صبح رامهرمز
samanghan
|
|
آينده ديجيتال چاپ
دومين نيروي محرك، تغيير محيط مكان است، بهخصوص تغيير و بازسازي اقتصاد و رقابتهاي جهاني. پيامد اين دو محركه چيزي جز بروز حركت و جنبش در بازارهاي جهاني چاپ نيست. كشورهاي جديدي كه در عرصههاي چاپ و ارتباطات سرمايهگذاري ميكنند و از تازهترين تجهيزات در اين زمينهها استفاده ميكنند جزو آن دسته از بازيگران اصلي هستند كه قيمتها را در سطح اقتصاد خرد پايين ميآورند. كمپانيهاي چاپي در حال تعريف دوباره فعاليتهاي خود هستند (و يا در واقع بايد گفت مجبور به اين كار شدهاند). آنها اين كار را براي شناسايي مشتريان و نيازهاي تازه آنان صورت ميدهند و در واقع به دنبال ذخيره و بازيافت اطلاعات ديجيتال و توزيع آنها از طريق موثرترين كانالهاي توزيع هستند. از آنجايي كه كمپانيهاي چاپي قبلاً وارد حوزه پردازش تصوير شدهاند، اكنون براي حضور در اين كانالهاي رو به افزايش توزيع، از آمادگي برخوردارند. اگر آنها وارد فرايند جديد ديجيتالي نشوند، شانس بقاي خود را از دست ميدهند. تغييرات تكنولوژيك اصليترين عامل تغيير در ساختار صنعت چاپ است. اين تغييرات بر نيروهاي بازار در ابعادي جهاني هم وارد ميشود. بايد گفت تغييرات ساختاري صنعت چاپ شتاب گرفته و از ديگر سو تاثيراتي عميق هم بر نحوه درآمد و سودآوري گذاشته است. سودآوري صنعت چاپ طي چهل سال گذشته در دواير سرمايهگذاري دچار تغيير شده است. نياز به سرمايهگذاري در عرصه تكنولوژيهاي نوين ديجيتالي همزمان با كند شدن رشد بازار جهاني باعث شده تا سودآوري صنعت چاپ تحت فشار قرار گيرد. - تعداد چاپخانههاي بزرگ رو به كاهش ميگذارد. مديريت بدون بينش عدم تعهد مديريت به اجراي تغيير و نوآوري و پرهيز از داشتن يك بينش رقابتي براي آينده ميتواند به عنوان يك تهديد مطرح باشد. اين در حالي است كه تغيير در بينش مديريتي و رفتار سازماني كاركنان و ايجاد تغيير در زيرساختهاي مديريتي ميتواند دستكم در حد بيست درصد مؤثر باشد و باعث ارتقاي كيفيت، ذخيرهسازي و بهرهبرداري بهينه از زمان و ظرفيتهاي موجود باشد. برندگان اين عرصه شركتهايي خواهند بود كه از نيروي كار ماهر، برنامههاي آموزشي و مدلهاي تجاري برخوردار باشند. براي اينكه شركتهاي چاپي به يك سيستم توليد انعطافپذير يا همان - فقدان مديريت متعهد بينش و تعهد عدم حركت به سوي توليد قابل انعطاف غالباً از ديدگاههاي سطحي و منقطع ريشه ميگيرد. ايجاد سيستم توليد قابل انعطاف در گرو داشتن ديدگاههاي مبتني بر كلنگري است و اين امر به اين معناست كه تغيير سيستم توليد فقط جنبه فني ندارد بلكه سيستم مديريتي سازمان را هم بايد در برگيرد و در چنين رويكردهاي مبتني بر كلنگري است كه ديدگاهها و رفتارهاي سازماني و همچنين فرايندهاي رسمي و ساختاري نيز تحت تأثير تغييرات قرار مي گيرد. اكثر مشكلات در اين زمينه از نگرشهاي كمدرخشش و بيفروغ ناشي ميشود، از نگرشهايي كه ميخواهند تغييرات را با تقسيم مصنوعي ميان مديريت ارشد اما بيتعهد و بيباور به مشورت با كاركنان دنبال كنند و اين اتفاقا يكي از دلايلي است كه شركتهاي اروپايي نتوانستهاند سيستم توليد قابل انعطاف را به راه بيندازند و در تمام تلاشهايشان با شكست مواجه شدهاند. براي اينكه يك تغيير با موفقيت انجام گيرد به ارتباطات، آن هم به ارتباط با كليه الزامات نياز هست و به برنامههايي كه همه بتوانند با اتكاي به آن در ايجاد تغييرات مشاركت كنند. با اين همه، هنوز اين باور در ميان توليدكنندگان ماشينآلات چاپ در اروپا وجود دارد كه سيستم توليد قابل انعطاف دواي آنهاست (اين نكته در مورد چاپكاران انگليسي هم صدق ميكند) و با اين سيستم است كه بهرهوري افزايش مييابد. اما نگاهي مقايسهاي نشان ميدهد كه دستاندركاران صنعت چاپ انگليس در قياس با چاپكاران انگليسي مستقر در آمريكا، عقبتر هستند. پژوهش شركت Mckinsey ِ Company نشان ميدهد كه ميانگين توليدكنندگان ماشينآلات چاپ در آمريكا ساليانه 22 درصد بازگشت سرمايه دارند و اين در حالي است كه اين رقم براي انگليس 6/7 درصد است. اين پژوهش آشكار ميسازد كه مديريت مياني و مديريت صف، حامي فرايندهاي توليد نيستند و نگاه و نگرششان مبتني بر عبارت <همين قدر كافيست> ميباشد. در همين حال مشكلات مديريت ارشد در اين عرصه نيز ناشي از عدم شناخت آنها از پديده <مديريت تغيير> است. يك سناريوي رايج در اين زمينه اين است كه شركتهاي چاپي تصميم به ايجاد سيستم توليد انعطافپذير ميگيرند و پس ازچندي با ايجاد يك يا دو تغيير مختصر آن را رها ميسازند. اين نوع شركتها قطعاً در آينده بقا نخواهند يافت. يافته ديگر پژوهش مزبور، شكست قابل پيشبيني شركتهايي است كه خودشان پايان راه را ديدهاند و عليالقاعده به فهرست شكستخوردگان افزوده خواهند شد. عامل ديگري كه باعث شكست ميشود فقدان بينش مشترك در بين اعضاي سازمان است. تعهد به بينش مشترك ابتدا بايد در سطح مديريت عالي صورت گرفته و از طريق آنان به بدنه سازمان منتقل شود. در واقع مديريت ارشد بايد دست در دست مديريت مياني با تعهد به سوي اهداف و بينش مشترك گام بردارد تا بقيه كاركنان با تاسي از رهبران خود و ديدن اينكه آنها در اين مسير مصمم هستند، به مشاركت در اجراي تغيير بپردازند. نقش مديريت مياني در اين زمينه تا اجراي آخرين اهداف بسيار مهم است. در چنين حالتي همه ميدانند چه بايد بگويند و چه ميخواهند، اما آنها اگر موضوع را فهم نكرده باشند و صرفاً نظارهگر حركات عدهاي ديگر باشند،كار به پيش نخواهد رفت. اشتباه در اين زمينه هم باعث شكست شركتهاي چاپي خواهد شد. نكته مهم ديگر اين است كه رهبري كردن تغييرات بدون داشتن مثال و مصداق از سوي مديران مياني كار را به فرجام نميرساند. اين امر هنگامي به وقوع ميپيوندد كه مديريت ارشد <دور از دسترس> باقي بماند. مديريت ارشد بايد سينه به سينه واقعيتها و كاركنان سازمان حركت كند تا از مشكلات كارمندان صف مطلع باشد و همين وقوف از مشكلات آنها باعث ايجاد راهحل در مسير اجراي تغييرات ميشود. مديريت بايد بهطور همزمان مراقب عدمنوآوري باشد. ديدگاههايي كه مدام معتقد است <اين كار را قبلاً كردهايم، انجام دادهايم يا اين كار شدني نيست.> نشانههاي خستگي در نوآوري و يا عدم قبول نوآوري است. اهدافي كه براي تغيير در نظر گرفته ميشوند، بايد اهدافي واقعي، دقيق و قابل انعطاف باشند در اين صورت تحقيق دستاوردهاي اوليه ميتواند بقيه كار را بيمه كند. تمايل پيوسته به مدل آتشنشاني، نشانه توجه به معلولها است و بنابراين نميتواند جزو راهحلهاي درازمدت قلمداد شود و نميشود با اين نوع برخوردها به موفقيت رسيد. اينكه فقط به كارمندان گفته شود <اين كار را نكن> كافي نيست. آنها بايد در فرايند تغيير در كليه سطوح حل مسايل مشاركت داشته باشند. آنها بايد ببينند كه مديران مياني هم درگير فرايند شدهاند. حتي وقتي يك طرح پيوست به حركت درميآيد هنوز موانعي بر سر راه باقي مانده است، يكي از آنها ركود و رخوت است و ديگري عدم تمايل در ايجاد سيستم توليد قابل انعطاف. هرگز در اين راه از تعقيب تحول و تغيير دست نكشيد. نتيجه ايجاد سيستم توليد قابل انعطاف مستلزم داشتن بينش كلنگر است. موضوع فقط جنبه فني ندارد و پاي سيستم مديريت سازمان هم در ميان است و لذا به يك بينش جامع براي تغيير نياز هست، به بينشي كه چارچوبهاي فكري، رفتاري، فرايندهاي رسمي و ساختارهاي سازماني را در نظر داشته باشد. آموزش صحيح براي كسب مهارتهاي لازم در بين كارمندان ميتواند شركتهاي چاپي را به فهرست برندگان منتقل كند. پيام اصلي تغييرات تكنولوژيك شتاب بخشيدن به گامهاي ديجيتالسازي است. در مسير درك تكنولوژيهاي ديجيتال رو به ظهور و نيز همگراسازي مؤثر آنها در فعاليتهاي تجاري در جهت توسعه و ايجاد فعاليتهاي تجاري جديد، دو مسأله كليدي به چشم ميخورد: تمام شركتهاي چاپي بايد به موضوع نحوه اتصال فعاليتهاي داخلي خود به مشتريان از جنبه ديجيتالي فكر كنند. اين موضوع در چارچوب اتصال به شبكه دادهها براي تماس با مشتريان مطرح است و مسايلي چون بهرهوري، سودآوري و نيازهاي سريع مشتريان براي گرفتن سرويس از چاپخانهها در همين چارچوب مطرح ميشود. رشد فرصتها در درازمدت نه در رسانههاي سنتي بلكه در رسانههاي نوين است. چاپكاران در هر حد و اندازهاي كه باشند بايد خود را در خدمت بازارهاي تخصصي قرار دهند و اين كار را ميتوانند از كانال رسانههاي نوين دنبال كنند، چنين امري به تلاش فوقالعادهاي نياز ندارد. هر چه نفوذ كامپيوترها و مولتيمدياها در چاپخانه بيشتر شود، شانس بيشتري براي حركت چاپخانه در مسير رسانههاي نوين متصور است. علاوه بر اين مسايل عمومي، فرصتهاي ويژهاي هم وجود دارد كه در آينده جزو جبرهاي دسترسي به مشتريان و تأمين نيازهاي آنان است: - به سيستمهايي كه عرصهكنندگان، چاپكاران و كاربران براي مديريت كارها در مسير تبادل دادههاي ديجيتال كمك ميكنند، بپيونديد. - در توسعه و نگهداري پايگاههاي ديجيتال دادهرساني و رسانههاي ديگر مرتبط با عرصههاي متن و تصوير براي چاپ مشاركت كنيد. ناشران قبلاً وارد چنين روندي شدهاند و سيستمهاي نشر خود را به پايگاههاي آنلاين داده رساني مرتبط ساختهاند. - در طرحهاي تحويل و توزيع شركت كنيد. اين امر شامل عرصههاي پايگاههاي دادهرساني، تكنولوژيهاي فهرست نشانيهاي الكترونيك (mailing list) ميشود كه از طريق آنها ميتوان به قابليتهاي بيشتري در زمينه جذب مشتري رسيد. تكنولوژيهاي چاپ غيرتماسي و عمدتاً الكترونيك به سرعت به رشد خود ادامه خواهند داد. اين تحولات در عرصههاي سرعت، پردازش رنگ و كيفيت به سرعت پيش ميرود و قيمتها در عين حال كاهش مي يابد. چاپخانههاي بزرگ و تخصصي در حال ادغام تكنولوژيهاي جديد در سيستمهاي توليد خود هستند. اما براي شركتهاي متوسط و كوچك هم فرصت هست. آنها هم ميتوانند به نيازهاي مشتريان در عرصه چاپ غيرتماسي براساس خدمات خود پاسخ دهند. تشكيل اتحاديههاي گروهي مشتريان و از طرف ديگر گروههاي چاپ در عرصه چاپخانههاي كوچك و متوسط يك مقوله حياتي است. نكته اصلي در اينجاست كه قابليتهاي منفرد با يكديگر همگرا شود به گونهاي كه قدرت چنين موقعيتي براي تكتك چاپخانهها متصور نباشد و اين همان مسيري است كه چاپخانههاي بزرگ دنبال كردهاند تا در درازمدت بتوانند با حمايت از سرمايهگذاريهاي خود به حفظ مشتريانشان در بازارهاي مشترك و در رسانههاي رو به ظهور بپردازند. نمونه بارز در اين زمينه، يعني در عرصه پاسخدهي به نيازهاي مشتريان، همين شركتهاي <خدمات مديريت چاپ> است. گامهاي سريع تغييرات در تكنولوژي چاپ، در رسانههاي رقيب و بازارهاي چاپي، بحث آموزش را ضروريتر ميسازد. چاپكاران بايد از اين نكته اطمينان حاصل كنند كه تمامي كاركنانشان در قبال آخرين تكنولوژيها و مهارتهاي مديريتي مرتبط با آنها روزآمد هستند. آينده تحولات حكايت از آن دارد كه شركتهاي چاپ حتي بايد به مشتريان خود نيز در اين زمينهها آموزش دهند. براي رقابت در بازار جهاني به آموزش مستمر نياز داريم. در همين حال بايد يادآور شد كه افراد با هر سن و تجربهاي بايد با پديده مديريت تغييرات نيز آشنا شوند. نيازهاي مشتريان موفقترين چاپكاران كساني خواهند بود كه ميتوانند به سرعت خود را با نيازهاي تغيير يابنده مشتريان تطبيق دهند. اين امر به معني داشتن قابليت بالا براي تغيير و كاهش دادن قيمتهاست. اين موضوع در عين حال به اين معناست كه بايد شركتهاي چاپي براي رقابت شديدتر در محيط تجاري آماده شوند، از نظر داخلي بتوانند با سرعت تغييرات خود را اعمال كنند، منابع خود را به بيرون انتقال دهند، در كانالهاي توزيع حاضر باشند و از رسانههاي نوين استفاده كنند. در اين وادي، فاكتور اصلي همان داشتن ارتباط مؤثر با مشتري در جهت تأمين سريع خواستههاي او است. شركتهاي بزرگ تلاش ميكنند تا سلطه و سودآوري خود را در بازار حفظ كنند. اما شركتهاي كوچك هم مي توانند در بخش چاپ عمومي تجاري فرصتهايي داشته باشند. اما آنها هم بهتر است يا بر نيازهاي تخصصي مشتريان تكيه كنند، يا در چارچوب همكاري گروهي با ساير چاپخانههاي مشابه خود، به زندگي ادامه دهند. تغييرات تكنولوژيك و تغييرات بازار به نقش مهارتها اهميت بيشتري خواهد داد و آموزشها، مديريتها و حفظ نيروهاي ماهر به مقولهاي مهم تبديل ميشود. مديريت تكنولوژي، سرمايه و هزينهها نيز به مقولات مهمي بدل ميشوند و اگرچه اجراي بهينه هر سفارشي را نميتوان يك عامل جداگانه قلمداد كرد، اما به هر حال استفاده از تجربهها و مهارتها باعث اهميت بيشتر اين پديده نيز خواهد شد. و بالاخره چاپكاران بايد از ميانه اين تغييرات تكنولوژيك و تغييرات در بازارها، بهطور استراتژيك، سودآور شدن خود را فراموش نكنند. در واقع بايد گفت استفاده از <قهرمان ديجيتال> كه همان تكنولوژي باشد يك كاتاليزور حياتي در مديريت تغييرات در چاپخانههاست. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: چاپ و عكاسى |
ماشين چاپ ليبلRFID نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: چاپ و عكاسى |
ليبل قالبي (IML) چيست؟
يكي از مواردي كه ليبلهاي IML را از ليبلهاي عادي پشت چسبدار متمايز ميكند پوشش (كوتينگ) چسب حرارتي (Heat Seal) است كه ضمن عمليات تكميلي چاپ به پشت ليبل IMLاضافه ميشود. استفاده از ليبلهاي IMLباعث ميشود كه كليه مراحلي كه براي چسباندن و نصب ليبلهاي عادي مورد نياز است، حذف شود. در فرايند ليبلزني قالبي، يك ليبل از درون خشاب جانبي وارد قالب شده و با استفاده از نيروي مكش، الكتريسيته ساكن يا ديگر راههاي مناسب بهطور ثابت در موقعيت مورد نظر قرار ميگيرد. سپس قالب بستهشده و پلاستيك مذاب بهصورت اكسترود يا تزريقي وارد قالب شده و ظرف مورد نظر شكل ميگيرد. پلاستيك داغ ليبل را در بر گرفته و آن را جزء لاينفك شيئي مذاب ميكند. تفاوت عمده بين ليبلهاي چسبي و ليبلهاي قالبي اين است كه ليبلهاي چسبي در حقيقت روي سطح ظرف پلاستيكي قرار ميگيرد ولي ليبل قالبي به بخشي از ديواره ظرف تبديل ميشود. استفاده از ليبلهاي قالبي مزاياي متعددي دارد از جمله: - هزينه كمتر از ليبلهاي IML معمولاً براي تزئين بطريهايي كه از پلياتيلن با دنسيته بالا(HDPE) ، پليپروپيلن(PP) ، PETو پيويسي (PVC) ساخته شده استفاده ميشود. در بسياري از اقلام پلاستيكي از جمله اسباببازي، قطعات يدكي خودرو از اين نوع ليبل استفاده ميشود. زيرا دوام آنها زياد است و ميتواند اطلاعات ضروري و حياتي براي مدتها روي خود حفظ كند. علاوه بر اين موارد در بسياري از انواع بستهبندي براي شويندهها، مواد بهداشتي، روغن موتور محصولات كشاورزي و تجهيزات خودرو از اين نوع ليبل استفاده ميشود. از كجا بايد شروع كرد هنگامي كه توليدكننده يك ظرف (Container) يا يك كالا تصميم ميگيرد از ليبل قالبي (IML) براي تزئين ظرف و كالاي خود استفاده كند عوامل متعددي را قبل از اضافه كردن عمليات ليبلزني به فرايند تزريق قالب خود بايد در نظر بگيرد. يكي از اولين موارد اتوماسيون، مرحله قرار دادن ليبل درون قالب است. دستگاههاي قالبگيري تزريقي كه به بازوي روباتيك مجهزند ميتوانند بهطور خودكار ليبل را وارد محفظه قالب كرده و درون آن قرار دهند. براي اين كار بايد در انتهاي بازوي روبات (end-of-arm)تغييرات اعمال كرده و آن را براي انجام اين كار تنظيم كرد. البته ليبل را به صورت دستي ميتوان وارد قالب كرد ولي بهطور طبيعي اين روش از دقت چنداني برخوردار نخوهد بود و به زمان بيشتري نياز دارد. يكي ديگر از موارد، برداشت ليبل توسط بازوي روبات است. براي اين كار ليبلها را ابتدا بايد به صورت ورق برش زد و سپس آنها را درون يك خشاب يا كاست قرار داد. سپس انتهاي بازوي روبات با استفاده از كلاهكهاي مكشي، ليبلها را تكتك برميدارد. مشكل اينجاست همواره بين ورقهاي ليبل، الكتريسيته ساكن ايجاد ميشود كه باعث ميشود به هم بچسبند. به همين خاطر برخي مواقع بازوي خودكار، دو ليبل را همزمان برميدارد و براي رفع اين مشكل بايد از تجهيزاتي كه الكتريسيته ساكن بين ورقها را از بين ميبرند استفاده كرد. البته استفاده از اين تجهيزات باعث افزايش هزينهها ميشود. براي حل اين مشكل نيز ميتوان از ليبلهايي استفاده كرد به صورت رول چاپ شدهاند و با استفاده از يك سيستم توزيع ليبل (dispenser) بهصورت تكتك در اختيار بازوي متحرك قرار ميگيرند. يكي از پيچيدهترين مراحل فرايند ليبلزني به شيوه قالبي، ثابت نگه داشتن ليبل درون قالب در هنگام تزريق پلاستيك است. براي اين كار از روشهاي گوناگون استفاده ميشود. نيروي مكش ماشينهايي كه داراي طراحي ويژه هستند و به روزنههاي مكش (Vacume Ports)مجهزند ميتوانند ليبل را درون قالب در مكان و موقعيت مورد نظر ثابت و بيحركت نگاه دارند. چرخه فرايند در اين ماشين اينگونه است: روبات ليبل را از كاست حاوي ليبلها برميدارد و آن را در مكان و موقعيت مناسب درون قالب قرار ميدهد. سپس نيروي مكش به كار افتاده و قالب بسته ميشود. البته در اين روش هزينه و نحوه كاركرد ماشين براي كاربردهاي IMLرا بايد در نظر گرفت. هزينه ابزار كاري و ماشين كاري براي طراحي و ساخت روزنههاي مكش درون قالب ميتواند بسيار گران از آب در بيايد. از سوي ديگر جنس ليبل بايد آنقدر محكم باشد كه بتواند نيروي مكش را تحمل كرده و به درون روزنههاي مكش كشيده نشود. در غير اين صورت روي سطح ظرف پس از قالبريزي برآمدگيهايي به شكل حباب (كه به آن اصطلاحاً جوش ميگويند) ايجاد ميشود. از سوي ديگر نيروي مكش در قالب ميتوانند حرارتهاي متغير و غيرمنسجم ايجاد كرده و كارايي كل فرايند را مختل سازد. حتماً بايد اطمينان حاصل كرد كه روبات حتي يك عدد ليبل را نيز از دست نميدهد. زيرا تزريق پلاستيك درون قالب بدون ليبل باعث از كار افتادن كل فرايند ميشود. برداشتن قالب و تميز كردن روزنهها و گذرگاههاي مكش نيز بسيار زمانبر و هزينهبر است. براي پرهيز از چنين وضعيتي راههايي براي هوشمندي سيستم مكش بايد به كار گرفته شود تا در صورت عدم ورود ليبل به درون قالب بتوان از تزريق پلاستيك جلوگيري كرد. استفاده از روش مكش مزايايي نيز دارد. هنگامي كه شكل محصول قالبگيري شده پيچيده است، يا ليبل بايد بهصورت طرحدار (textured) پرداخت شود، استفاده از سيستم مكش مقرون به صرفه و مناسب است. استفاده از الكتريسيته ساكن در فرايند ليبلزني قالبي مزاياي فراواني دارد. زيرا نياز به استفاده از نيروي مكش درون قالب را از بين ميبرد. در اين روش ليبلي كه از مواد و ساخت مناسب برخوردار است با استفاده از الكتريسيته ساكن باردار ميشود. پس از باردار شدن ليبل براي چسبيدن به سطح فلزي پرداخت شده قالب تمايل پيدا ميكند و به آن ميچسبد و سپس ميتوان عمل تزريق را انجام داد. در فرايند الكتريسيته ساكن، روبات، ليبل را از درون خشاب ليبلها با استفاده از نيروي مكش برميدارد. بار الكتريكي بسيار قوي هنگامي كه انتهاي بازوي روبات ليبل را برميدارد و يا هنگامي كه ليبل به قالب نزديك ميشود، به ليبل منتقل ميشود. روبات ليبل را درون سطح قالب قرار ميدهد. در روش الكتريسيته ساكن هيچ نوع نيروي مكشي براي چسباندن ليبل به سطح درون قالب مورد نياز نيست. برخي از مراكز قالبگيري تلاش كردهاند تا عمل باردار كردن ليبل و قرار دادن آن درون قالب را به صورت دستي انجام دهند ولي تجربه نشان داده كه هزينه نيروي انساني با روش دستي بسيار بالا است و زمان توليد را هم تا حد زيادي افزايش ميدهد. ويژگيهاي كليدي ليبلهاي قالبي خواص فيزيكي و الكتريكي ليبلهايي كه در روش الكترواستاتيك مورد استفاده قرار ميگيرند بسيار اهميت دارد. سطح ليبلي كه قرار است با محفظه قالب تماس پيدا كند بايد كاملاً عايق باشد تا بتواند بار الكتريكي را پذيرفته و آن را حفظ كند. هر چه مقاومت ليبل بالاتر باشد بهتر ميتواند بار الكتريكي را حفظ كرده و آن را به سطح محفظه قالب فلزي منتقل نكند. اگر الكتريسيته در هنگامي كه ليبل با قالب تماس پيدا ميكند حفظ نشود نيروي چسبندگي از بين رفته، و ليبل ليز ميخورد و در جاي خود قرار نميگيرد. ميزان مقاومت ليبل را ميتوان با تجهيزات مقاومت سنج اندازهگيري كرد. اگر از مركبهاي رسانا و همچنين پوشش، يا لمينيت استفاده ميشود، آنها بايد در پشت ليبل و طرف ديگر آنكه با قالب در تماس نيست چاپ شوند يا قرار بگيرند. البته جنس و نوع ليبل تنها يكي از عواملي است كه ميزان چسبندگي ليبل به قالب را در طول قالبگيري تعيين ميكند. موارد ديگر از جمله حرارت قالبگيري، سازگاري پليمر با ليبل، مكان و موقعيت محفظه قالب، و شدت جريان مواد مذاب در هنگام تزريق از ديگر مواردي هستند كه در چسبندگي ليبل در طول فرايند تزريق تأثير دارند. به همين خاطر قبل از نصب و راهاندازي سيستم IML حتماً بايد از نظرات و توصيههاي متخصصان اين رشته بهرهمند شد. هر دو روش مكش و الكتريسيته ساكن براي فرآيند IML داراي كاستيها و مشكلاتي هستند. شركت اَوريدنيسون ادعا ميكند راهحلي ابداع كرده كه هيچكدام از اين كاستيها را ندارد. راهحل اَوريدنيسون، نوعي ليبل قالبي جديد به نام ACCU-Place IML است. اين ليبل بدون نياز به نيروي مكش يا الكتريسيته ساكن درون قالب ثابت باقي ميماند. اين ليبل از يك نوع پوشش خاص برخوردار است كه ميتواند به طور موقت به سطح قالب بچسبد. امروزه از انواع رزينهاي پلاستيكي براي قالبگيري استفاده ميشود. ليبلهاي قالبي بايد با انواع رزينها از پليپروپيلن تا پليكربنات سازگار باشند. براي چاپ ليبلهاي قالبي از ماشينهاي چاپ رول كمعرض از جمله گالوس، ليبل من و سازندگان ديگر استفاده ميشود. (مشخصات اين ماشينها در گزارش ليبل اكسپو كه در همين ويژهنامه چاپ شده، آمده است.) كلام آخر ليبلزني قالبي در وهله اول شايد كاري پيچيده و عملياتي پرهزينه به نظر رسد. ولي بايد در نظر داشت كه در فضاي رقابتي امروز، برد با كساني است كه ريسك سرمايهگذاري را ميپذيرند. هنگامي كه يك خط IML درون يك خط توليدي به راه بيفتد، اين تكنولوژي را ميتوان به خطوط توليدي ديگر تسرّي داد و از اين طريق فرايند IML به بخشي از يك برنامه توسعه مداوم درون يك ساختار توليدي بستهبندي و يا كالاي ديگر تبديل ميشود. :Activation Temperatureدماي فعالسازي، دمايي كه در آن يك پوشش چسب حرارتي، حالت چسبندگي به خود ميگيرد. :Bubblingايجاد حباب، نوعي مشكل و ايراد كه در اثر درست نچسبيدن ليبل به قالب به وجود آمده و باعث ميشود پس از قالبگيري حبابهايي روي ليبل به وجود آيد. :C2Sليبلي كه دو طرف آن داراي پوشش (Coating) باشد. :Caliperكاليپر، ضخامت سطح چاپپذير كه صورت ميل يا پونت (يك ميل = يك هزارم اينچ) يا ميكرون (يك ميل = 4/25 ميكرون) ارايه ميشود. : Clingچسبندگي ضعيف بين ورقهاي ليبل به گونهاي كه به راحتي ميتوان آنها را با دست جدا كرد. :Coextrusionكو اكستروژن، تزريق همزمان دو يا چند پليمر براي ساخت لولههاي پلاستيكي توخالي. اين لولههاي پلاستيكي به درون قالب تزريق ميشوند. : Cofضريب اصطكاك، نسبت نيروي اصطكاك به نيرويي كه عمود بر جريان حركت عمل ميكند. :Static Cofضريب اصطكاك ايستايي : Kinetic Cofضريب اصطكاك جنبشي :Curlليبلي كه تاب برداشته يا لوله شده است. : Converterتبديل كار، سازندهاي كه براي مواد رول با استفاده از روشهايي نظير لمينيت، پوشش يا چاپ، ارزش افزوده ايجاد ميكند. : Couponingامكان كندن آسان بخشي از ليبل براي ارايه مجدد آن به نقطه خريد (براي دريافت جايزه يا تخفيف ويژه) :Crazingهنگامي كه ليبل شكل پوست سوسمار پيدا ميكند. :Dimensional Stabilityميزان مقاومت فيلم در برابر كشش يا جمع شدن در طول عمليات تبديل يا قالبگيري : Double Pickingبرداشتن دو يا چند ليبل از درون كاست يا خشاب ليبل به علت چسبندگي بين ليبلها : Edge weldingليبلهايي كه لبههاي آنها به خاطر دايكات نامناسب به يكديگر گير ميكند. :Extrusionاكستروژن، عمليات تبديل گرانولهاي رزين به ورق، نوار يا لولههاي پلاستيكي براي فراوريهاي بعدي. :Foil Stampingطلاكوب، فويل متاليك رنگي كه با استفاده از گرما و فشار روي سطح ليبل منتقل ميشود. : Frictionاصطكاك، سايش، نيرويي كه در مقابل حركت نسبي بين دو سطح مماس با يكديگر، مقاومت ميكند. :Gang Fillingپر كردن گروهي ظروف با استفاده از چندين پركن. :Hot Tackقدرت چسبندگي ماده مذاب بلافاصله پس از اينكه نيروي فشار قطع ميشود. :Injection IMLروشي كه بر اساس آن ليبلهاي برش خورده و يك ماهيچه شكل دهنده درون قالب قرار ميگيرند. پلاستيك داغ فضاي حائل بين ليبل و ماهيچه شكلدهنده را پر ميكند. :MSWضايعات خشك شهري : Offset Lithogrophyچاپ افست، يك روش چاپي كه در آن مركب چرب تصوير را به يك سيلندر لاستيكي و سپس روي سطح چاپپذير منتقل ميكند. :Offwareظروف قالبگيري شده كه به خاطر عيب و ايراد در ساخت آن از خط خارج ميشوند. :Overprint Lacquerلاك روي چاپ، يك نوع ورني شفاف يا پوشش كه روي سطح چاپپذير منتقل ميشود تا از آن محافظت كند. :Packagingنحوهاي كه ليبلهاي قالبي براي ارسال به توليدكنندگان ظروف يا كالا بستهبندي ميشوند. :Panel bulgeبرآمدگي بيروني بخشي از بطري كه ليبل قالبي در آن قرار دارد. استفاده از ليبلهاي كاغذي و برخي از ليبلهاي پلاستيكي اين وضعيت را به وجود ميآورد. : PCRرزيني كه پس از بازيافت بطريها و ظروف پلاستيكي دور ريخته شده به دست ميآيد. : Scrapبه Offware رجوع كنيد |