سمومي با نحوه اثر تك منظوره (بويژه اثر روي سيستم عصبي ميتواند مشكلاتي را بوجود آرود. مينوزهاي برگ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||