صبح رامهرمز
samanghan
|
|
"دقت" اولین و دومین "دقت" :
از نقطه نظر دون خوان این نفس ادراک نیست که توسط همنوعانمان تحت تاثیر قرار میگیرد- بلکه "دقت" ماست ."دقت" در اثر نفوذ آگاهانه و مداوم- عاقبت به حوزه هایی از واقعیت معطوف میشود که با توصیف بودش همنوعان تطبیق میکند. بدین طریق ما در توهمی اسیر شده ایم که با قدرت شخصی خویش نمیتوانیم خود را از شر آن خلاص کنیم. دون خوان این مسئله را "دقت اسیر شده در تونال" یا "اولین دقت" مینامد. و باید بدانیم که ما در کل طیف واقعیت سهیم هستیم حتی اگر (بوسیله دستکاری همنوعانمان از بدو تولد) از آن آگاهی نداشته باشیم. در حقیقت مسئول واقعی این روان گسیختگی "ذهن" ماست. بدین ترتیب ادراکات "دومین دقت" توسط "اولین دقت" قهرا پس رانده میشوند. تمامیت خویش(یا خویشتن خویش): دون خوان مایل است که ما از ادراکات خارج از بودش خود (تونال) نیز آگاه شویم. برای این منظور ضروری است که ما آگاهانه "دومین دقتمان" را بکار گیریم. هنگامیکه موفق شویم از هر دو قسمت دقتمان وحدتی بوجود آوریم- پایگاه آغازین و فطری خویش را دوباره بدست می آوریم. ما به "تمامیت خویش" دست میابیم. انسان به عنوان عالم صغیر در ساختار درونی خویش و در ساخت معنوی خود- در تمام جزئیات- با عالم کبیر با کیهان تطابق کامل دارد. از این نقطه نظر تنها از طریق یکپارچگی آگاهانه "اولین و دومین دقت" بدل به انسانی کامل میشویم. برای رسیدن به این هدف- طی مراحل زیر لازم است: 1- پذیرش نخستین(یعنی پذیرش دیدگاه مذکور درباره هستی- شخص باید متوجه شود که خارج از بودش وی- نیروها و رویدادهایی وجود دارد که برای آنها نه توضیحی دارد و نه توصیفی ولی به صورت نفوذ پذیری بر وی اثر میکنند که نمیتواند در وجود واقعی آنها شک کند.) 2- تجدید نظم "تونال" 3- رهایی "اولین دقت" از "تونال" 4- تمرکز "دومین دقت" در "ناوال" 5- از دست دادن شکل انسانی 6- متوقف کردن دنیا http://www.arvah.org/index.php?topic=787.0 (مبحث تونال و ناوال) تجدید نظم "تونال" به واسطه برگزیدن زندگی "شکارچی" و "سالک مبارز" برای فرد فرهم میشود چرا که از این طریق اعتماد به نفس فوق العاده ای کسب میکنیم که وابسته به نظم- خودداری و تزکیه نفس گسترده ای است. رهایی "اولین دقت" از "تونال" رویدادی قطعی و عمیقا دریافتنی است. خویشتن را باید کاملا آگاهانه از این وضعیت و از شیوه های دید و رفتاری تلقین شده برهانیم. برای این کار فنون "توقف گفتگوی درونی" را به کار میگیریم. (عمل کردن بدون چشمداشت – درست راه رفتن – خیره شدن – محو کردن گذشته شخصی) برای تمرکز "دومین دقت" در "ناوال" دون خوان 4 فن را به ما می آموزد که بدانیم چگونه به کمک آنها "دقت دوم" را به چنگ آوریم: 1- رویا دیدن 2- ترک عادات روزمره 3- خرامش قدرت 4- بی عملی با این وصف هدف ما باید این باشد که در همان وسعت و حجم آگاهی روزانه بر "دومین دقت" تسلط یابیم. ابزار این کار "اراده" است. دون خوان به عنوان وسیله ای خاص برای پیشرفت و تکمیل اراده- فن "رویا دیدن" را توصیه میکند. دون خوان از "رویا دیدن" به عنوان اوج هنر "دومین دقت" نام میبرد. "رویا دیدن" از نظر دون خوان عملی آگاهانه و فعال برای به راه انداختن و کنترل "دقت دوم" است. برای این منظور وی توصیه میکند که در خواب دستهای خود را ببینیم و تنها چاره برای آنکه رویا دیدن موفقیت آمیز باشد- نظمی پایدار است. برای این منظور تمرینها باید در سپیده دم یا دیر وقت شب انجام گیرد(چون نیاز به آرامش کامل و بی دغدغه دارند.) برای رسیدن به مرحله رویا: 1- در حالت کاملا آرام و راحت قرار میگیریم. 2- گفتگوی درونی را متوقف میکنیم. 3- به جسم در ناحیه نوک استخوان جناغ سینه توجه میکنیم. 4- مکان یا شیء مورد نظرمان را تجسم میکنیم. برای رویا دیدن سه فن کمکی توصیه میشود که همانا ترک عادات روزمره – خرامش قدرت و بی عملی است. خرامش قدرت: پیشرفت در طریق معرفت به شیوه ای خاص- وابسته "اقتدار شخصی" ماست. "اقتدار شخصی یک احساس است. چیزی شبیه خوش اقبالی یا میتوان آنرا نوعی حال و وضع نامید. اقتدار شخصی چیزی است که شخص بدون وابستگی به اصل و نسب خویش کسب میکند." به محض اینکه بگذاریم قدرتهای نا خود آگاهمان- ما را راهبر شوند- میتوانیم تصمیماتی را بگیریم و اعمالی را به انجام برسانیم که برای آنها راه حل معقولی نمی یابیم. "اقتدار شخصی" همانا توکل بر قدرتها و امکانات شهودی خودمان است. بی عملی: دون خوان فرآیند خود آگاهی را که با آن ادراکاتمان را دستکاری میکنیم تا آنرا با بودش تطبیق دهیم "عمل" مینامد. هر عمل آگاهانه ای که مخالف رفتارهای عادی و مطابق با بودش باشد- تمرین در زمینه "بی عملی" است. از دست دادن شکل انسانی همانا "مرگ عرفانی" است. و برای رسیدن به این هدف- رسیدن به خویشتن خویش- عمری تلاش لازم است. دون خوان برای این راه طویل که باید تا رسیدن به هدف پشت سر بگذاریم و در طول راه در دنیای انسانهای "عادی" سیر کنیم- دو فن را به ما توصیه میکند: 1- کمین و شکار کردن (شیوه رفتاری که با تکیه بر محیط اطراف و بر رفتار همنوعانمان به دنیای برون –تنظیم شده است. و هشیاری کامل و همه جانبه سالک را به میدان میکشد تا مبادا هیچ اتفاق و رویدادی را به دست تصادف بسپارد. ) 2- مرور کامل (یاد آوری کامل و تجربه دوباره زندگی مان از ابتدا تا اکنون)(انسان را از آسیبهای روحی و آثار آنها رها میسازد. مرور کامل در واقع شخم زدن ذخایر ضمیر ناخود آگاه است برای آزاد سازی و گشودن گره هایی که علت مشکلات رفتاری امروز آدمی است. این یادآوری کامل سبب رفع انسدادهای انرژی شده و تمامی منابع و کانالهای انرژی را دستیافتنی میکند.) و به طور کلی یک سالک باید بی عیب و نقص عمل کند چرا که ممکن است عملی که در حال انجام آن است- آخرین مبارزه اش بر روی این کره خاک باشد. پس " بایستی هدفمان را "تمامیت خویش" را کمین و شکار کنیم تا بتوانیم به آن دست یابیم. در این بین 4 خطر عمده هم بر سر راه سالک وجود دارد: 1- ترس 2- وضوح بدست آمده(یعنی باور کردن اولین وضوحات به عنوان واقعیت کل) 3- اقتدار(که اگر بر ما غلبه کند امکان ندارد که به واقعیت دست یابیم.) 4- کهولت "تنها مبارزه طلبی ارزشمند زندگی- پیمودن تام و تمام طول راه به هدایت دل است." * امیدوارم که این بررسی تیتروار برای دوستان مثمر ثمر واقع شود و آنها را به طریق معرفت رهنمون گردد. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |
|
< |