تبليغاتX
صبح رامهرمز - بزرگداشت سالك «هفت شهر عشق»

samanghan





بزرگداشت سالك «هفت شهر عشق» 

بزرگداشت سالك «هفت شهر عشق»   25 فروردين روز بزرگداشت شاعر و عارف نامدار ايراني، فريدالدين عطار نيشابوري است. شاعري كه سخني ساده و گيرا دارد و براي بيان مقاصد عرفاني خود بهترين راه را كه همانا آوردن كلام ساده و بي‌پيرايه است، انتخاب كرده است.

كمك گرفتن او از تمثيلات و بيان داستان‌ها و حكايات مختلف يكي ديگر از جاذبه‌هاي آثار اوست كه او را سرمشق عرفاي نامدار بعد از خود چون مولوي و جامي قرار داده است.

فريدالدين قبل از پرداختن به شعر و شاعري به طبابت و عطاري مشغول بود تا اين‌كه انقلابي روحي در وي به وجود آمد كه بدين شرح است:

«روزي عطار در دكان عطاري خود مشغول معامله بود كه درويش به آن‌جا رسيد و چندين بار با گفتن جمله چيزي براي خدا بخواهيد از عطار كمك خواست ولي او به درويش چيزي نداد. درويش به او گفت: اي خواجه تو چگونه مي‌خواهي از دنيا بروي؟ عطار گفت: همانگونه كه تو از دنيا مي‌روي. درويش گفت: تو مانند من مي‌تواني بميري؟ عطار گفت: بله، درويش كاسه چوبي خود را زير سر نهاد و با گفتن الله از دنيا رفت. عطار چون اين را ديد شديدا متغير شد و از دكان بيرون رفت و راه زندگي خود را براي هميشه تغيير داد».

پس از اين‌كه به خدمت شيخ‌الشيوخ عارف ركن‌الدين رفت، قسمتي از عمر خود را نيز به رسم سالكان طريقت در سفر گذراند و در اين سفرها بسياري از مشايخ و بزرگان زمان خود را زيارت كرد و از آنها نكته‌ها آموخت.

مقبره عطار در جنوب‌شرقي نيشابور واقع شده است.

هفت شهر عشق يكي از معروف‌ترين اشعار عرفاني اوست:

گفت ما را هفت وادي در ره است

چون گذشتي هفت وادي درگه است

وا نيامد در جهان زين راه كس

نيست از فرسنگ آن آگاه كس

چون نيامد باز كس زين راه دور

چون دهندت آگهي اي ناصبور؟

چون شدند آن جايگه گم سر به سر

كي خبر بازت دهد اي بي‌خبر؟

هست وادي طلب آغاز كار

وادي عشق است از آن پس، بي‌كنار

پس سيم وادي است آن معرفت

پس چهارم وادي استغنا صفت

هست پنجم وادي توحيد پاك

پس ششم وادي حيرت صعبناك

هفتمين وادي فقر است و فنا

بعد از اين روي روش نبود تو را

در كشش افتي روش گم گرددت

گر بود يك قطره ملزم گرددت
نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: مشاهیر ایران |



<