تبليغاتX
صبح رامهرمز

samanghan





چشم سوم و متافیزیک 

تاریخچه چشم سوم


امروزه در اکثر ادیان ، مذاهب ، فرهنگ‌ها و اقوام بر اهمیت چاکرای آجنا تأکید می‎شود و این اهمیت به دوران ماقبل تاریخ برمی‎گردد . در آن زمان آجنا نقش یک حس گر روحی و معنوی را داشته است . گفته می‎شود که چشم سوم در انسان‌های اولیه کارایی داشته است . امروزه در انسان‌های قرن جدید نیزشواهدی از عملکرد چشم سوم وجود دارد .
                       
در انسان‌های قدیم ، چشم سوم به ‌طور طبیعی فعال بوده و از آن بهره می‌گرفتند . به عبارت دیگر آجنا در آنها یک ارگان ماورائی فعال بوده که به ‌طور روزمره از آن استفاده می‌شده است. این در حالی است که در انسان مدرن هزاره‌ی سوم ، آجنا به ‌طور معمول یک ارگان غیر فعال و خاموش است ، و فعال کردن آن مستلزم شناخت و تمرین می‌باشد.
                       
بنا بر نظر برخی از متا فیزیسین‌ها ، بارزترین نمونه توجه به چشم سوم را می‎توان در بین هندوان مشاهده کرد . آنها حداقل یک بار در روز آداب مذهبی را انجام می‎دهند ، که قرار دادن یک نقطه از پودر رنگی روی پیشانی ( چشم سوم ) نیز بخشی از آن می‎باشد ، این عمل باعث تحریک و فعال شدن چشم سوم می‎شود . در زنان هندی این علامت بر روی پیشانی نشانه ازدواج می‎باشد و وجه تمایز بین زنان و دختران در جامعه هند است .
                       
در کتابهای مذهب هندو مطالب زیادی درباره‌ی آجنا نوشته شده است . وقتی مسیحیان کاتولیک در برابر صلیب زانو می‎زنند ، با انگشتان خود علامت صلیب را بر روی سینه ترسیم می‎کنند که رأس این صلیب همیشه ، پیشانی ( چشم سوم ) است . بودائیان احترام خود را نسبت به چاکرای آجنا با قرار دادن یک قطعه جواهر یا زیور گرانبها در مرکز پیشانی مجسمه بودا نشان می‎دهند .
                       
آرایش پیچیده‎ی سربندی که سرخپوستان استفاده می‎کنند از پرهای رنگارنگی تشکیل شده ، که به نواری تزیین شده وصل می‎باشند . آرایش این سربند در اطراف مرکز پیشانی حالت قرینه دارد . افرادی که دارای توانایی‌های روحی بیشتری هستند ، سربندهای بزرگ‌تر با آرایش پرزرق و برق‎تر استفاده می‎کنند .

سربند مصریان قدیم در محل پیشانی دارای شکل یک افعی با سری افراشته است . در فرهنگ مصریان ، افعی یک سنبل معنوی است و حضور آن در محل آجنا بر اهمیت این نقطه تأکید می‎کند . سربندی که برخی از سربازان در زمان جنگ به پیشانی می‎بندند نیز جای تأمل دارد .
                       
مسلمانان در نمازهای روزانه‌خود به ازای هر رکعت نماز دو بار سجده می‎کنند و در هنگام سجده ، پیشانی را بر مهر می‌گذارند و ذکر می‌‌گویند . علاوه بر این در اسلام از سجده ( گذاشتن پیشانی بر مهر ) به عنوان نزدیک‌ترین حالت انسان به خداوند یاد شده است . هم‌چنین از سجده در این دین الهی به کرات به عنوان صفت مؤمنان یاد شده است . در احوال بزرگان و پیشوایان دین اسلام آمده است که ساعت‌های طولانی را به سجده سپری می‎کردند !
                       
سجده دارای فواید عدیده‌فیزیکی و ماورائی است که ما از آن بی‌خبر و غافل هستیم ولی بر اساس شواهد و قرائن موجود به نظر می‌رسد که یکی از این فواید تحریک آجنا باشد . اگر این گونه باشد ، یک مسلمان حداقل 34 مرتبه در روز ، چشم سوم را تحریک می‌نماید .

انطباق محل سجده ( پیشانی ) با مکان چشم سوم ( پیشانی ) ، ارتباط هر دو با مسائل ماورائی و معنوی ، بیان « ذکر » در سجده و بیان « مانترا » برای تحریک آجنا ، فشار فیزیکی بر پیشانی به هنگام سجده و اثرات ماساژ و فشار بر پیشانی برای تحریک چشم سوم ، سجده بر مهر از جنس خاک و استفاده از خاک ، به عنوان منبع انرژی برای تحریک آجنا ، گذاردن کافور بر پیشانی مرده و استفاده از کافور برای تحریک چشم سوم در متافیزیک و... همه نشان از ارتباط این دو مقوله ( سجده و چشم سوم ) با یکدیگر دارد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

خاطرات ارواح پس از ترک بدن 

پس از مرگ جسم مادی و پذیرش حقیقت جهان روحی و زندگانی پس از مرگ برای ارواح موجب می گردد که روح بسیاری از اشخاص به آگاهی های تازه ای دست یابند و از بخش هایی از خاطرات دوران زندگی خود که همان ماده و ماده پرستی است دست بردارند و در زمان پذیرش واقعیت مرگ بسیاری از خاطرات مادی را به دلیل سنگینی زیادی که دارند به ترتیب از خود دور سازند و با آرامش کامل و روحی سبک به جهان ارواح سفر کنند .زمانی که با ارواح مختلفی تماس حاصل می شود و درباره زمان حیات و مرگ و حالت انتقال آنها به عوالم روحی پرسشهایی بعمل می آید از گفتار آنها در می یابیم که حالت و وضعیت ارواح از نظر فرا موشی یا نگهداری خاطرات زمان های مادی گذشته یکسان نیستند و این یادآوریخاطراط ارواح با زمان بقای روح در عوالم روحی نسبت مستقیم دارد یعنی هرچه ارواح نسبت به دیگران زودتر زندگانی روحی خود را شروع کرده و به عوالم بالاتر روحی رفته باشند به همان نسبت نیز خاطرات زمان حیات را بیشتر از دست داده اند و حتی گاهی به زحمت می توانند خاطره ای از زمان حیات مادی خود به یاد آورند.این حالت را در زمان حیات مادی افراد نیز می توان مشاهده کرد کما اینکه فرزندان وقتی از پدر و مادر و خانواده فاصله می گیرند پس از مدتی آنان را فراموش می کنند و حتی سالی یک بار همبه یاد آنها نمی افتند و این حالت غریزی پس از مرگ نیز به گونه ای دیگر ادامه دارد.البته این حالت مربوط به ارواحی است که در قسمتهای بالای جهان سوم روحی(بهشت) قرار گرفته اند.

باید این مطلبرا گفت که مقدار زیادی از خاطرات زمان حیات مادی در آن جهان بی آثر است چون هر شناخت دارای موجی است و خاطرات زمان حیات مادی نیز دارای سنگینی زیادی هستند و هیچگاه آن امواج مورد استفاده ارواح در جهانهای روحی قرار نخواهد گرفت لذا کلیه آنها را از ضمیر عقلی خود می زدایند و با انجام این کار و سبک تر شدن بیشتر می توانند حرکت به سوی جهانهای روحی را آسانتر انجام دهند .البته خاطرات عاطفی و معنوی و علمی تا زمان های بسیار درازی در یاد بسیاری از ارواح باقی می ماند و گاهی هم در بعضی از ارواح قدرت برخی از این خاطرات قوی تر می شوند .البته وجود چنین حالتهایی فقط تا طبقه هشتم جهان سوم ادامه خواهند داشت و از آن پس کم کم از بین می روند. و زمانی که ارواح وارد جهان چهارم روحی می شوند از یک حالت تکاملی دیگری برخوردار می شوندکه از آن پس ثقل کلیه خاطرات مادی را از ذهن روحی خویش پاک می کنند

ارواح پیوسته علوم جدیدی را جایگزین خاطرات بی مصرف زمان های گذشته خود می نمایند و در نهایت زمانی فرا خواهد رسید که ارواح در وجود روحی خود هیچگونه خاطره ای از زمان حیات های گذشته باقی نمی گذارند و از این زمان است که ارواح از جهان سوم به جهان چهارم ارتقا یافته و از این پس باید خود را به مرحله تکامل روحی و تغییرات موجی برسانند و به جهانهای بالاتر تلاش می کنند و تمام خاطرات مادی زمان حیات را از ضمیر روحی خویش پاک خواهند کرد.

ارواح در عوالم روحی به نیروهای دیگری که خارج ار نیروهای موجود در سطح کره زمین است و با علم محیط بشریت برابری ندارد دست می یابند و آن به گونه ای است که در زمان حیات مادی برای بشر تصور به دست آوردن چنین نیروهایی غیر قابل باو می باشد.

در جهان ارواح این نیروها به ارواح فروتنی تواضع ومحبت و... را هدیه می کنند و وجود چنین نیروهایی در ارواح باعث می شوند که آنها برای کمک به کلیه افراد جوامع بشری بشتابند و به شکل ارواح نگهبان یا محافظ و ... از هر فردی در زندگی مادی مراقبت و مواظبت کنند ضمن این که با انجام چنین علمی خود را نیز به تکامل نزدیکتر می سازند.

زمانی که ارواح بر روی کره زمین و بخصوص در مجالس روحی حاضر می شوند می بینیم که لباس های زمان حیات خود را در بر دارند .این عمل ارواح به دو دلیل صورت می گیرد


1-ارواح تا مدت ها پس از مرگ خاطرات و اخلاق و رفتار و علاعق زمام حیات مادی خود را کاملا از دست نمی دهند


2- ارواح در زمان حضور تجسدی در مجالس روحی کوشش بر این دارند تا از لباسهای معمولی زمان حیات خود استفاده کنند و این عمل به این دلیل است که کسانش در نخستین وهله تجسد بتوانند شخصیت مادی گذشته او را بشناسند


بطور کلی درباره خاطرات ارواح باید گفت هیچ روحی پس از جدا شدن از جسم مادی و سفر به جهانهای روحی کلیه خاطرات را تا زمان رسیدن به جهان چهارم همچنان در خود حفظ می کند چون تا طبقه هشتم بهشت هم احتمال بازگشت روح به جهانهای مادی وجود دارد و می بایست روح خاطرات گذشته خود را به یادداشته باشد تا در صورت بازگشت آنها را بکار گیرد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تای چی (مراقبه پویا ) 

تاي چي (مراقبه پويا) چیست؟

تاي چي يا يوگاي چيني به معني نهايت برتر است و نحوه جاري كردن چي يا نيروي حياتي در روان و جسم را به هنرجو آموزش مي‎دهد . تاي چي حاصل تركيب سه فلسفه بوديسم ، تائوئيسم ، و كنفسيوس مي‎باشد . تاي چي هنر مراقبه فعال است و در عصر حاضر يكي از مؤثرترين راههاي رهايي از تنش و بازسازي روان و جسم انسان امروز به شمار می آید . چون در عصر حاضر انسانها عادت به فعاليت و حركت كرده اند ، براي آنها بسيار مشكل است كه در گوشه اي ، ساكت و ساكن بنشيند و به خود بنگرند . ولي تاي چي به عنوان هنر مراقبه فعال به هنرجو ياد مي‎دهد كه چگونه در حين فعاليت بتواند به نيروي دروني و جوهر ابدي خود آگاه شده و بتواند در ژرفاي وجود خود، تحقيق كند و گوهر وجودي خويش را كه همانا آگاهي و روشنايي است صيد كند .


ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

شفای ذهن 

اگر خواستار شفای جسم هستيد، بايد نخست ذهن را شفا بخشيد».

(افلاطون 427-347 ق. م)

ذهن انسان يكی از اسرار طبيعت محسوب می‏شود كه هنوز دانش بسيار اندكی درباره قدرت ذهن و بسياری از پديده‏های مربوط به آن برای بشر امروز آشكار شده است. ‌‌طی دهه‏های گذشته ديدگاه‏های برخاسته از تكنولوژی، موجب شده كه وجود نيروهای ذهنی كنار گذاشته شود يا به‌كلی انكار گردد. اما اخيراً بينش جديد و غير متعصبانه علوم، برخی از اين نيروها را دوباره مورد تأييد قرار داده و اسرار آن‏ها را از نو بررسی كرده است. ‌‌امروزه پزشكان و دانشمندان با بررسی‏ها و تحقيقات علمی به عمل آمده پذيرفته‏اند كه نيروی ذهن نقش بسيار مهمی در سرنوشت و سلامتی انسان ايفا می‏كند. اگر بگوييم انرژی ذهن از نيرومندترين انرژی‏ها در زندگی بشر است اغراق نكرده‏ايم.

ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

اقیانوس آگاهی 

وضعيت كنوني انسان به‌گونه‏اي است كه روز به روز، بيش از پيش در مرداب ناداني فرو رفته و ضعيف و ضعيف‏تر مي‏شود. او براي رفع نيازهاي روزمره‏اش با رنج و سختي دست و پنجه نرم مي‏كند و هر روز رنجورتر از روز قبل، رو به سوي انحطاط و مرگ و نيستي گام برمي‏دارد. انسان عصر حاضر همچون مرده متحركي شده كه كليه استعدادها، موهبت‏ها و توانايي‏هاي بالقوه و بالفطره‏اش را فراموش كرده و به خاك سپرده است. در چنين وضعيت اسفباري راهي جز بازگشت و قرار گرفتن در مسير آگاهي ندارد.
هر کدام از ما انسان‌ها در سطحی از آگاهی زندگی می‌کنيم، در سطحی از آگاهی می‌انديشيم و تصميم می‌گيريم و بر اساس همان سطح آگاهی‌مان نيز ارزش‌ها و معيارهايي برای زندگی‌مان در نظر گرفته و به درک هستی می‌پردازيم. وضعيت مالی، خانوادگی، سلامتی و ويژگي‌های جسمی و روانی ما به سطح آگاهی که در آن قرار داريم مربوط می‌شود. براستی آگاهي چيست؟ چرا اينقدر مهم است؟ چطور می‌توانيم در سطوح بالاتر آگاهي قرار بگيريم؟ و اصلاً چرا بايد در مسير آگاهي گام برداريم؟ و...

آگاهي مفهومي كهن و قديمی است. آگاهی يک مقصد نيست که بخواهيم بدان برسيم بلکه روندی پويا و در حرکت است. حرکتی مستمر و پی‌درپی. آگاهی دارای سطوح مختلفی است و هر سطحی هم تعاريف و اصطلاحات خود را داراست.
ما در فرآيندي مستمر و پي‏درپي در مسير تكامل آگاهي قرار می‌گيريم. بايد گفت فکر در پائين‌ترين سطوح آگاهي و يگانگي و اتصال به سرچشمه دانايي، در بالاترين سطح آگاهي قرار دارد و انسان سفری در پيش روی دارد تا در بالاترين سطح آگاهی قرار گيرد.
خداوند مهربان كه هيچ‏گاه و در هيچ مرحله‏اي از زندگي، انسان را به حال خودش رها نكرده است، موهبت‌ها و ابزارهايي در اختيار انسان قرار داده تا بتواند در سفر آگاهی با كمك آنها به بالاترين سطح شعور و آگاهي برسد. در سفر آگاهي، ذهن ابزار و موهبتي الهي براي حركت ما به سوي كمال و يگانگي است. ذهن انسان همانند اقيانوسي عظيم است، اقيانوسي از آگاهي و انرژي. در اعماق اين اقيانوس عظيم، سكوت و آرامشي عميق حكمفرماست. امواج خروشان و سطحي اقيانوس، لايه‏هاي سطحي ذهن و عمق آرام اقيانوس به مثابه لايه‏هاي عميق ذهن هستند.
آب اين اقيانوس، شعور خلاق و انرژي هوشمند است... همه حركات، انديشه‏ها، اعمال و رفتار، عادات، احساسات، رؤياها، نيروها، قابليت‏ها و توانائي‌ها و تمايلات و كشش‌ها از اين افيانوس بيكران كيهاني سرچشمه مي‌گيرد... وضعيت‌هاي مختلف زندگي انسان مانند وضع سلامتي، وضع مالي، روابط و حتي ويژگي‌هاي جسمي و رواني انسان از همين جهان ذهني ناشي مي‏شود. هر انديشه، حركت، ويژگي و رفتاري از عمق و لايه‌ي معيني از ذهن نشات مي‌گيرد. هر حركتي از هر نوع و به هر شكل از عمق معيني از ذهن سرچشمه مي‏گيرد. به‌عبارتي هر حركت ريشه در عمق معيني از ذهن دارد.
اقيانوس ذهن انسان به منبع و سرچشمه آگاهي و شعور هستي متصل است. ذهن به سوي عرصه‏هايي جذب مي‏شود كه سرور و لذت بيشتري را دربردارد و زماني كه ذهن را متوجه درون مي‏كنيم، او را به سرزمين وجد و سرور مطلق رهبري كرده‏ايم. پس هر چه ذهن به درون متمركز باشد و توجه بيشتري به سطوح بالاتر آگاهي داشته باشد، در اين روند و سفر آگاهي، موثرتر عمل خواهد نمود.
ذهن از قدرت‏هاي اسطوره‏اي خاصي برخوردار است. فقط كافي است جرأت داشته باشيم و بتوانيم اين ماشين خلاقيت را به كار اندازيم و از آن استفاده نمائيم.
وقتي از قدرت و توانائي‏هاي ذهني خود، آگاه شويم مي‏توانيم ساده‏تر از اين قدرت‌ها بهره‏مند گرديم و در هر لحظه بهترين و خوب‌ترين استفاده را از اين موهبت الهي بنمائيم.
در طي سال‏هاي اخير، كشف مكانيزم ذهن و فكر انسان بسيار مورد توجه قرار گرفته است. چرا كه بشر همواره تمايل دارد به سمت بهترين‏ها حركت كند و به كمال برسد.
اکثر ما قدرت و توانايي ذهن‌مان را به فراموشی سپرده‌ايم و از اين ابزار و موهبت الهی درست استفاده نمی‌کنيم. اغلب مطالعات علمی در سراسر دنيا در ارتباط با ذهن و مغز و توانايي‌های انسان شايد در جهت به کارگيری بهتر توانايي‌های ذهنی باشد. هم اکنون اين ابزار و موهبت الهی در اختيار ما قرار گرفته و ما برای حرکت به سوی کمال، بايد با درک و شناخت توانايي‌های ذهنی‌مان، بهره‏گيري مناسب‏تر و صحيح‏تری از اين موهبت الهی داشته و گام هايي محكم در مسير هدايت و حركت به سوي كمال برداريم.

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

آيا هيپنوتيزم مي تواند نابغه بسازد؟ 

آيا هيپنوتيزم مي تواند نابغه بسازد؟

دكتر وان پلت در فصل 24 كتاب ( اسرار هيپنوتيزم) نشان داده است كه يك شخص با استعداد متوسط مي تواند تحت تاثير چندين جلسه هيپنوتيزم نابغه شود.اين اظهارات داستان غير واقعي نيست بلكه اين حقيقت صد در صد واقعي و علمي است.
يك آزمايش هيپنوتيزم نشان داده است كه يك هنرمند نقاش در حال هيپنوتيزم توانسته است در مدت شش ساعت يك تصوير را نقاشي كند كه در بيداري احتياج به هفتاد ساعت وقت داشته است. اريكسن ميلتن (1) در صفحه 164 فصل دوم كتاب خود مي نويسد: ((... او براي ترسيم اين نقاشي ده سال وقت صرف كرده بود ولي باز هم به خوبي موفق نشده بود...)) و در فصل دوازدهم اين كتاب مي بينيم كه وقتي( راچمانينف ) موسيقيدان بزرگ روس در ساختن آهنگ معروف خود مواجهه با شكست شد ، هيپنوتيزم دكتر داهال در مسكواو را قادر ساخت كه آهنگ خود را تكميل كند و به موفقيت بزرگ جهاني نائل آيد.

ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

روش های فوری بیدار کردن سوژه در هیپنوتیزم 

این موضوع که یک سوژه با روش های متعارف بخوبی از خواب هیپنوتیزمی بیدار نشود پدیده بسیار نادر است. اگر شما با این حادثه برخورد کردید , یکی از دلایل آن این است که سوژه از استقرار در یک حالت ریلاکس شدن عمیق لدت می برد و نمی خواهد از این وضعیت دلچسب و فرح انگیز خارج شود. بلکه بر عکس مایل است این حالت مطبوع تداوم پیدا کند. شاید هم بر اثر یک پیش داوری تر آلود , نمی خواهد از خواب بیدار شود.
در این شرایط شما اصلا نباید اعتماد به نفس خود را از دست بدهید. سعی کنید حدس بزنید که چه چیزی باعث شده تا او همچنان در حالت خواب باقی بماند. در این شرایط به او تاکید کنید که استراحت او کافی بوده و حالا زمان بیدار شدن او فرا رسیده است. به او متذکر شوید که شما می خواهید تا پنج بشمارید . زمانی که به عدد پنج برسید , او کاملا بیدار و هوشیار خواهد بود. پس از آن مطابق روش های معمولی این شمارش را تا پنج انجام دهید. یک روش جالب این است که این شمردن را به عهده سوژه بگذارید و به او بگویید که در ذهن خودش تا پنج بشمارد . زمانی که به عدد پنج رسید , کاملا بیدار و سر حال خواهد بود . می توانید به او بگویید که با شمردن هر عدد , نفس عمیقی هم بکشد.
گاهی دمیدن سریع بازدم تنفسی بر روی چشمان او , باعث میشود تا بسرعت و بخوبی از خواب بیدار شود. یک روش دیگر آن است که پلک های او را از یکدیگر باز کنید و هوای بازدم تنفسی خود را بشدت مناسبی به چشمان او بدمید.
اگر تمام این اقدامات بی نتیجه بود و این پدیده ای بسیار بسیار نادر است , سوژه را در یک مبل یا رختخواب به حالت استراحت قرار بدهید و به او بگویید تا زمانی که مایل است , می تواند بخوابد و او را راحت بگذارید . پس از مدتی او از خواب بیدار میشود. اگر این جریان شما را برآشفته و دستپاچه نکند , در تحت هیچ شرایطی سوژه از بیدار نشدن دچار ناراحتی نخواهد شد.
در موارد بسیار نادر مکن است نیاز پیدا شود به اینکه شما یک پنکه را در مقابل صورت سوژه قرار داده و با دست چشمان او را باز کنید تا هوای سرد به صورت و چشمان او برخورد کند. اگر پس از بیدار شدن آثاری از سستی و بی حالی در او مشاهده کردید , به او کمک کنید تا کمی د هوای آزاد قدم بزند تا جریان خون او بهتر به حرکت آید و وضع او به حالت عادی برگردد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تاریخچه هیپنوتیزم 

هيپنوتيزم ازواژه یونانی hypnos به معنی خواب مشتق شده است وتاریخجه آن به دوران بسیارکهن دراقوام گونا گون مصری، یونانی، ایرانی و هندی باز می گردد. رومیان قدیم با پدیده هیپنوتیزم گروهی آشنایی کامل داشتند وبرای لذت بیشتر در معابد چندگانه خود از این فن استفاده می کردند. درنزد قبایل بدوی نیز مراسمی وجود داشت که به صورت گروهی اجرا می شد. در این مراسم با نواختن طبلها وسنج های مخصوص همگان به یک رقص دسته جمعی می پرداختند و پس از ساعتها رقصیدن در اوج خلصه وبی خبری (هیپنوتیزم جمعی) قرار می گرفتند.همچنین سرخپوستان قبل از جنگیدن برای اینکه ترس را از تن خود خارج نمایند با روی آوردن به رقص دسته جمعی که با صدای طبل همراهی می شد به یک حالت خلسه وشوریدگی می رسیدند که اشتیاق و ولع خاصی برای جنگ با دشمن در خود احساس می کردند و سر از پا نشناخته به نبرد با دشمن می پرداختند. مانند اینگونه مراسم در نزد اقوام دیگر هم دیده شده است. این رقصهای گروهی به راحتی می توانند یک پدیده هیپنوتیزمی تعبیر شوند.
ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تاثیر بر بدن با خودهیپنوتیزم و تلقین 


بنده با تجربه اندکی که دارم،به تجربه (البته در کتب هم اشاره شده) متوجه شدم تاثیر خودهیپنوتیزم و تلقین بر بدن میتونه فوق الاده باشه و به تدریج میشه تقریبا میشه کنترل تمام کارهای خودکاره بدن از ضربان قلب تا ... رو تحت کنترل گرفت.
اینا نمونه ای از تجربییات شخصیه منه:

1-افزایش اندازه قطر بازو یا کنترل متابولیسم!!
چن سال پیش وقتی بدن سازی رو شروع کردم متوجه شدم بازوی چپم خیلی از راستیه ضعیفتر و نحیفتره(ضعیف بودن سمت چپ در افراد راست دست طبیعیه)، شروع به تلقین در مورد این موضوع کردم مثلا در حالتی که خودمو هیپنوتیز کرده بودم تصویری از خودم میساختم که بازوهای هم اندازه دارم،یا اینکه بازوی چپم سریعتر رشد میکنه و... بعد از 2-3ماه کاملا اختلاف اندازه بازوم از بین رفت،این کارو بدون تغییر در برنامه تمرینی 2دست انجام دادم.اعتقاد دارم میشه متابولیسم رو حتی تو 1عضو کنترل کرد.
2-کنترل بر ضربان قلب
با انجام تمرین تمرکز به ضربان قلب متوجه شدم به راحتی میتونم سرعت قلبمو تغییر بدم. با خودهیپنوتیزم و تلقین الان میتونم در هر حال (بدون تمرکز خاص) ضربان قلبمو روی یه عدد خاص ست کنم، بطوری که بدون احساس ناراحتی میتونم با ضربان 48-49در دقیقه به فعالیت های روزانم بپردازم.(ضربان طبیعی حدود 72 است)
3-اختلاف انداختن در نبض مچ دست چپ و راست
....................................................................
من حتی فکر میکنم میشه روی ترشح غدد داخلی هم تاثیر گذار بود.
خوشحال میشم اگه دوستان در این زمینه تجروبیاتی دارن مطرح کنن

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

هر انساني چهار نوع فركانس مغزي داره 

هر انساني چهار نوع فركانس مغزي داره:



1 - بتا كه همون حالت بيداري كامله و ضمير خود آگاه ما توش فعاله.



2 - آلفا _ خلسه _ ترنس.



3 – تتا _ امواج تله پاتي.شهود.روشن بيني.



ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

چگونگی تائیر اصوات هماهنگ کننده مغزی 

الگوهای امواج مغزی

الکترو آنسفالو گراف دستگاهی است که فعالیت الکتریکی مغز را نشان میدهد . آزمایشگاههای متعددی درسراسرجهان با این وسیله مطالعات و تجربیات زیادی برای درک بهتر 4 الگوی اصلی امواج مغزی ( بتا . تنا . دلتا ) انجام داده اند

هر فرکانس دارای ویژگی مشخصی میباشد و حالت مشخصی از آگاهی را ایجاد میکند. امواج بتا ( 14 سیکل در ثانیه و بالاتر) نشان دهنده وضعیت بیماری عادی و هنگامی که توجه فرد جهان خارج میباشد امواج الفا( 13-8 سیکل در ثانیه)در زمان خیال پردازی مدیتیشن سبک هنگامی که چشمها بسته هستند . امواج تنا( 7-4 سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب و مدیتیشن عمیق و امواج دلتا ( 3- 5 /. سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب عمیق و مدیتیشن های بسیارعمیق رخ میدهد. مطالعات انجام شده نشان دهنده آن است که ارتشاعات ناشی از اصوات ریتمبک تاثیر عمیقی روی فعالیت مغزی دارند . شمنها از اصوات ریتمک متنا وب تولید شده توسط طبل برای انتقال اگاهی و سفرهای خارج از کالبد به جهان های درون استفاده میکنند .در بین راهبان تبتی با استفاده از مانترهای ریتمیک و یکنواخت برای ورود به وضعیتهای مدیتیشن عمیق استفاده اثرات مشایهی در شنوندگان این مانترها نیز مشاهده شده است . ریتم های ملایم و ضربان دار نیز به طریق متشابهی عمل میکنند .در صورت اینکه مورد نظر توسط کامپیوتر تولید میشود بسیار دقیق و یکنواخت بوده و میتوانند برای ایجاد حالت های مطلوب مغزی استفاده شود . این حالت بسیار شبیه تنظیم کردن یک رادیو روی ایستگاه مشخصی میباشد

با تکنو لوژی اصوات همانگ کننده ی مغزی میتوانیم آگاهی خود را روی دامنه ی وسیعتری از وضعیت های مغزی تنظیم کنیم : هوشیاری، تمرکز، توجه، ریلکسیسن ، تجسم ، خلاقیت الهام ، حافظه ، مدیتیشنخواب عمیق ، و جدایی آگاهی . مانند امواج صوتی ، مغز و ارتعاشات مخصوص به خود را داشته و از آنها جهت ارتباط با قسمتهای دیگر بافت عصبی و بخش های مختلف بدن استفاده میکند

دستگاه الکترو آنسفالو گراف با اندازه گیری پالسهای حاصله نورونها که بر حسب سیکل در ثانیه بیان میشود امواج مختلف مغزی را تشخیص میدهد همانطور که ذکر شد امواج بتا در حد فاصل40-13 قرار داشته و با تمرکز بالا و هوشیاری توسعه یافته مرتبط میباشد. برخی از دانشمندان عقیده دارند که فرکانس بتای 40 هرتز کلید ادارک میباشد

امواج الفا در حدود 12-7 قرار گرفته ریلکسیشن عمیق مرتبط می باشد ولی نه یک مدیتیشن کامل ، در الفا ما شروع به دستیابی به ثروت عظیم خلاقیت میکنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرار گرفته است الفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت های عمیق تر اگاهی میباشد. همچنین آلفا محل فرکانسی است که به عنوان فرکانس رزو نانس میدان الکترو مغناطیسی زمین شناخته میشود تتا در حد فاصل 4-7 هرتز قرار داشته و ناحیه ی شگفت آوری که میتوانیم آن را مورد مکاشفه قرار دهیم تتا به عنوان وضعیت سایه روشن آگاهی نیز شناخته میشودبه طور معمول ما به صورت خیلی گذرا در هنگام بر خواستن از خواب ( دلتای عمیق ) و یا هنگام فرورفتن در آن را تجربه میکنیم . در رویاهای ، تصویر زنده لحظه ای در مقابل چشم ذهنی در وضعیت تتا رخ میدهند و در این حالت ما مستعد دریافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهیمان هستیم . همچنین تتا دروازهای برای یادگیری و حافظه شناخته شده است . مدیتیشن تتا باعث افزایش خلاقیت ، تقویت قدرت یادگیری ، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و توانائیهای دیگری در زمینه ادراک فراحسی می شود

امواج دلتا در حدود 4-0 هرتز قرار می گیرند . دلتا با خواب عمیق مرتبط می باشد . علاوه بر این فرکانسهای خاصی در محدوده دلتا باعث ترشح هرمون رشد که در بهبود بیماریها و ترمیم بافتها موثر است می شوند. این امر توضیح دهنده ضرورت یک خواب آسوده و عمیق در فرایند بهبود امراض می باشد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تجسم احساسات يا احساس تجسمها 


این بازی را در اوقات فراغتم ابداع کردم. به این دلیل از آن به عنوان بازی نام میبرم چون از آن لذت میبرم. در واقع، در همان حال که بازی است تمرین نیز میباشد. کاری است که من گاهی در اوقات فراغت، در سکوت، به آن میپردازم.
خوب، برای شروع یک سوال از شما میپرسم. برای اینکه بدانید که سطح یک سنگ یا چوب چه احساسی دارد میبایست دست خود را به آن بکشید؟ یا اگر میخواهید بدانید که ضربه زدن به یک شیئ چه صدایی ایجاد میکند حتما میبایست به آن ضربه بزنید؟ تا این لحظه، این روش معمولی و طبیعی این کار بود. روشی را که به شما یاد خواهم داد تجربه دیگری برای شما خواهد بود.


لمس بدون لمس

این تمرین در ابتدا به دلیل شکستن روش همیشگی انجام آن، برای شما کمی ناآشنا خواهد بود ولی بعد از مدتی از انجام این کار لذت خواهید برد. انجام این کار این درک را به شما میدهد که تعریف رابطه ما با جهان خارج از قالب همیشگی میتواند باشد.

فرض کنید میخواهید یک سطح سنگی را لمس کنید. اکنون به آن سطح نگاه کنید، و فکر خود را به وجود آن منعطف کنید، سپس آن را ذهنا لمس کنید. من وقتی این کار را انجام میدهم به صورت ناخودآگاه یک دست که در حال لمس آن سطح است در ذهنم متجسم میشود. فاصله شما با آن شیئ مهم نیست، همینکه توجه شما به آن باشد کافی میباشد. در صورتی که انجام این کار برای شما کاملا راحت شد، میتوانید آن را گسترش دهید، اکنون گرمی و سردی، را احساس کنید. تعجب خواهید کرد اگر به شما بگویم این روش، معکوس انجام عمل احساس به روش معمولی میباشد. با انجام این عمل من دقیقا سطح را در انگشتم احساس میکنم.


شنیدن تصویر

این روش کاملا مشابه روش قبل میباشد. توجه خود را به آن شیئ یا سطح معطوف کنید، اکنون ذهنا عمل ضربه زدن را انجام دهید. من در حین انجام این کار یک دست برایم مجسم میشود، اشتباه نشود من وقتی ذهنا ضربه میزنم دستی را تجسم نمیکنم، بلکه چون به انجام این کار می اندیشم و آن را شروع میکنم، ناخودآگاه من بهترین روش را در اختیارم قرار میدهد. پس از انجام این کار من صدای آن را در ذهنم میشنوم، و صدا را به گونه ای میشنوم مثل اینکه از گوش من وارد شده است، ولی این عادت ذهن است که احساسات را به حسگرهای طبیعی و منطقی خود ربط دهد. تماما مانند لمس و سعی میکند این خرق عادت را در حد امکان برای ما منطقی جلوه کند. در واقع صدایی که در ذهنم میشنوم هیچ فرقی با ارتعاشاتی که از پرده گوشم جذب و تفسیر میشوند ندارد.

شما میتوانید این کار را برای حسهای دیگر انجام دهید و یا جزئیات آن را افزایش دهید، مرزی وجود ندارد. این تمرین چه تاثیری بر شما دارد؟ رسیدن به جواب آن را به خود شما میسپارم. گاهی اوقات شکستن یک قالب فکری، همه آن چیزی است که انسان برای سیال شدن نیاز دارد.

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تاريخچه پرواز جسم 

تاريخچه پرواز جسم:

تاريخ پرواز جسم به هزاران سال پيش بر مي گردد. در ادبيات كهن مشرق زمين ، روايات و داستان هاي بسياري از اين تجربه نزد عرفا و اساتيد علوم باطني وجود دارد.

داستان قاليچه حضرت سليمان كه در فضا حركت مي كرد، تمثيل تاريخي در اينن باره است.

در عرفان ايران زمين، گزارش هاي زيادي از پرواز جسم يا راه رفتن روي آب وجود دارد. در يكي از اين روايات كه مربوط به « مولوي » عارف و فرزانه بزرگ ايرانيست، مي خوانيم،

روزي مولوي با پير ، يا مراد خود « شمس » از مسيري مي گذشتند كه به رودخانه اي عريض و پر عمق مي رسند. شمس به مولوي مي گويد بايد از عرض رودخانه بگذريم و به آن سوي رودخانه برويم. مولوي مي گويد با چي ، اينجا كه وسيله اي نداريم.


ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تکنیکهای تقویت دید ( دید ماورایی ) 


همانگونه که قولش را داده بودم برای پیشرفت قدرت دید دو روش بسیار ساده در عین حال کلیدی و اصلی را که در واقع باید گفت باید در کنار هم تمرین شود تا به نتیجه برسد و حتی بصورت ناخوداگاه حتی در مدت زمانی که تمرینات را متوقف کرده باشید به گسترش دید و قدرت دید کمک میکنند این دو تمرین عبارتند از تکنیکهای چپ چشمی و دید محیطی البته این دو تکنیک باعث میشود که علاوه بر دیدن موجودات اثیری حرکت یک پشه هم از دید شما پنهان نباشد
حال به یک نمونه اشاره میکنم آیا تا به حال شده نوری یا سایه ای از کنار چشمتان به سرعت عبور کند و شما وقتی به سرعت به آن محل نگاه کرده باشید و چیزی ندیده باشید ؟؟ حتما بوذه چون در کره خاکی ما در جهانی موازی ما موجوداتی هستن که در شرایط دید مستقیم اصلا قابل دید نیستن و باید به این جهانها و موجودات با تکنیکهای محیطی و چپ چشمی نظاره کرد . که من ابتدا  روش تکنیک چپ چشمی را آموزش میدهم

همانگونه که از نامش پیداست شما در این روش برای دقایقی در روز چشمانتان را چپ میکنید و با این حالت به دنیای اطراف نگاه میکنید در این حالت شما اجسام را دو تا میبینید و در واقع در آن واحد شما از یک جسم دو تصویر با نورپردازی و سایه متفاوت میبینید این عمل و دقت به آن باعث میشود شما کوچکترین تغیرات محیط آگاه شوید و بسیاری از موجودات که از ضعف قوه د دید شما استفاده میکنند تا مخفی شوند کم کم بر شما نمایان خواهند شد .

دید محیطی : در مورد فرار یک نور یا سایه از بقل چشمتان که در بالا ذکرش رفت اکثرا اطبا آنرا یک مشکل چشمی عنوان میکنند در حالی که من میگویم این یکی از هزاران توانایی قدرت دید ماورایی شماست که باید بسط و گسترش پیدا کند و این همان دید محیطی است . در ابتدا هنگام اول صبح یا غروب در محیطی آرام و ساکت در مقابلتان روی زمین به شیئی که گذاشته اید خیره شوید و بعد همچنان که به آن خیره اید دقت تان  را یعنی توجه و آگاهیتان را  ( نه دیدتان) به محیط اطراف ( قسمتهای گوشه ای محیط قابل دید )  معطوف کنید  که معمولا کمی هم تار است و سعی میکنید ار هر حرکت در آن محیط آگاه شوید و هر گاه هم متوجه شدید که حرکتی رخ داده به آن زل نزنید چون بلافاصله محو خواهد شد

با گسترش دید محیطی شما متوجه تغییراتی دائمی و پایداری میشوید که در کنار تان همیشه در جریان است
این دید به شما کمک میکند انرژی عناصر اربعه را ببینید و به شما کمک میکند سریعترین حرکات موجودات اثیری و گاها خود موجودات را ببینید .

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تجسم احساسات يا احساس تجسمها 


این بازی را در اوقات فراغتم ابداع کردم. به این دلیل از آن به عنوان بازی نام میبرم چون از آن لذت میبرم. در واقع، در همان حال که بازی است تمرین نیز میباشد. کاری است که من گاهی در اوقات فراغت، در سکوت، به آن میپردازم.
خوب، برای شروع یک سوال از شما میپرسم. برای اینکه بدانید که سطح یک سنگ یا چوب چه احساسی دارد میبایست دست خود را به آن بکشید؟ یا اگر میخواهید بدانید که ضربه زدن به یک شیئ چه صدایی ایجاد میکند حتما میبایست به آن ضربه بزنید؟ تا این لحظه، این روش معمولی و طبیعی این کار بود. روشی را که به شما یاد خواهم داد تجربه دیگری برای شما خواهد بود.


لمس بدون لمس

این تمرین در ابتدا به دلیل شکستن روش همیشگی انجام آن، برای شما کمی ناآشنا خواهد بود ولی بعد از مدتی از انجام این کار لذت خواهید برد. انجام این کار این درک را به شما میدهد که تعریف رابطه ما با جهان خارج از قالب همیشگی میتواند باشد.

فرض کنید میخواهید یک سطح سنگی را لمس کنید. اکنون به آن سطح نگاه کنید، و فکر خود را به وجود آن منعطف کنید، سپس آن را ذهنا لمس کنید. من وقتی این کار را انجام میدهم به صورت ناخودآگاه یک دست که در حال لمس آن سطح است در ذهنم متجسم میشود. فاصله شما با آن شیئ مهم نیست، همینکه توجه شما به آن باشد کافی میباشد. در صورتی که انجام این کار برای شما کاملا راحت شد، میتوانید آن را گسترش دهید، اکنون گرمی و سردی، را احساس کنید. تعجب خواهید کرد اگر به شما بگویم این روش، معکوس انجام عمل احساس به روش معمولی میباشد. با انجام این عمل من دقیقا سطح را در انگشتم احساس میکنم.


شنیدن تصویر

این روش کاملا مشابه روش قبل میباشد. توجه خود را به آن شیئ یا سطح معطوف کنید، اکنون ذهنا عمل ضربه زدن را انجام دهید. من در حین انجام این کار یک دست برایم مجسم میشود، اشتباه نشود من وقتی ذهنا ضربه میزنم دستی را تجسم نمیکنم، بلکه چون به انجام این کار می اندیشم و آن را شروع میکنم، ناخودآگاه من بهترین روش را در اختیارم قرار میدهد. پس از انجام این کار من صدای آن را در ذهنم میشنوم، و صدا را به گونه ای میشنوم مثل اینکه از گوش من وارد شده است، ولی این عادت ذهن است که احساسات را به حسگرهای طبیعی و منطقی خود ربط دهد. تماما مانند لمس و سعی میکند این خرق عادت را در حد امکان برای ما منطقی جلوه کند. در واقع صدایی که در ذهنم میشنوم هیچ فرقی با ارتعاشاتی که از پرده گوشم جذب و تفسیر میشوند ندارد.

شما میتوانید این کار را برای حسهای دیگر انجام دهید و یا جزئیات آن را افزایش دهید، مرزی وجود ندارد. این تمرین چه تاثیری بر شما دارد؟ رسیدن به جواب آن را به خود شما میسپارم. گاهی اوقات شکستن یک قالب فکری، همه آن چیزی است که انسان برای سیال شدن نیاز دارد.

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تجسم احساسات يا احساس تجسمها 


این بازی را در اوقات فراغتم ابداع کردم. به این دلیل از آن به عنوان بازی نام میبرم چون از آن لذت میبرم. در واقع، در همان حال که بازی است تمرین نیز میباشد. کاری است که من گاهی در اوقات فراغت، در سکوت، به آن میپردازم.
خوب، برای شروع یک سوال از شما میپرسم. برای اینکه بدانید که سطح یک سنگ یا چوب چه احساسی دارد میبایست دست خود را به آن بکشید؟ یا اگر میخواهید بدانید که ضربه زدن به یک شیئ چه صدایی ایجاد میکند حتما میبایست به آن ضربه بزنید؟ تا این لحظه، این روش معمولی و طبیعی این کار بود. روشی را که به شما یاد خواهم داد تجربه دیگری برای شما خواهد بود.


لمس بدون لمس

این تمرین در ابتدا به دلیل شکستن روش همیشگی انجام آن، برای شما کمی ناآشنا خواهد بود ولی بعد از مدتی از انجام این کار لذت خواهید برد. انجام این کار این درک را به شما میدهد که تعریف رابطه ما با جهان خارج از قالب همیشگی میتواند باشد.

فرض کنید میخواهید یک سطح سنگی را لمس کنید. اکنون به آن سطح نگاه کنید، و فکر خود را به وجود آن منعطف کنید، سپس آن را ذهنا لمس کنید. من وقتی این کار را انجام میدهم به صورت ناخودآگاه یک دست که در حال لمس آن سطح است در ذهنم متجسم میشود. فاصله شما با آن شیئ مهم نیست، همینکه توجه شما به آن باشد کافی میباشد. در صورتی که انجام این کار برای شما کاملا راحت شد، میتوانید آن را گسترش دهید، اکنون گرمی و سردی، را احساس کنید. تعجب خواهید کرد اگر به شما بگویم این روش، معکوس انجام عمل احساس به روش معمولی میباشد. با انجام این عمل من دقیقا سطح را در انگشتم احساس میکنم.


شنیدن تصویر

این روش کاملا مشابه روش قبل میباشد. توجه خود را به آن شیئ یا سطح معطوف کنید، اکنون ذهنا عمل ضربه زدن را انجام دهید. من در حین انجام این کار یک دست برایم مجسم میشود، اشتباه نشود من وقتی ذهنا ضربه میزنم دستی را تجسم نمیکنم، بلکه چون به انجام این کار می اندیشم و آن را شروع میکنم، ناخودآگاه من بهترین روش را در اختیارم قرار میدهد. پس از انجام این کار من صدای آن را در ذهنم میشنوم، و صدا را به گونه ای میشنوم مثل اینکه از گوش من وارد شده است، ولی این عادت ذهن است که احساسات را به حسگرهای طبیعی و منطقی خود ربط دهد. تماما مانند لمس و سعی میکند این خرق عادت را در حد امکان برای ما منطقی جلوه کند. در واقع صدایی که در ذهنم میشنوم هیچ فرقی با ارتعاشاتی که از پرده گوشم جذب و تفسیر میشوند ندارد.

شما میتوانید این کار را برای حسهای دیگر انجام دهید و یا جزئیات آن را افزایش دهید، مرزی وجود ندارد. این تمرین چه تاثیری بر شما دارد؟ رسیدن به جواب آن را به خود شما میسپارم. گاهی اوقات شکستن یک قالب فکری، همه آن چیزی است که انسان برای سیال شدن نیاز دارد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

"دقت" 

اولین و دومین "دقت" :


از نقطه نظر دون خوان این نفس ادراک نیست که توسط همنوعانمان تحت تاثیر قرار میگیرد- بلکه "دقت" ماست ."دقت" در اثر نفوذ آگاهانه و مداوم- عاقبت به حوزه هایی از واقعیت معطوف میشود که با توصیف بودش همنوعان تطبیق میکند.
بدین طریق ما در توهمی اسیر شده ایم که با قدرت شخصی خویش نمیتوانیم خود را از شر آن خلاص کنیم. دون خوان این مسئله را "دقت اسیر شده در تونال" یا "اولین دقت" مینامد.
و باید بدانیم که ما در کل طیف واقعیت سهیم هستیم حتی اگر (بوسیله دستکاری همنوعانمان از بدو تولد) از آن آگاهی نداشته باشیم. در حقیقت مسئول واقعی این روان گسیختگی "ذهن" ماست.
بدین ترتیب ادراکات "دومین دقت" توسط "اولین دقت" قهرا پس رانده میشوند.

تمامیت خویش(یا خویشتن خویش):

ادامه مطلب

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

ساختار انسان و جهان 

حال از نقطه نظر دون خوان به بررسی ساختار انسان و جهان اطراف میپردازیم.

ساختار انسان:

دون خوان در انسان وجودی درخشان و بدون سازگاری پایدار "میبیند" و آن را آگاهی "ناب" و "نا محدود" مینامد.
از نظر او خاستگاه تمام خصوصیاتی که ما به اشیاء نسبت میدهیم در وجود خود ماست و در رویداد ارتباط با محیط اطراف "شیء در نفس خود" فاقد هرگونه خصوصیتی است.

به شکل زیر دقت کنید:

واقعیت
/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
//////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
________________________________________________________________






زاویه دید انسان




تفسیر
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||



بودش
///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////


تونال و ناوال:

دون خوان بودش را "تونال" میخواند.

"تونال همه آن چیزهایی است که ما هستیم. هر چیزی که برایش کلمه ای (یا توصیفی) داریم. و از آنجایی که "تونال" زاییده اعمال ماست- بدیهی است که هر چیزی در محدوده آن قرار میگیرد."

الف- تونال شخصی: با تولد هر فرد شروع و با مرگش ختم میشود.(شخصیت اجتماعی)

ب- تونال زمان: مستقل از فرد استو در طول موجودیتش تابع دگرگونیهایی است. (تونال جمعی)

دون خوان "حقیقت" (واقعیت تفسیر نشده عینی) را که به طرق مرسوم کاملا دست نیافتنی است- "ناوال" مینامد.

" ناوال قسمتی از ماست که هیچ بیانی- هیچ کلامی- هیچ نامی- هیچ احساسی و هیچ شناختی برایش وجود ندارد."

"ناوال" کل مطلق است. نا محدود و توصیف ناپذیر.

بدین ترتیب بایستی بودش(تونال) خود را چون جزیره ای تجسم کنیم که در دریای واقعیت (ناوال) شناور است

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

نجات روح 

نجات روح


بيداري جزئي و كلی
در علوم باطني مغز را به شش بخش و تجلياتش را هم تقريبا به شش حوزه دسته بندي مي كنند(1) و قسمت هاي مختلف آن را با چاكراها مرتبط ميدانند . برحسب درجات بيداري چاكراها ، قسمتهاي خاموش مغز روشن مي شود و اين خود نيز باعث فعال شدن نيروهاي روحي و رواني مي گردد. همان طوريكه براي روشن نمودن يك لامپ الكتريكي ، آن را به وسيله كليدي كه بر روي ديوار نصب شده است ،روشن مي كنيم ،براي روشن كردن چراغ مغز نيز اقدام ديگري مقدور نيست بلكه نيازبه كليد است.
كليد روشن كردن قسمت هاي مختلف مغز در چاكراها قراردارد.گاه در كسي بيداري به ميزاني رخ ميدهد كه شخص مي تواند روشن بين يا تله پات باشد اما گاه بيداري به حدي است كه يك نوازنده و يا يك نويسنده نابغه بشود. نابغه كسي است كه يك يا تعداد بيشتري از سطوح مغزش بيدار شده باشد . نبوغ داراي انواع و مراحل متفاوت است ، به طور مثال گاه كودكي از لحاظ هوش استثنائي مي شود ، ديگري شاعر است و به او الهام مي گردد،نوجواني هم موسيقيدان يا مخترع و يا مكتشف مي شود .

نجلت روح (۲)
در مغز گروه نوابغ ،بيداري به صورت جزئي رخ داده است.كساني كه ذهن آنها با تبلور نور ،حركت كرده ،بيدار شده و به روشنائي نبوغ رسيده باشد دريافته اند آنچه كه در آنها متبلور شده كل آگاهي نيست و بيداري كلي مغز هنوز حاصل نشده است . موقعي كه كل مغز بيدار مي شود و روشنايي حاصل مي گردد ، فرد تجسم الهي و خدايي كوچك مي شود .
موانع بيداري
تمام اديان الهي اذعان دارند كه انسان تجسم قدرت هاي آسماني است اين گفته حضرت علي كه مي فرمايند آيا گمان مي كني تو جرم صغيري هستي ، درحاليكه در وجود تو جهان بزرگتري در هم پيچيده و متمركز شده است .)اشاره به همين موضوع دارد. در قرآن وديگر كتب مقدس آمده كه خداوند از روح خود در انسان دميده ،پس حقيقت وجودي انسان روح خداوند است وروح خدا كه از خداست تمامي قدرت ها و دانايي هاي خداوند را دارا مي باشد ولي در طول زمان بشر از حقيقت ذاتي خود دور شده و ناتوان و ضعيف گشته است . در حال حاضر ارتباط لحظه اي و عميق بين انسان و روحش وجود ندارد و نيروهاي روحي به صورت بالقوه در وجود انسان نهفته گرديده است .
روان انسان (كالبد انرژيك ) كه در كالبد فيزيكي وي نفوذ دارد ونقاط اتصال و ارتباط آنها بين روح وانسان به شمارمي آيد و در طول زمان به دليل جهالت طولاني و دوري ازاصل رب ، انبوهي از رنگها و چسبندگي ها بر گرد اين مراكز انرژي پديدار گشته و اين مراكز قدرت را بسته و غير فعال ساخته و ارتباط انسان را به نيروهاي الهي قطع كرده است. اگر بخواهيم عوامل اصلي مسدود شدن مراكز انرژي را بيشتر بررسي كنيم ، مي توانيم علت هاي تعيين كننده زير را مد نظر قرار بدهيم : ترس ها ،ترديد ها ، شرطي شدگي ها، عقده هاي رواني ، تعارضات ذهني ، تمايلات منفي ، نيات و برداشت هاي مخرب ، جهت هاي رو به پايين دانش و آگاهي ، جهت هاي رو به پايين تفكر ،نوع و جهت تجارب گذشته و ... هدف فعال كردن ، پاك كردن و بهبود طرز كار اين مراكز قدرت دروني است . تصحيح و تغيير مسيرهاي ناصواب درزندگي و پيروي از روح خدا موجبات پاكسازي مسيرهاي انرژي را فرا هم مي آورد .و اگر انرژي روحي از پايين ترين چاكرا به بالاترين چاكرا برسد ا نسان به سعادت و خوشبتي دست مي يابد ، بدين معنا كه نيروي روحي فعال گشته و خودآگاهي به بالاترين سطوح هوشياري كه همانا عشق و خلاقيت است ، دست پيدا مي كند .

نجات روح (۳)
عوامل موثربيداري انرژي روحي( هماهنگي )
برخورداري از توانايي هاي غير متعارف ، اتفاقي عجيب و غير طبيعي نيست . اين توانايي ها با ذهن و خودآگاه ما ارتباط دارد . مغز به عنوان سخت افزار ذهن انسان عمل ميكند و قادراست به سطح بالاتري از آگاهي و حواس پنج گانه برود .نيرويي كه موجب بروز پديده هاي فوق طبيعي مي گردد از سطوح مادي و فيزيكي ناشي نمي شود بلكه به سطوح بالاتر آگاهي و هوشياري و در جريان بودن نيروي ذاتي روح مربوط است. بروز اين گونه اعمال به انرژي بالاي روحي نيازمند است . بنابراين با تمركز واراده براي انجام عمل خارق العاده نمي توان به جايي راه برد ، بلكه بايد به سطوح بالاتري از انرژي وهوشياري دست يافت. اين توانايي ها عموما براي ذهن هاي آزاد و رها كه در سطوح بالاي آگاهي و انرژي مستقر هستند رخ مي دهد.
همانطور كه گفته شد توانايي بالقوه انجام اعمال خارق العاده در هر كسي وجود دارد ، اما براي به فعل در آوردن اين توان عوال بسياري وجود دارد ، عواملي كه بر روي فعاليت هاي ذهني و رفتارهاي ادراكي مانند حالات رواني فرد اثرمي گذارند از جمله اين رفتارها نيروي باور و ايمان است تا زماني كه شخص به اين باور نرسيده باشد كه توانايي هاي روحي در انسان وجود دارد، شكوفايي و آشكاري آن را مشاهده نخواهد كرد وهر قدر كه نيروي باور از قدرت بيشتري برخوردار و به ايماني قوي بدل شده باشد هرعملي، شدني محسوب مي گردد. گفته حضرت مسيح(ع) نيز به همين موضوع اشاره دارد :" اگر به اندازه دانه خردلي ايمان داشته باشيد ميتوانيد كوهي را جا به جا كنيد. " اين موضوع نيز به اثبات رسيده كه مي توان از طريق تمرينات مناسب ، پرورش توانايي هاي روحي را تسريع كرد و كيفيت شكوفايي و رشد آن را بهبود بخشيد . همچنين اگر شخصي به صورت محوري بر روي يك مهارت خاص مانند تله پاتي يا جا به جايي اشيا و يا هر نوع مهارت ديگري تمرين كند در انجام بهتر آن عمل از توانايي بيشتري برخوردار مي گردد ...

ازعوامل موثر ديگر زمان و مكان ويژه را مي توان نام برد
. براي مثال در اديان مختلف براي دعا و عبادت زمانهاي بخصوصي تعيين شده است . مي توان اذعان نمود كه در دسترس ترين عامل و اصلي ترين روش بيداري انرژي روحي تسليم و عشق به خداوند است .در مقام تسليم حقيقي و عشق به خدا طبيعت به بهترين شكل عمل مي كند و هماهنگي ايجاد مي گردد . نيروي عشق از بين برنده موانع جذب روح الهي است.
( پایان )
برگرفته (از مجله علوم باطنی شماره ا )
و=از وبلاگ کشف بزرک

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

اقیانوس آگاهی 

وضعيت كنوني انسان به‌گونه‏اي است كه روز به روز، بيش از پيش در مرداب ناداني فرو رفته و ضعيف و ضعيف‏تر مي‏شود. او براي رفع نيازهاي روزمره‏اش با رنج و سختي دست و پنجه نرم مي‏كند و هر روز رنجورتر از روز قبل، رو به سوي انحطاط و مرگ و نيستي گام برمي‏دارد. انسان عصر حاضر همچون مرده متحركي شده كه كليه استعدادها، موهبت‏ها و توانايي‏هاي بالقوه و بالفطره‏اش را فراموش كرده و به خاك سپرده است. در چنين وضعيت اسفباري راهي جز بازگشت و قرار گرفتن در مسير آگاهي ندارد.
هر کدام از ما انسان‌ها در سطحی از آگاهی زندگی می‌کنيم، در سطحی از آگاهی می‌انديشيم و تصميم می‌گيريم و بر اساس همان سطح آگاهی‌مان نيز ارزش‌ها و معيارهايي برای زندگی‌مان در نظر گرفته و به درک هستی می‌پردازيم. وضعيت مالی، خانوادگی، سلامتی و ويژگي‌های جسمی و روانی ما به سطح آگاهی که در آن قرار داريم مربوط می‌شود. براستی آگاهي چيست؟ چرا اينقدر مهم است؟ چطور می‌توانيم در سطوح بالاتر آگاهي قرار بگيريم؟ و اصلاً چرا بايد در مسير آگاهي گام برداريم؟ و...

آگاهي مفهومي كهن و قديمی است. آگاهی يک مقصد نيست که بخواهيم بدان برسيم بلکه روندی پويا و در حرکت است. حرکتی مستمر و پی‌درپی. آگاهی دارای سطوح مختلفی است و هر سطحی هم تعاريف و اصطلاحات خود را داراست.
ما در فرآيندي مستمر و پي‏درپي در مسير تكامل آگاهي قرار می‌گيريم. بايد گفت فکر در پائين‌ترين سطوح آگاهي و يگانگي و اتصال به سرچشمه دانايي، در بالاترين سطح آگاهي قرار دارد و انسان سفری در پيش روی دارد تا در بالاترين سطح آگاهی قرار گيرد.
خداوند مهربان كه هيچ‏گاه و در هيچ مرحله‏اي از زندگي، انسان را به حال خودش رها نكرده است، موهبت‌ها و ابزارهايي در اختيار انسان قرار داده تا بتواند در سفر آگاهی با كمك آنها به بالاترين سطح شعور و آگاهي برسد. در سفر آگاهي، ذهن ابزار و موهبتي الهي براي حركت ما به سوي كمال و يگانگي است. ذهن انسان همانند اقيانوسي عظيم است، اقيانوسي از آگاهي و انرژي. در اعماق اين اقيانوس عظيم، سكوت و آرامشي عميق حكمفرماست. امواج خروشان و سطحي اقيانوس، لايه‏هاي سطحي ذهن و عمق آرام اقيانوس به مثابه لايه‏هاي عميق ذهن هستند.
آب اين اقيانوس، شعور خلاق و انرژي هوشمند است... همه حركات، انديشه‏ها، اعمال و رفتار، عادات، احساسات، رؤياها، نيروها، قابليت‏ها و توانائي‌ها و تمايلات و كشش‌ها از اين افيانوس بيكران كيهاني سرچشمه مي‌گيرد... وضعيت‌هاي مختلف زندگي انسان مانند وضع سلامتي، وضع مالي، روابط و حتي ويژگي‌هاي جسمي و رواني انسان از همين جهان ذهني ناشي مي‏شود. هر انديشه، حركت، ويژگي و رفتاري از عمق و لايه‌ي معيني از ذهن نشات مي‌گيرد. هر حركتي از هر نوع و به هر شكل از عمق معيني از ذهن سرچشمه مي‏گيرد. به‌عبارتي هر حركت ريشه در عمق معيني از ذهن دارد.
اقيانوس ذهن انسان به منبع و سرچشمه آگاهي و شعور هستي متصل است. ذهن به سوي عرصه‏هايي جذب مي‏شود كه سرور و لذت بيشتري را دربردارد و زماني كه ذهن را متوجه درون مي‏كنيم، او را به سرزمين وجد و سرور مطلق رهبري كرده‏ايم. پس هر چه ذهن به درون متمركز باشد و توجه بيشتري به سطوح بالاتر آگاهي داشته باشد، در اين روند و سفر آگاهي، موثرتر عمل خواهد نمود.
ذهن از قدرت‏هاي اسطوره‏اي خاصي برخوردار است. فقط كافي است جرأت داشته باشيم و بتوانيم اين ماشين خلاقيت را به كار اندازيم و از آن استفاده نمائيم.
وقتي از قدرت و توانائي‏هاي ذهني خود، آگاه شويم مي‏توانيم ساده‏تر از اين قدرت‌ها بهره‏مند گرديم و در هر لحظه بهترين و خوب‌ترين استفاده را از اين موهبت الهي بنمائيم.
در طي سال‏هاي اخير، كشف مكانيزم ذهن و فكر انسان بسيار مورد توجه قرار گرفته است. چرا كه بشر همواره تمايل دارد به سمت بهترين‏ها حركت كند و به كمال برسد.
اکثر ما قدرت و توانايي ذهن‌مان را به فراموشی سپرده‌ايم و از اين ابزار و موهبت الهی درست استفاده نمی‌کنيم. اغلب مطالعات علمی در سراسر دنيا در ارتباط با ذهن و مغز و توانايي‌های انسان شايد در جهت به کارگيری بهتر توانايي‌های ذهنی باشد. هم اکنون اين ابزار و موهبت الهی در اختيار ما قرار گرفته و ما برای حرکت به سوی کمال، بايد با درک و شناخت توانايي‌های ذهنی‌مان، بهره‏گيري مناسب‏تر و صحيح‏تری از اين موهبت الهی داشته و گام هايي محكم در مسير هدايت و حركت به سوي كمال برداريم.
علوم باطنی

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

چگونگی تائیر اصوات هماهنگ کننده مغزی 

الگوهای امواج مغزی

الکترو آنسفالو گراف دستگاهی است که فعالیت الکتریکی مغز را نشان میدهد . آزمایشگاههای متعددی درسراسرجهان با این وسیله مطالعات و تجربیات زیادی برای درک بهتر 4 الگوی اصلی امواج مغزی ( بتا . تنا . دلتا ) انجام داده اند

هر فرکانس دارای ویژگی مشخصی میباشد و حالت مشخصی از آگاهی را ایجاد میکند. امواج بتا ( 14 سیکل در ثانیه و بالاتر) نشان دهنده وضعیت بیماری عادی و هنگامی که توجه فرد جهان خارج میباشد امواج الفا( 13-8 سیکل در ثانیه)در زمان خیال پردازی مدیتیشن سبک هنگامی که چشمها بسته هستند . امواج تنا( 7-4 سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب و مدیتیشن عمیق و امواج دلتا ( 3- 5 /. سیکل در ثانیه ) در هنگام خواب عمیق و مدیتیشن های بسیارعمیق رخ میدهد. مطالعات انجام شده نشان دهنده آن است که ارتشاعات ناشی از اصوات ریتمبک تاثیر عمیقی روی فعالیت مغزی دارند . شمنها از اصوات ریتمک متنا وب تولید شده توسط طبل برای انتقال اگاهی و سفرهای خارج از کالبد به جهان های درون استفاده میکنند .در بین راهبان تبتی با استفاده از مانترهای ریتمیک و یکنواخت برای ورود به وضعیتهای مدیتیشن عمیق استفاده اثرات مشایهی در شنوندگان این مانترها نیز مشاهده شده است . ریتم های ملایم و ضربان دار نیز به طریق متشابهی عمل میکنند .در صورت اینکه مورد نظر توسط کامپیوتر تولید میشود بسیار دقیق و یکنواخت بوده و میتوانند برای ایجاد حالت های مطلوب مغزی استفاده شود . این حالت بسیار شبیه تنظیم کردن یک رادیو روی ایستگاه مشخصی میباشد

با تکنو لوژی اصوات همانگ کننده ی مغزی میتوانیم آگاهی خود را روی دامنه ی وسیعتری از وضعیت های مغزی تنظیم کنیم : هوشیاری، تمرکز، توجه، ریلکسیسن ، تجسم ، خلاقیت الهام ، حافظه ، مدیتیشنخواب عمیق ، و جدایی آگاهی . مانند امواج صوتی ، مغز و ارتعاشات مخصوص به خود را داشته و از آنها جهت ارتباط با قسمتهای دیگر بافت عصبی و بخش های مختلف بدن استفاده میکند

دستگاه الکترو آنسفالو گراف با اندازه گیری پالسهای حاصله نورونها که بر حسب سیکل در ثانیه بیان میشود امواج مختلف مغزی را تشخیص میدهد همانطور که ذکر شد امواج بتا در حد فاصل40-13 قرار داشته و با تمرکز بالا و هوشیاری توسعه یافته مرتبط میباشد. برخی از دانشمندان عقیده دارند که فرکانس بتای 40 هرتز کلید ادارک میباشد

امواج الفا در حدود 12-7 قرار گرفته ریلکسیشن عمیق مرتبط می باشد ولی نه یک مدیتیشن کامل ، در الفا ما شروع به دستیابی به ثروت عظیم خلاقیت میکنیم که درست در زیر سطح هوشیاری آگاه ما قرار گرفته است الفا در حقیقت دروازه ورود وضعیت های عمیق تر اگاهی میباشد. همچنین آلفا محل فرکانسی است که به عنوان فرکانس رزو نانس میدان الکترو مغناطیسی زمین شناخته میشود تتا در حد فاصل 4-7 هرتز قرار داشته و ناحیه ی شگفت آوری که میتوانیم آن را مورد مکاشفه قرار دهیم تتا به عنوان وضعیت سایه روشن آگاهی نیز شناخته میشودبه طور معمول ما به صورت خیلی گذرا در هنگام بر خواستن از خواب ( دلتای عمیق ) و یا هنگام فرورفتن در آن را تجربه میکنیم . در رویاهای ، تصویر زنده لحظه ای در مقابل چشم ذهنی در وضعیت تتا رخ میدهند و در این حالت ما مستعد دریافت اطلاعاتی ماورای وضعیت عادی آگاهیمان هستیم . همچنین تتا دروازهای برای یادگیری و حافظه شناخته شده است . مدیتیشن تتا باعث افزایش خلاقیت ، تقویت قدرت یادگیری ، کاهش استرس و بیدار شدن قدرت اشراق و توانائیهای دیگری در زمینه ادراک فراحسی می شود

امواج دلتا در حدود 4-0 هرتز قرار می گیرند . دلتا با خواب عمیق مرتبط می باشد . علاوه بر این فرکانسهای خاصی در محدوده دلتا باعث ترشح هرمون رشد که در بهبود بیماریها و ترمیم بافتها موثر است می شوند. این امر توضیح دهنده ضرورت یک خواب آسوده و عمیق در فرایند بهبود امراض می باشد

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تجسم احساسات يا احساس تجسمها 


این بازی را در اوقات فراغتم ابداع کردم. به این دلیل از آن به عنوان بازی نام میبرم چون از آن لذت میبرم. در واقع، در همان حال که بازی است تمرین نیز میباشد. کاری است که من گاهی در اوقات فراغت، در سکوت، به آن میپردازم.
خوب، برای شروع یک سوال از شما میپرسم. برای اینکه بدانید که سطح یک سنگ یا چوب چه احساسی دارد میبایست دست خود را به آن بکشید؟ یا اگر میخواهید بدانید که ضربه زدن به یک شیئ چه صدایی ایجاد میکند حتما میبایست به آن ضربه بزنید؟ تا این لحظه، این روش معمولی و طبیعی این کار بود. روشی را که به شما یاد خواهم داد تجربه دیگری برای شما خواهد بود.


لمس بدون لمس

این تمرین در ابتدا به دلیل شکستن روش همیشگی انجام آن، برای شما کمی ناآشنا خواهد بود ولی بعد از مدتی از انجام این کار لذت خواهید برد. انجام این کار این درک را به شما میدهد که تعریف رابطه ما با جهان خارج از قالب همیشگی میتواند باشد.

فرض کنید میخواهید یک سطح سنگی را لمس کنید. اکنون به آن سطح نگاه کنید، و فکر خود را به وجود آن منعطف کنید، سپس آن را ذهنا لمس کنید. من وقتی این کار را انجام میدهم به صورت ناخودآگاه یک دست که در حال لمس آن سطح است در ذهنم متجسم میشود. فاصله شما با آن شیئ مهم نیست، همینکه توجه شما به آن باشد کافی میباشد. در صورتی که انجام این کار برای شما کاملا راحت شد، میتوانید آن را گسترش دهید، اکنون گرمی و سردی، را احساس کنید. تعجب خواهید کرد اگر به شما بگویم این روش، معکوس انجام عمل احساس به روش معمولی میباشد. با انجام این عمل من دقیقا سطح را در انگشتم احساس میکنم.


شنیدن تصویر

این روش کاملا مشابه روش قبل میباشد. توجه خود را به آن شیئ یا سطح معطوف کنید، اکنون ذهنا عمل ضربه زدن را انجام دهید. من در حین انجام این کار یک دست برایم مجسم میشود، اشتباه نشود من وقتی ذهنا ضربه میزنم دستی را تجسم نمیکنم، بلکه چون به انجام این کار می اندیشم و آن را شروع میکنم، ناخودآگاه من بهترین روش را در اختیارم قرار میدهد. پس از انجام این کار من صدای آن را در ذهنم میشنوم، و صدا را به گونه ای میشنوم مثل اینکه از گوش من وارد شده است، ولی این عادت ذهن است که احساسات را به حسگرهای طبیعی و منطقی خود ربط دهد. تماما مانند لمس و سعی میکند این خرق عادت را در حد امکان برای ما منطقی جلوه کند. در واقع صدایی که در ذهنم میشنوم هیچ فرقی با ارتعاشاتی که از پرده گوشم جذب و تفسیر میشوند ندارد.

شما میتوانید این کار را برای حسهای دیگر انجام دهید و یا جزئیات آن را افزایش دهید، مرزی وجود ندارد. این تمرین چه تاثیری بر شما دارد؟ رسیدن به جواب آن را به خود شما میسپارم. گاهی اوقات شکستن یک قالب فکری، همه آن چیزی است که انسان برای سیال شدن نیاز دارد.

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

راز عالم خلسه 

خلسه عالمي است بين ماده و غير ماده . پژوهشگرن متافيزيك مي گويند كه مغز انسان مي تواند امواجي را از خود ساطع كند كه فعل و انفعالات داخل مغز را مي توان از طريق آن فهميد . يا بعضي ها مي توانند امواج مغزي ديگران را از طريق فكر خود دريافت كرده و فكر آنان را بخوانند. برخي ديگر معتقدند كه چيزي به نام ماده سيال وجود دارد كه واسطه بين روح و جسم است ، در واقع از طريق آن ، روح به جسم دستور مي دهد .

براي ورود به عالم خلسه شما نياز به روش " تله پاتيك " داريد . اين روش كار چندان پيچيده اي نيست و شما نيز با كمي تمركز مي توانيد به آن دست يابيد . وقتي انسان مي ميرد و يا مي خوابد در واقع روح او از بدن توسط خداوند و بدون اراده خارج مي شود . البته در مورد خواب اين خروج كامل نيست و بعدا دوباره روح هنگام بيداري بازگردانده مي شود . در تله پاتي شما مي توانيد با اراده خود و بطور خود آگاه روح را تا حدي از قفس جسم جدا كنيد و چيزهايي را ببينيد كه در حالت عادي قادر نيستيد ببينيد.(پس بايد نترس و شجاع باشيد) . گام هاي ورود :

1- ابتدا بايد خود را مجاب كنيد كه چنين چيزي ممكن است (لا اقل به امتحانش مي ارزد)

2- شما بايد داراي تمركز فكري بالايي باشيد كه لازمه آن عدم وابستگي به دنيا و ماده مي باشد . بنابراين افراد نوجوان و كم سن و سال كه هنوز در بند دنيا و زيبايي هاي آن نيستند راحتتر مي توانند اين كار را انجام دهند . نكته : براي افزايش تمركز شما مي توانيد به مدت چند هفته هر روز سه بار تمرين زير را انجام دهيد . نفس عميق بكشيد و از عدد 50 تا 0 برعكس بشماريد ، بدون اينكه تجديد نفس كنيد . در هنگام شمردن سعي كنيد به چيزي فكر نكنيد .

3- در اول شب و در يك اتاق نسبتا تاريك كه داراي هواي نه گرم و نه سرد باشد روي يك بستر نرم دراز بكشيد . در اتاق بغير از شما كسي نباشد و تقريبا صداهاي بيرون نيز مزاحم نباشد . در همان حالت خوابيده به يك نقطه سياه روي سقف خيره شويد و سعي كنيد پلك نزده و نگاهتان از آن نقطه منحرف نشود . در اين لحظه سعي كنيد به چيزي فكر نكنيد . البته اين كار كمي زمان بر خواهد بود و شرط موفقيت مداومت و عدم نااميدي است . براي اين كه مطمئن شويد كه در مسير درستي هستيد ، علايمي در طول مدت كار ظاهر مي شوند . ابتدا شما در نوك انگشتان پا و دستها احساس بي حسي مي كنيد . در اين حالت نگران نباشيد زيرا آنها بطور خود آگاه در حال مردن هستند . و از كنترل روح شما خارج مي شوند ولي بعدا برخواهند گشت . سپس اين بي حسي و بي وزني به جاهاي ديگر بدن شما سرايت مي كند . سپس چشمهاي شما خسته مي شوند و احساس مي كنيد پلكهايتان سنگين شده و شما تصاوير را مبهم مي بينيد . بعد از مداومت و عدم نااميدي شما پس از حدود ده دقيقه تا شايد بيش از يك ربع ساعت شما ناگهان احساس خواهيد كرد كه تصاويري را مي بينيد كه متعلق به فضاي موجود و اتاق نيست ؛ شما در حال ورود به عالم خلسه هستيد . بعد از اين قسمت را بايد خودتان تعقيب كنيد و من چيزي نمي توانم بگويم .(آن را كه خبر شد خبري باز نيامد !!)

اخطار! ممكن است كسي تمام سعي خود را بكند ولي نتواند موفق شود . اينچنين شخصي داراي اختيار وكنترل بر روح خود نيست و بايد خود را با رياضت و دوري از لذتهاي دنيا آماده كند . اما نكته خطرناك اينجاست كه ممكن است كسي وارد خلسه بشود و در اين كار موفق باشد ولي در پايان نتواند دوباره به طور كامل برگردد و كنترل از دستش خارج شود . در اين وضعيت سرنوشت شومي در انتظار اوست . او يا خواهد مرد يا در همان حالت خواب و بيداري مانند افراد ديوانه يا كساني كه به كما مي روند ، خواهد ماند و يا ... ويا توسط عوامل بيگانه تسخير خواهد شد!!

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

تمرینات روشن بینی 

روشن بینی :

این استعداد در اشخاصي است که قادرند حوادث در حال وقوع و يا وقايع آينده را در فواصل دور و نزديک رويت و يا به نوعي احساس کنند . چنين استعدادي گاه بدون هيچ گونه تشريفات مقدماتي بروز ومتجلي مي شود ولي بيشتر اوقات تحت تاثير خواب هيپنوتيزمي يا مواقع خلسه مديومي ويا حالت سومنامبولي ( بيدارخوابي ) بروز مي کند .

ضمن اينکه هيچ مانعي ميان شخص روشن بين و هدف نمي تواند منعي براي رويت و يا احساس وادراک شخص از وقايع باشد و اين ادراک از لحاظ زماني جنبه آني دارد .

بايد يادآوري شود که روشن بيني و تله پاتي با هم متفاوتند همانطور که مي دانيد تله پات اطلاعات خود را از فکر شخص ديگر مي گيرد در حالي که روشن بين آگاهي خود را بدون ارتباط با فکر ديگران بدست مي آورد .

از پيشگويان مشهور مي توان از نوسترآاداموس اهل فرانسه نامبرد که تقريبا همه ما بيش و کم از پيشگوئيهايش مطلع هستيم و مي دانيم حقايق آنها در گذشته به وقوع پيوسته است... البته اين استعداد در بسياري از افراد عادي که شايد از دوستان واقوام ما باشند وجود دارد وشايد خود ما نيز از آن بي بهره نباشيم...



 

نگاه کردن به نقطه سپید

پارچه اي به رنگ سياه و يا خاکستري حدودا به ابعاد 1 در 1 که در وسط آن لکه سفيدي از کاغذ به اندازه عدس قرار داده و در مکاني نيمه تاريک به فاصله حدود 70 سانتيمتر در مقابلتان بر روي ديوار نصب کنيد و بدون اينکه پلک بزنيد به آن ( نقطه سپيد ) نگاه کنيد .

بعد از زماني به تدريج چشمها خسته شده و نقطه سپيد به سياهي تبديل و ناپديد مي شود و در ادامه در مغز نيز عدم بينائي موقت ايجاد شده و در اين هنگام خيالاتي به مغز شما هجوم مي آورد که همان روشن بيني است ، بدين معنا که اوهام و تصورات وخيالات مي تواند وقايع و حوادثي باشند که به واقع خواهند رسيد و شما از طريق احساس ناظر جريانات آنها هستيد .

 

تمرین با گوی بلورین :

يک گوي بلورين به رنگ سفيد شفاف و يا آبي و يا به رنگ لعل کبود برداريد اين گوي بايد به اندازه اي باشد که قطر آن کوچکتر از يک سانتيمتر نباشد ( هرچه بزرگتر بهتراست ) سپس آنرا درفاصله 50 يا60 سانتيمتري ديدگان روي ميز بگذاريد لازم است اطاق نيمه تاريک و کاملا در سکوت و به گونه اي بنشينيد که نيمه روشنائي پنجره يا چراغ از بالاي شانه ها روي گوي بلورين بيافتد .

آهسته و عميق نفس بکشيد بهتر است قبل از شروع به نگاه کردن چند دقيقه چشمان خود را ببنديد تا از خستگي بيش از اندازه نگاه کاسته شود . نگاه نبايد متمرکز بگونه خيره شدن باشد با کمال آرامش به گوي نظر داشته باشيد .

سعي کنيد کاملا خلاء فکر داشته و متوقع نباشيد که حتما دراولين آزمايش چيزي ببينيد بهتر است آنچه را که مايل هستيد ببينيد قبلا ياداشت کنيد تا موقع تمرين فکرتان متوجه آن نباشد و شما قادر باشيد درکمال بي تفاوتي منتظر مناظر وقايع مختلف باشيد .

توجه داشته باشيد گوي هميشه تميز و نبايد در مواقع مختلف ( غيرازتمرين ) به آن دست بزنيد و فقط هنگام تمرين بايد گوي را بين دو انگشت و يا کف دست و يا روي ميز قرار بدهيد يا کس ديگري گوي بلورين را بين دو انگشت و يا کف دست خود قرار داده و شما به آن نگاه کنيد .

به هنگام تمرين جاي گوي را عوض نکنيد مگر آنکه بخواهيد منظره اي را که درمقابل ديد داريد تغير دهيد .

بعضا در اولين تمرين موفق به رويت مي شوند اما اگر شما بعداز نيم ساعت موفق نشديد روي گوي را با پارچه اي برنگ مشکي يا قرمز و يا به رنگ بنفش بپوشانيد وروز بعد در همان ساعت به تمرين ادامه دهيد .

قدرتمندترین انجمن تخصصی ایرانیان پارسیفا

نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: جهان ماورا |

خوان چهارم رویا دیدن؛ مستاجر 


دیگر تمرینهای رویا دیدن آن طور که به آن عادت کرده بودم نبود.دفعه بعد که دون خوان را دیدم، مرا زیر نظر دونفر از زنان گروهش قرار داد: فلوریندا و زولیکا، دو وابسته نزدیکش . آموزشهای آنها به هیچ وجه درباره خوانهای رویا دیدن نبود، بلکه در مورد طرق گوناگون کاربرد کالبد انرژی ببود و تمام این تمرینها به اندازه کافی طولانی نبود تا برایم ماثر واقع شود. به نظرم می رسید بیشتر علاقه دارند مرا بیازمایند تا اینکه بخواهند چیزی به من یاد بدهند.وقتی از دون خوان در باره این حالت امور پرسیدم ، او گفت :
-   دیگر چیزی نیست که بتوانم درباره رویا دیدن به تو یاد بدهم. وقت من در دنیا به پایان رسیده است ولی فلوریندا خواهد ماند. او تنها کسی است که نه فقط تو بلکه تمام کارآموزان دیگرم را راهبری می کند.
-   تمرینهای رویا دیدنم را پیش خواهم برد؟
-   این را دیگر نمی دانم ، او هم نمی داند همه چیز بستگی به روح ، بازیگر واقعی دارد. ما خودمان بازیگر نیستیم. بیشتر همچون بازیچه ای در درستهای او هستیم. با پیروی از دستورهای روح باید به تو بگویم که خوان چهارم رویا دیدن چیست، هر چند دیگر نمی توانم تو را به آنجا راهبر شوم.
-   فایده آنکه که کنجکاوم کنی چیست؟ ترجیح می دهم ندانم.
-   روح این کار را به من یا تو واگذار نمی کند. باید چهارمین خوان رویا دیدن را برایت تصویر کنم ، حال چه دوست داشته باشم و چه نداشته باشم.
دون خوان توضیح داد که کالبد انرژی در چهارمین خوان رویا دیدن به مکان های خاصی سفر می کند و سه راه برای استفاده از چهارمین خوان است: نخست سفر کردن به مکانهای واقعی در این دنیا است؛ دوم سفر به مکانهای واقعی در خارج از این دنیا؛ و سوم سفر به مکانهایی که فقط در قصد دیگران وجود دارد. او اظهار داشت که آخرین آن یکی از مشکلترین و خطرناکترین آنها و بشدت مورد علاقه ساحران کهن بوده است.
-   می خواهی با این شناخت چه کنم؟
-   فعلا هیچ کنارش بگذار تا وقتی لازم داشتی.
-   منظورت این است که خودم بدون کمک هم می توانم از خوان چهارم بگذرم؟
-   اینکه بتوانی یا نتوانی آن را انجام دهی به روح بستگی دارد.
ناگهان موضوع را عوض کرد. به هر حال این احساس را در من ایچاد نکرد که باید بکوشم تا خودم به خوان چهارم برسم و از آن بگذرم. 
بعد دون خوان آخرین وقت ملاقات