صبح رامهرمز
samanghan
|
|
خانواده بوبي (Family Sulidae) بوبي نقابدار (لاتين: Sula dactylatra) مشخصات : 75 سانتيمتر طول دارند و نــر و ماده آن همشكل اند. پرندهاي است دريايي و خيلي بزرگ با دمي نوك تيز و بالهاي دراز و باريك و نوكتيز . پر و بالش تماما سفيد است ، بجز شاهپرهاي نخستين و ثانوي بال كه قهوهاي مايل به سياه است. پرنده نابالغ سراسر قهوهاي است و با گذشت زمان بسرعت كمرنگتر مي شود . پرواز بوبي نقابدار مستقيم و معمولا در ارتفاع كم و كوتاه مدت است ، ولي هنگام تغذيه با بالهاي باز اوج مي گيرد . به دنبال ماهي، از ارتفاع سيمتري يا بيشتر با سر به درون آب شيرجه مي رود. زيستگاه : جز هنگام زاد و ولد ، هميشه در درياست و معمولا روي لبه تختهسنگهاي ساحلي و جزاير سنگي وسط آب بهطور دستهجمعي آشيانه مي سازند . پراكندگي : بهطور اتفاقي، در سواحل بلوچستان و تنگه هرمز ديده شده است . نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
خانواده فلامينگو Family Phoenicopteridae فلامينگو: انگليسي : Greater Flamingo فرانسوي : Flamant rose لاتين : Phoenicopterus Ruber مشخصات: سانتيمتر طول دارد؛ نــر و ماده همشكل اند. 150 پرندهاي آبچر با بدني بسيار كشيده و پر و بالي به رنگهاي سفيد و سرخ است كه پاها و گردن فوقالعاده دراز و منقاري كلفت و پايين برگشته دارد . در پرواز پاها و گردنش كشيده و قدري پايينتر از سطح بدنش قرار ميگيرد ؛ و رنگ بالهايش تركيب زيبايي از رنگهاي قرمز و سياه است. فلامینگوها از آرتیمیا تغذیه میکنند و علت قرمزی پر و بال آنها ،رنگدانههایی است که در آرتیما وجود دارد. چنانچه فلامینگوها را در اسارت نگهداری کنیم ، با گذشت چند دوره تولک رفتن، به رنگ کاملا سفید در می آیند. پرنده نابالغ قهوهاي مايل به خاكستري چرك است . فلامينگو به آرامي راه مي رود و در حاليكه سر و منقار خود را در آب كمعمق فرو برده ، تغذيه ميکند . هميشه بهطور دسته جمعي زندگي ميكند و گلههاي آنها به صورت پراكنده و گاهي در يك خط پرواز ميكنند. زيستگاه: مردابهاي ساحلي كمعمق ، ماندابهاي حاصل از طغيان ، درياچهها ، لجنزارها و غيره. بهطور دستهجمعي در سواحل گلي يا در بخش كمعمق آب زاد و ولد ميكند. آشيانه آنها به صورت برآمدگيهاي گلي است كه چند سانتيمتر بالاتر از سطح آب قرار ميگيرد. پراكندگي: از این پرنده در درياچه اروميه به وفور یافت میشود.بسیاری از آنها تابستان را در فارس میگذرانند و جز در موارد نادر زادو ولد نمیکنند. ممکن است در خوزستان زاد و ولد کنند. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
حتی پرنده ها هم این روزها داد میزنند کلاغ ها در هر صدای قارقار خود فریاد می زنند: آی آدمها، شما را به خدا بس است. كمی ساكت باشید! اما بلندتر شدن صدای پرندهها هم مانع بوق زدنهای پیوسته آنان نمیشود. باور نمیكنید كه پرندهها با فریاد از انسانها تقاضا میکنند تا كمتر سر و صدا كنند؟ اگر نتایج آخرین تحقیقات دانشمندان دانشگاه «لیدن» - واقع در هلند - را بخوانید، باورتان میشود. آنها میگویند: پرندگان در هیاهوی ترافیك شهرهای بزرگ بلندتر آواز میخوانند تا صدایشان را به گوش دیگران برسانند، اما گویی فایدهای ندارد. ای كاش میشد به صورتی به پرندههای بیچاره فهماند که آدمها به فكر خودشان هم نیستند چه برسد به فکر شما باشند. خیلی از آدمها در هنگام رانندگی یک دستشان روی فرمان و دست دیگرشان روی بوق است؛ گویی بوق زبان دوم رانندههاست. یكی از شهروندان «تورنتو» میگفت: آن قدر بوق نزدهام كه یك روز به كوچه خلوتی رفتم و با دست لرزان بوق زدم تا مطمئن شوم که بوق خودرو هنوز كار میكند! در حالی كه همین رانندگان، ماهی چند بار برای تعمیر بوق خودروهایشان به تعمیرگاه میروند. آلودگیهای دیداری از سویی و آلودگیهای شنیداری از سوی دیگر، روح و روان و سلامت انسانها را به شكل جدی تهدید میكند. حال آنکه بوق زدن، تنها یكی از هزاران عامل تولید صداهای ناهنجار و آلودگی روزافزون صوتی شهرهاست. بررسی آمار سامانه ۱۳۷ شهرداری تهران نشان میدهد که در برخی روزها در ۲۴ ساعت دهها پیام تلفن شكایت از آلودگی صوتی ساختمانسازیهاست. از طرف دیگر، اخبار نشان میدهد 22% از ساكنان نزدیك فرودگاهها به دلیل آلودگیهای صوتی ناشی از پرواز هواپیماها حداقل با 50% انواع اختلالهای خواب مواجهاند. صداهای ناهنجار كارخانهها، جابهجایی بار و ساخت و سازهای درونشهری و دستگاههای تهویه ساختمانها ادامه این حكایت است. هنگامی که از درگیریهای ذهنی خیابانها رها می شوید و به خانه میرسید، تازه صدای بچه همسایه، جارو برقی، تلویزیون، تلفن، موتوسیكلتها با آن صداهای وحشتناك، نمكیها و نانخشكیها و دورهگردها آرامش منزل را بر هم میزند؛ بنابر این، پس از یك هفته در روز تعطیل هم نمیتوانی درست و حسابی استراحت كنی صداهای غیراستاندارد در مجموع آلودگیهای صوتی بیانشده، عوارض بسیاری دارد. شهردار تهران چندی پیش اعلام كرد: آلودگی صوتی پایتخت دو برابر استانداردهای جهانی است. دكتر «كامبیز كامكاری» - روانپزشك - آلودگی صوتی را بخشی از روانشناسی محیط میداند و به خبرنگار ایران میگوید: بخشی از این آلودگیها اضطرابهای شغلی را افزایش میدهد. شلوغی اطراف و بالا بودن میزان آلودگیهای صوتی در محیطهای شغلی عوارض خاصی دارند. آلودگی صوتی سبب اضطراب میشود. کسانی که مضطرباند، به احتمال زیاد با مشكلات جسمانی و روانی خاصی مواجه خواهند شد. وی میافزاید: صداهای بین ۱۲۰ تا ۱۴۰ دسیبل علاوه بر آسیبهای شنوایی، روح و روان انسانها را نیز به شدت به خطر میاندازد بیماریهای جسمی و روحی، نتیجه صداهای ناهنجا است؛ در این خصوص دكتر كامكاری معتقد است: اختلالهای گوارشی، بیماریهای روده، معده، التهاب روده بزرگ و سوزشهای درونی از دیگر نتایج اضطرابهای محیطی است. در بسیاری از بیماریهای گوارشی، سامانه عصبی افراد آسیب میبینند. هنگامی که صداهای اطراف بیش از حد معمول باشد، بخش تأمینكننده ایمنی افراد به خطر میافتد، پیری زودرس، كاهش عمر، بر هم خوردن تمركز حواس و كاهش تحریكپذیری اندامهای حسی و میگرن پدید میآید. در كشورهای اروپایی شهرداریها تأمینكننده امنیت اجتماعی شهرونداناند. به طور معمول، خانهها از مترو، فرودگاه، كارخانهها و دیگر مراكز تولید صدا فاصله دارند؛ اما در شهرهای بزرگ، خودروها آزادانه بوق میزنند و هیچ مانعی برای ساخت و سازهای بیرویه و ایجاد خانههای مجاور آنها وجود ندارد. این در حالی است كه آلودگی های صوتی میزان مرگ و میر انسانها را نیز افزایش می دهد. رنگ پریدگی، افزایش فشار خون و انقباض رگها، پایین آمدن درجه حرارت، تغییر ضربان قلب و حالات ماهیچههای بدن از عوارض زندگی شلوغ شهری است. صاحبان مشاغل سخت نیز به نحوی از عوارض این آلودگیها رنج میبرند. كارگران كارخانههای چوب بری مجبورند؛ در تمام مدت، فعالیت صدای ۱۲۵دسیبلی ارههای سنگین را بشنوند. این صداهای آزاردهنده علاوه بر این عوارض سبب به كاهش حس لامسه انگشتان و بیماری «رنیال» میشود. در این میان، شدت صدا از طرفی و میزان نزدیكی افراد به منابع اصلی تولید صدا و تكرار آن از سوی دیگر آثار بدتری به جا میگذارد. ساكنان شهرهای بزرگ همواره از عبور وسایل نقلیه سنگین شكایت میکنند و نگرانیهای دایمی، خستگیهای رفعنشدنی و دگرگونیهای همیشگی یا موقتی رفتار شهرنشینان در بمباران صوتی اطراف آنان ریشه دوانده است. پایین آمدن آستانه تحمل و رفتارهای پرخاشگرانه انسانها نیز به دلیل تحمل صداهای آلوده اطرافشان است. انسانی كه شب تا صبح از آسایش و خواب شبانه محروم باشد، به طور طبیعی نمیتواند صبح خوب و زیبایی داشته باشد. ساختمانهای غیراستاندارد و آلودگی صوتی چندی پیش رئیس شورای اسلامی شهر تهران اعلام كرد: بیش از 80% از انرژی ساختمانهای شیشهای هدر میرود؛ ضمن آنکه آلودگی صوتی در این ساختمانها بیشتر دیده میشود؛ بنابر این، استاندارد كردن شیشهها سبب كاهش ورود صداهای مزاحم به داخل ساختمانها می گردد. تغییر در سامانه حملونقل شهری: وی از توسعه حملونقل عمومی نیز به صورت مهمترین عامل كاهش آلودگی صوتی نام برد و گفت: هر اتوبوس مناسب،سبب کاهش 30 خودرو اضافه شخصی در شهر میشود. از سوی دیگر، آشكار نبودن عوارض آلودگیهای صوتی موجب شدهاند تا ناهنجاری عصر جدید جدی گرفته نشود و سردرد، مشكلات گوارشی، ناراحتیهای شنوایی و 1001 بیماری دیگر كه ناشی از آلودگیهای محیطی و صوتی است، شوخیبردار نیستد. آلودگی صوتی، عفونتهای جزئی پدید میآورد و موجب كاهش ایمنی بدن در برابر ابتلا به سرماخوردگی میشود. شنیدن صدای وزوز و چیزی شبیه به سوت كشیدن گوش از دستاوردهای دیگر صنعتی شدن شهرهاست. گوش و صداهای آلوده: دكتر «علی فتاحی» متخصص گوش و حلق و بینی نیز معتقد است: صداهای شدید مانند انفجارها سبب پارگی و آسیب دیدگی پرده گوش میشود. آسیبهای داخلی گوش هرگز درمان نمیشود. عصبهای داخلی گوش حساسیت زیادی دارند. تماس مزمن گوش با صوت بیش از 80 دسیبل نزدیك به 8 ساعت در طول روز آسیبهای برگشتناپذیری پدید میآورند. عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی می افزاید: عوارض ناشی از آلودگیهای صوتی در مراحل اولیه در خور تشخیص نیست. این بیماریها، نخست هیچ علامتی از خود نشان نمیدهند. «وزوز گوش» نخستین علامت افت شنوایی به شمار میرود. فتاحی میكند: شدت صوت مطلوب برای انسانها زیر ۴۰ دسیبل است؛ این در حالی است كه گذشته از كارخانهها، راهآهن، مترو، فرودگاه و موارد مشابه حتی خیابانهای شهری مانند تهران هم آلودگی شدید صوتی دارد. این امر سلولهای حساس داخلی گوش را دچار آسیب میكند. بلند شدن صدای زنگ تلفنهای همراه هم قصه جدیدی است. آهنگهای ناهنجار و آزاردهنده گوش از سویی و بلند بلند صحبت کردن صاحبان تلفن همراه در فضاهای بسته از سوی دیگر، بر اعصاب انسانها اثر میگذارد. صوتهای نامناسب و نابارور، اما این تنها یك روی سكه است؛ زیرا دكتر «كیوان رادخواه»، متخصص اورولوژی علاوه بر این موارد نسبت به رابطه مستقیم استفاده از تلفن همراه و افزایش ناباروری مردان هشدار میدهد: آلودگیهای صوتی و امواج صادرشده از گوشیهای تلفن همراه و بستن این تلفنها به كمربند، اختلالهای نطفهای را در مردان افزایش میدهد. آلودگیهای صوتی علاوه بر ایجاد اضطراب بر همه سلولهای بدن انسان تأثیر میگذارد. كاهش میزان نطفه در مردان نیز از عواقب آلودگیهای صوتی است! راه حل چیست؟ «امیدرضا واعظ آشتیانی»، رئیس كمیته نوسازی خودروهای فرسوده نیز میگوید: شهرداریها میتوانند در كاهش این نوع آلودگیها نقش پررنگتری داشته باشند. آلودگی صوتی موتوسیكلت ها بسیار بیشتر از خودروهاست. این صداها با اعصاب مردم بازی می كند. حال آنكه استفاده از بوق های نامناسب روی موتوسیكلت ها و خودروها نیز منع قانونی جدی ندارد. بنابراین ایجاد محدودیت در نوع بوق موتوسیكلت ها و خودروها یكی از راه های كاهش آلودگی صوتی به شمار می رود». تعداد زیادی از رانندگان برای صدا زدن دوستان و یا احوالپرسی با افراد دیگر بوق می زنند. آشتیانی معتقد است، برای مكان های استفاده از بوق نیازمند قوانین معین هستیم.سنگینی و فرسودگی وسایل باربر هنگام حركت و توقف، آلودگی های صوتی را افزایش می دهند، گرچه داخل تعداد زیادی از خودروهای «نو» پرسروصداتر از خودروهای كهنه اند اما با این حال نوسازی وسایل حمل ونقل شهری می تواند در كاهش این ناهنجاری ها بسیار مؤثر باشد. كامكاری ـ روانپزشك ـ نیز می گوید: «كاستن آلودگی های صوتی ناشی از صدای زنگ تلفن ، تلویزیون و رادیو پخش آرامش نسبی را به ساكنان خانه بازمی گرداند. پلیس راهنمایی و رانندگی، شهرداری و دیگر ارگان های مسئول نیز می توانند این عوامل را بیرون از خانه كنترل كنند.» دكتر فتاحی، متخصص گوش و حلق و بینی نیز استفاده از محافظ گوش را برای افراد در معرض این آلودگی ها توصیه می كند. حذف منابع تولید صداهای خطرناك، ضدصدا كردن ساختمان ها و واحدهای مسكونی، دو جداره كردن شیشه پنجره ها به اضافه موارد یاد شده می توانند به كاهش صدای كثیف كمك كنند. در هر حال قلب شهرنشینان در هر ضربه خود خواهش آرامش دارند. حالا صدای پرنده ها هم درآمده. آنها بار سفر بسته اند و خیلی هاشان سال ها قبل از شهرمان رفته اند. اگر چه كاشت درخت و ایجاد فضای سبز به مقدار ۱۰ دسی بل از شدت صوت می كاهد اما متأسفانه درختان زیادی هم در شهرهای بزرگ باقی نمانده است. روی این تعداد انگشت شمار هم گنجشك ها نمی خوانند. اما شاید پرنده ها با صدای بوق ماشین های ما قهر كنند و دیگر هیچ وقت برایمان نخوانند. آن وقت حسرت «چهچهه» بلبل ها در شاخ و برگ های بهاری بر دل تك تك شهرنشینان می ماند! نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
خانواده حواصيل (Family Ardeidae) پرندگان ایران پرندگاني آبچر با پاهاي بلند و گردن دراز هستند که منقاري نوكتيز و به نسبت بلند دارند. در هنگام پرواز، گردن خود را روي شانهها جمع ميكنند. بالهاي پهن و گرد و دم كوتاهی دارند. روي سر، شانه و يا گردن بعضي از آنها پرهاي زينتي بلندي ديده ميشود، منقار و پاهاي آنها در فصل زادوولد تغيير رنگ می دهد ، نر و ماده آنها همشكل است (جز در بوتيمار كوچك)؛ به طور دستهجمعي روي درختها يا در نيزارها آشيانه ميسازند. از ماهيها، دوزيستان، خزندگان، سختپوستان، حشرات، جوندگان و حتي جوجههاي پرندگان تغذيه ميكنند. بوتيمار انگليسي: Bittern فرانسوي: Butor Etoile لاتين: Botaurus Stellaris مشخصات: این پرنده75 سانتيمتر طول دارد.این پرنده باتلاقي بزرگ، قهوهاي رنگ و حواصيل شكل با بدني پر خط و خال كه پاهاي بزرگ سبز رنگ و صداي مشخصي دارد. هنگام احساس خطر بيحركت ميايستد و سر و منقار خود را به طور خاصي عمودي نگاه ميدارد. به حالت قوزكرده و در حالي كه سر خود را پايين گرفته است، راه ميرود. آهسته و به دشواري پرواز ميكند و پس از اوج گرفتن گردن خود را جمع ميكند. بالهاي گرد و پهن آن راهراه سياه و قهوهاي است كه در پرواز به خوبي مشخص است. این پرنده تكزي است و بیشتر خود را از انظار پنهان ميكند. به طور معمول، در نور كم غروب يا صبح خيلي زود فعال است و به هنگام روز در نيزارها پنهان ميشود. ممكن است با نابالغ حواصيل شب كه خيلي كوچكتر و در سطح پشتي خالدار است، اشتباه شود. زيستگاه: در نيزارهاي انبوه، باتلاقها، ماندابها و ساحل درياچهها زندگی میکند. در بين نيها آشيانه ميسازد. پراكندگي: زمستانها فراوان هستند. در سالهاي پرباران به تعداد فراوان در سيستان زاد و ولد ميكنند. همچنین، ممکن است در سواحل درياي خزر، خلیج فارس و خوزستان نيز زاد و ولد کنند. بوتيمار كوچک: انگليسي: Liitle bittern فرانسوي: Blongios nain لاتين: Lxobrychus Minutus مشخصات: این پرنده 35 سانتيمتر طول دارد. از حواصيلهاي كوچك ديگر با اندازه خيلي كوچك، تارك و سطح پشتي تيره، پوشپرهاي بالي و سطح شكمي سفيد مايل به نخودي مشخص ميشود. تارك و سطح پشتي پرنده نــر سياه مايل به سبز است. پرنده ماده در سطح پشتي رگهرگه قهوهاي پررنگ، در سطح شكمي نخودي و رگهرگه است و رنگ نخودي تيره پوشپرهاي بالش كمتر جلوه ميكند. منقار هر دو جنس زردرنگ است و در فصل زادوولد قاعده آن قرمز مي شود . پاها سبز رنگ است . پرنده نابالغ بطور كلي قهوهاي و رگهرگه است. پرواز بوتيمار كوچك بیشتر در ارتفاع خيلي كم و توأم با بال زدنهاي سریع و طولاني است. در پرواز پوشپرهاي كمرنگ بال با رنگ تيره بالها و پشت تضاد در خور توجهي نشان ميدهد. به طور عمده، در نور كم غروب و يا صبح خيلي زود فعال است و در روز خود را از انظار مخفي ميكند. زيستگاه: این پرندگان در سواحل پر گياه رودخانهها، ماندابها، آبگيرها، باتلاقهاي پر از درخت و نيزارها زندگی میکنند. نزديك آب آشيانه ميسازند. پراكندگي: در تابستانها فراوان دیده میشوند. حواصيل شب: انگليسي: Night heron فرانسوي: Heron bihoreau لاتين: Nycticorax Nycticorax مشخصات: این پرنده60 سانتيمتر طول دارد. حواصيلي به نسبت كوچك، پر جثه با پاهاي كوتاه است. در پرنده بالغ تارك، پس سر و پشت به رنگ سياه، سطح شكمي سفيد و پس گردن، روي بالها و دم خاكستري است. سه پر سفيد بلند رشتهمانند از ناحيه پس سرش به صورت كاكلي آويزان است. چشمهاي قرمز و منقاري كلفت دارد. پاهايش زردرنگ و در فصل زاد و ولد صورتي تيره است، سطح پشتي در پرنده نابالغ قهوهاي پررنگ با خالهاي مشخص نخوديرنگ و كاكل ندارد. در نور كم ممكن است با بوتيمار كه خيلي بزرگتر است، اشتباه شود. هنگام پرواز بدن خود را جمع مي كند و سریعتر از حواصيلهاي ديگر بال ميزند. جز در فصل زاد و ولد، به طور معمول در نور كم هنگام غروب و يا صبح خيلي زود به فعاليت ميپردازد. به طور معمول در روز در ميان درختها پنهان ميشود و فعاليتي ندارد. زيستگاه: باتلاقها با گياهان انبوه، سواحل پر گياه رودخانهها يا تالابهاي درختدار، مکان مناسبی برای زندگی آْنهاست. هنگام غروب در كنار كانالها، آبگيرها و قسمتهاي باز و بيدرخت مردابها به تغذيه ميپردازد. به طور دستهجمعي و بیشتر با گونههاي مشابه خود، در بيشهها و در بعضي از مناطق در نيزارها آشيانه ميسازد. پراكندگي: به طور كلي در تابستانها فراوان دیده می شود. گاهي هنگام زمستان در حوالي درياي خزر ديده ميشود. حواصيل سبز انگليسي: Little Green Heron فرانسوي: ــــــــــــــــــــ لاتين: Boturides Striatus مشخصات: این پرنده 46 سانتيمتر طول دارد. حواصيلي كوچك و تيره رنگ با كاكلي به رنگ سبز تيره و براق، منقار سياه، پاهاي كوتاه به رنگ زرد نارنجي است. سطح پشتي و بالهايش خاكستري پررنگ است، با اثري از رنگ سبز و سطح شكمي آن خاكستري تيره است. در زير چشم نوار سياه كوتاهی دارد و پوشپرهاي گوش آن تقريبی سفيدرنگ است. به طور کلی، پرنده نابالغ آن قهوهاي مايل به خاكستري پررنگ است. حواصيل سبز، بیشتر در نور كم صبح خيلي زود و يا غروب آفتاب فعاليت ميكند و در روز در بين سنگها و يا بين بوتههاي انبوه گياهان استراحت ميكند. به طور معمول تكزي است. زيستگاه: سواحل سنگي، جزاير مرجاني، سواحل هموار و گلي و در مناطقی كه درخت «حرا» ميرويد. به طور انفرادي در بوتههاي انبوه و يا روي شاخههاي درخت حــرا در مناطق باتلاقي آشيانه ميسازد. پراكندگي: بتازگی از جزاير خليج فارس گزارش شده است كه در آنجا به صورت بومي و به تعداد به نسبت فراوانی ديده ميشود. حواصيل زرد انگليسي: Squacco Heron فرانسوي: Heron Crabier لاتين: Ardeola Ralloides مشخصات: این پرنده45 سانتيمتر طول دارد. حواصيلي كوچك، پرجثه، با گردني به نسبت كلفت است كه بدنش نخودي رنگ و بالهايش سفيدرنگ است. كاكلي بلند و آويخته دارد. منقارش در فصل زاد و ولد سياه و آبي است و در زمستان تقريبی سبز و نوك آن تيره است. پاهايش سبزرنگ و در اوج فصل زاد و ولد صورتي است. در حالت نشسته، بدنش به رنگ قهوهاي مايل به زرد چرك به نظر ميآيد، ولي در پرواز سفيدي بالها، دمگاه و دم به طور مشخصی آشكار ميشود و در اين حالت ممكن است با «اگرت كوچك» و «گاوچرانك» اشتباه شود، ولي پشت سر پررنگترش آن را متمايز ميسازد. زيستگاه: مانند اگرت كوچك، اما كمتر در فضاي باز ديده ميشود. به طور انفرادي يا به صورت دستههاي پراكنده، همراه گونههاي مشابه در نيزارها، روي بوتهها و درختها آشيانه ميسازد. پراكندگي: در تابستانها فراوان دیده میشود. گاهي زمستان را در جنوب غربي ايران میگذراند. حواصيل هندي: انگليسي: Indian Pond Heron فرانسوي: Heron Crabier de gray لاتين: Ardeola Grayii مشخصات: این پرنده43 سانتيمتر است. نــر و ماده آن با یکدیگر همشكل هستند. بسیار شبيه حواصيل زرد است، ولي بر خلاف آن سر و گردنش بدون پرهاي بلند سياه و سفيد است و رنگ پر و بالش بيشتر متمايل به خاكستري است. پشتش خيلي پررنگتر از حواصيل زرد است و در فصل زاد و ولد خرمايي سير و در زمستان قهوهاي پررنگ است. رفتــار و صدايش شبيه حواصيل زرد است. زيستگاه: شبيه زيستگاه حواصيل زرد است، ولي در باتلاقهايي كه حــرا ميرويد، زندگی میکند. در خورهاي گلآلود و گاهي در ساحل دريا نيز ديده ميشود. پراكندگي: بومي است و به نسبت فراوان دیده میشود. در گذشته در نزديكي بوشهر زاد و ولد ميكردند، ولي بتازگی گزارشي مبني بر زاد و ولد آن در اين منطقه در دست نيست. حواصيل بزرگ: انگليسي: Goliath Heron فرانسوي: Heron goliath لاتين: Ardea Goliath مشخصات: این پرنده120 سانتيمتر است. بزرگترين حواصيل تا حدي شبيه به يك حواصیل ارغواني غولپيكر به نظر ميآيد، ولي سطح پشتي آن خاكستري مايل به آبي كمرنگتر و يكدستتر است و سياهي روي تارك را ندارد. سر و گردن و سطح شكمي آن بيشتر خرمايي رنگ است. منقار خيلي بزرگ و حدودی سبزرنگ و پاهاي تيرهرنگي دارد. پرواز آن مشخص و شامل بالزدنهاي آهسته و پردامنه است. رفتارش همانند حواصيل خاكستري است، ولي بیشتر تكزي است. زيستگاه: در تالابهاي وسيع، خورها، زمينهاي ساحلي هموار و گلي و مناطقي كه درخت حرا مي رويد، زندگی میکنند. پراكندگي: زمستانها بندرت در جنوب خليج فارس و منطقه ساحلي بلوچستان ديده ميشود نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
اقدامات پیشگیرانه فوری اقدامات پیشگیرانه فوری جهت توقف جنگل زدایی در افریقا در کنفرا نس لیسبون پرتقال و...: رهبران 27 کشور اروپایی و53 کشور افریقایی روز نهم دسامبر(2007) در لیسبون پرتقال در مورد موضوعات مختلفی از جمله تغییرات آب وهوایی بین دو قاره بحث و تبادل نظر کردند. در حاشیه این گفتگوها، مذاکرات گرین پیس، رهبران آفریقا واتحادیه اروپا برای اقدامت پیشگیرانه فوری جهت توقف جنگل زدایی در افریقا که می تواند باعث انتشار گازکربن ودر نتیجه گرم تر شدن کره زمین باشد، انجام گردید. بنابر گفته" استفان فون پرت" هماهنگ کننده مبارزات بین المللی برعلیه جنگل زدایی درافریقا ، رهبران در نشست لیسبون مجبور به بکارگیری حداکثر توان سیاسی خود وحمایت های فوری برای توقف قطع درختان در افریقا، هستند. این درختان همانطور که رشد می کنند کربن ، مهمترین گاز گلخانه ای را جذب می کنند و با سوختن وپوسیدن، آنرا به فضا بر می گردانند. بر طبق تحقیقات سازمان ملل، جنگل زدایی حدود 25 درصد انتشار گاز گلخانه ای را افزایش می دهد. یعنی به همان میزانی که آمریکا این گاز را تولید کرده وباعث آلودگی هوا می شود. همچنین اروپا باید قانونی را برای جلوگیری از قطع غیرقانونی درختان برای صادرات ، به جهت اعتباربخشی قاره اروپا برای مبارزه با تغییرات آب وهوا و جنگل زدایی ، بپذیرد. شایان ذکر است رشد جنگلها در غرب اروپا 10 درصد ودر شرق اروپا15 درصد از سال 1990 تا 2005 بوده است . دلایل آن شامل حفاظت بهتر،مهاجرت به شهرها و افزایش بهره وری بر روی مزارعی که نیاز به زمین کمتری دارند، می باشد. بنابر اظهار نظر" پکا کوپی" که مدیریت مطالعات در دانشگاه هلسینکی فنلاند را بر عهده دارد، جنگلهای اروپا نقش مهمی در جذب وذخیره کربن در 15 سال گذشته داشته ا ست ، بطوریکه ما را شگفت زده کرده است . همزمان با این نشست در بالی اندونزی نیزکنفرانسی در مورد تغییرات آب وهوا بر گزار گردیده است. در این رابطه هزاران تظاهر کننده در شهرهای سراسر جهان از جمله لندن، برلن، هلسينکی ، تايپه ، اندونزی و ...، برای جلب توجه انظار نسبت به تغییرات جوی وفشار به رهبران جهان جهت اتخاذ اقداماتی جدی در این زمینه دست به راه پيمائی زدند. در همان حال، مردم سراسر آلمان چراغ های خانه های خود را برای صرفه جوئی در مصرف انرژی به مدت پنج دقيقه خاموش کردند. برخی از تظاهرکنندگان عکس های بوش را با اين عبارت حمل می کردند: " تحت تعقيب به علت ارتکاب جرم عليه کره زمين." آمريکا با معاهده کيوتو در ارتباط با شرايط جوی که از کشورهای صنعتی می خواهد گازهای گلخانه ای را کاهش دهند، به مخالفت برخاسته است. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
گام مثبت ناشران در حفظ محيط زيست «انجمن ناشران نوين کانادا» (NEW SOCIETY PUBLISHERS) انجمن ناشران نوين رسالت خود را در به چاپ رساندن کتبي ميدانند که به ايجاد ساختار جامعة مدني بر اساس عدالت اجتماعي و اکولوژي پايدار کمک کنند، آن هم با ايجاد کمترين اثرهای سوء زيست محيطي. در راه رسيدن به چنين هدفي اين گروه از ناشران نه تنها در مرحله آموزش دست به چاپ کتب آموزشي زيست محيطي زده اند بلکه در مرحله عملي نيز گام هاي مثبت و فراتري برداشته اند . از جمله اينکه در راه نشان دادن پايبندي خود به حفظ جنگل هاي باقي مانده ، در برنامه اي دراز مدت عدم استفاده از چنين جنگل هايي را در سر تاسر دنيا راهکار خود قرار داده اند . چاپ هر يک از کتب توسط اين ناشران گامي است که در راه پايان بخشيدن به جنگل زدايي و تغييرات آب و هواي جهاني برداشته مي شود . کتب چاپ شدة اين ناشران بر روي کاغذ هاي صدد رصد بري از استفادة درختان قديمي جنگلي (کاغذ هاي 100 %بازيافتي ) و100 % عاري از مواد اسيدي و بدون استفاده از کلر و با جوهر هاي نباتي به چاپ رسيد. به عنوان مثال "انجمن ناشران نوين"در چاپ 5000 جلد کتاب 207 صفحه اي با قطع وزيري، به سهم خود در حفظ ذخاير منابع طبيعي و حفظ محيط زيست به شرح زير کوشيده اند : نجات 26 اصله درخت هاي قديمي. جلوگيري از ايجاد 2391 پوند زباله جامد. صرفه جويي و ذخيره 2631 گالن آب . صرفه جويي و ذخيره 3432 کيلووات ساعت الکتريسته. جلوگيري از ايجاد 4347 کيلوگرم گاز گلخانه اي. جلوگيري از ايجاد 19 پوند مواد AOX و VOC ,HAP جلوگيري از ايجاد 7 يارد مکعب ( زمين ) جهت دفن زبابه . ارقام ذکر شده در فوائد زيست محيطي فوق بر پايه تحقيقاتي که براي سنجش اثرات صنعت کاغذ بر محيط زيست توسط گروه مسئول کاغذ ( PAPERS TASK FORCE ) و بخش بودجة دفاعي زيست محيطي (ENVIRONMENTAL DEFENSE FUND ) انجام شده بود محاسبه گرديده است . منبع : انجمن ناشران نوين NEW SOCIETY PUBLISHERS,2005 نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
تنوع زيستی چيست؟ روند تركيب و تكامل گونه هاي جديد و نيز انقراض گونه هايي كه توان سازگاري با تغييرات شرايط محيطي را نداشتند، بيش از چند ميليارد سال به طول انجاميد تا سرانجام موسوم به كره زمين به وجود آمد كه ارزشمندترين منبع آن تنوع زيستي است. تنوع زيستي شبكه اي از همه موجودات زنده، اعم از گياهي و جانوري است که نژادهاي انساني، جانوران، گياهان، قارچها و ساير جانداران تك سلولي را در بر مي گيرد. تنوعي كه ما امروزه مي بينيم شبكه ای حياتي است كه ميوه بيليونها سال تكامل است و ما جزئي لاينفك از آن هستيم و كاملا به آن وابسته ايم. در حقيقت تنوع زيستي به تنوع حيات بر روي زمين و الگوهاي طبيعي آن بر مي گردد. تنوع زيستي بخش حساسي از سرمايه هاي طبيعي است كه خوراك، پوشاك و مسكن و بسياري از داشته هاي ما از اين سرمايه تامين مي شود و روند آن با سرازير شدن ميلياردها دلار سود به بازارهاي اقتصادي جهان، همچنان ادامه دارد. تنوع زيستي علاوه بر آنكه توسعه كشاورزي را ممكن مي سازد، امكان سازگاري با شرايط جديد را براي گونه هايي كه فاقد چنين امكاناتي هستند، فراهم مي آورد. تنوع زيستي علاوه بر آنكه نيازهاي ضروري و اوليه انسان ها را نظير خوراك، پوشاك و مسكن فراهم مي آورد، سلامت و شادابي روح و جسم، رونق اقتصادي و پيشرفت روزافزون و همه جانبه ما را نيز تضمين مي كند. در حقيقت تنوع زيستي نوعي بيمه طبيعت در برابر حوادث بد و ناگوار است. با اين وجود و به گفته يكي از دانشمندان علوم زيستي: «كاري كه ما هم اكنون با تنوع زيستي مي كنيم، همانند سوزاندن شاهكارهاي هنري دوره رنسانس براي پختن غذاست.» تنوع زيستي در سه سطح ژن، گونه و اكوسيستم تعريف مي شود(سه مفهوم مرتبط با هم): 1) تنوع ژنتيكي: اين تنوع بيانگر تفاوتها و تنوع ژنها در درون يك گونه مي باشد و تنوع در ساير سطوح از تنوع ژنتيكي آغاز مي شود. تنوع ژنتيكي از جهش هاي تصادفي كه در سطح مولكولها اتفاق مي افتد، منشا مي گيرد. 2) تنوع گونه اي: اين تنوع بيانگر تنوع گونه هاي مختلف در يك منطقه است. 3) تنوع اكوسيستمي: برآورد تنوع اكوسيستمي نسبت به تنوع گونه اي و ژنتيكي سختتر است، زيرا مرزهاي ميان اكوسيستمها و اجتماعات بسيار گمراه كننده است. تنوع اكوسيستمي به تنوع زيستگاهها، جوامع حياتي، اكوسيستمها و فرايندهاي اكولوژيكي درون آنها گفته مي شود. در هر اكوسيستم مخلوقات زنده بر يكديگر اثر گذاشته و نيز با آب و هوا و خاك اطرافشان داراي تاثيرات متقابل هستند. بر اساس تعريف دبيرخانه كنوانسيون تنوع زيستي، تنوع زيستي به معناي قابليت تمايز بين ارگانيسم هاي زنده از هر منبع، شامل اكوسيستم هاي زميني، دريايي و اكوسيستم هاي آبزي، همچنين شامل تركيبات اكولوژي كه بخشي از اكوسيستم ها را تشكيل مي دهند، مي باشد. در نهايت و در يك جمله تنوع زيستي در واقع گوناگوني حيات و حكمت مجسم خالق بي همتاست. بهشت گمشده منطقه حفاظت شده بهشت گمشده تا تنگ بستانك بخشي از حوزه آبخيز رودخانه كر مي باشد كه در امتداد شرقي رشته كوه دنا واقع گرديده است. اين زيست بوم در بر گيرنده پديده هاي كم نظير و منحصر به فرد طبيعي بسيار است و جز مناطق عمده گردشگري طبيعي استان فارس محسوب مي گردد. اين منطقه كوهستاني و مرتفع بوده ارتفاع آن از سطح دريا بالاتر از 1700 متر و بلندترين قله آن (كوه رنج) به ارتفاع 3950 متر مي رسد. بهشت گمشده يكي از پر باران ترين مناطق استان فارس و تامين كننده منابع عمده آب سد دودزن . درياچه هاي بختگان، طشك و همچنين اراضي كشاورزي دشت هاي حاصلخيز بيضاء ، كامفيروز و كربال است. زيستگاه ها: 1- زيست بوم منحصر به فرد تنگ بستانك كه وسعت آن حدود 2/0 درصد منطقه مي باشد. تنگ بستانك يا بهشت گمشده دره زيبايي است كه جهت امتداد آن شرقي ـ غربي است و صخره اي عمودي و مرتفع دو طرف آن را در برگرفته است. يكي از ويژگيهاي اين پديده طبيعي بستر سنگي كف دره است كه رويشگاه درختان چنار، گردو و گياهان سايه پسند معروف به داردوست است. اين درختان در فضاي كم نور تنگ بستانك كه براي دسترسي به نور در رقابت اند. قامت بلند و تاج پوشش به هم پيوسته اي دارند. 2- زيست بوم كوهستانهاي مرتفع شامل 20 درصد منطقه كه عمدتاً زيستگاه گونه هاي درختي است . 3- زيست بوم آبي درياچه پشت سد درودزن : مهمترين زيستگاه آبي بخش كامفيروز است كه زيستگاه جانبي منطقه حفاظت شده تنگ بستانك است. اين درياچه آب شيرين، زيستگاه دوگونه از ماهيان بومي و سه گونه از كپور ماهيان پرورشي و همچنين از مكان هاي حايز اهميت براي زمستان گذراني پرندگان مهاجراست. ميش مرغ ! پرنده اي زيبا به نام ميش مرغ (Otis Tarda) از تيره هوبره چشم به راه ياري ماست تا زيستگاه و محل زندگي اش را دوباره براي او قابل زيست كنيم. اين پرنده نادر كه يكي از پرندگان شاخص ايران مي باشد، با جثه اي بزرگ و هيبتي زيبا ، از گذشته دور ، دشت اسدآباد همدان را به عنوان يكي از زيستگاه هاي اصلي خود در كشور پهناور ايران برگزيده است اما افسوس كه در سالهاي اخير به علت تخريب زيستگاه ، پيشرفت مزارع و در كل فقدان آرامش وامنيت زيستگاهي در منطقه، كاهش چشم گيري داشته است. ميش مرغ يكي از بزرگترين پرندگان ايران است و از نظر شكل و جثه ، شباهت زيادي به بوقلمون دارد، طول بدن آن به يك متر و وزنش به 16 كيلوگرم مي رسد. پرهاي ميش مرغ در قسمت پشت ، نخودي سير با راههاي عرضي سياه و در قسمت شكمي كاملاً سفيد رنگ است. ميش مرغ پاهاي قوي و بلندي دارد كه به سه انگشت ختم مي شود. اين پاهاي قوي ، براي ميش مرغ كه كمتر پرواز مي كند اهميت زيادي دارد. نر و ماده اين پرنده، شبيه هم هستند ولي نرها جثه بزرگ تری دارند. پرنده نر بالغ نوار بلوطي رنگي در ناحيه سينه دارد و پرهاي سبيل مانندي در دو طرف صورت آن ديده مي شود. ميش مرغ ها : بيشتر در كشتزارهاي مسطح مانند مزرعه هاي گندم ، نخود ، يونجه و ... زندگي مي كنند. در فصل بهار، كه زمان جوجه آوري است آشيانه خود را در قسمت هاي انبوه اين مزارع مي سازند. اما در پاييز و زمستان نيز مي توان آنها را مزارع دروشده مشاهده كرد. ميش مرغ ها به محض احساس خطر ، به طرف نقاط مرتفع پرواز مي كنند و در آنجاها به ديدباني مي پردازند. ميش مرغ از پرندگان نادر در استان محسوب مي شود گزارشات و مشاهدات موجود در مورد ميش مرغ در استان همدان حاكي از آن است كه اين پرنده در مناطقي خاص از استان همدان به ويژه دشت اسدآباد زيستگاه داشته و در چمنزارهاي دور از ديد انسان لانه سازي مي كند و تا همين اواخر نيز مشاهده شده است. دشت اسدآباد ، دشت پهناوري است كه در غرب شهرستان همدان و دامنه جنوب شهرستان اسدآباد قرار دارد. پرندگان دشت اسدآباد شامل ميش مرغ ، عقاب طلايي ، خروس كولي و ... كه مهمترين آنها ميش مرغ استكه در حال حاضر به عنوان پرنده نادر قلمداد شده و ممنوع بودن شكار در اين منطقه نيز به خاطر حفظ نسل آن است. ميش مرغ پرنده اي بسيار باهوش بوده و به راحتي توسط انسان قابل شكار نمي باشد. ولي از طرفي بسيار حساس بوده و در صورت اعمال تغيير در زيستگاه، محل زندگي خود را ترك كرده و مهاجرت مي كند. متاسفانه جمعيت ميش مرغ به شدت در حال كم شدن است. در زمان هاي گذشته، دشت اسدآباد مأمن تعداد كثيري ميش مرغ بوده و حتي برخي از افراد محلي و دوستدار طبيعت از وجود هوبره در اين دشت خبر مي دهند كه متاسفانه در حال حضر به دليل تبديل زيستگاه به زمين هاي كشاورزي و ساير عوامل كه به آنها اشاره گرديده است موجب شده كه تنها معدودي از پرنده مذكور به تعداد 2 يا 3 قطعه در اين دشت مشاهده گردد باتوجه به بررسي هاي بعمل آمده (از سال 1372 تاكنون) جمعيت ميش مرغ در دشت اسدآباد با روند نزولي روبرو بوده و با ادامه اين روند نبايستي انتظار داشت كه پرنده مذكور بتواند به زندگي و بقاي خود ادامه دهد و در چنين شرايطي متاسفانه شاهد از بين رفتن گونه اي مهم (ميش مرغ) از چرخه تنوع زيستي استان خواهيم بود. عوامل تهديد كننده زيستگاه ميش مرغ 1- مجموعه فعاليت هاي كشاوزي شامل كاشت ، داشت ،برداشت، حفر چاههاي عميق و نيمه عميق و سروصداي ناشي از عملكرد موتور پمپ ها 2- توسعه زمينهاي كشاورزي 3- زه كشي اراضي از طريق حفر چاه هاي متعدد 4- تغيير شرايط اقليمي مانند خشكسالي 5- تجاوز به حريم مراتع 6- فعاليت دامداران (ميش مرغ ها از جانوران اهلي چندان هراسي ندارند). 7- استقرار صنايع و پراكندگي مرغداري و دامداري ها ، استقرار و فعاليت عشاير در منطقه ، تردد افراد و وسايط نقليه و ... مجموعه عوامل فوق، عرصه را بر پرنده ميش مرغ كه دشت اسدآباد را به عنوان زيستگاه خود انتخاب نموده تنگ و موجب گرديده كه نيازهاي بيولوژيكي اين پرنده كه عمدتاً آب ، غذا ، پناهگاه و نيز وجود محيط امن براي زمستان گذراني، توليد مثل و جوجه آوري است به سختي تامين گردد. اقداماتي كه مي توان در شرايط كنوني در جهت احيا و جلوگيري از انقراض نسل ميش مرغ معمول نمود: 1- برقراري امنيت نسبي در زيستگاه ها 2- از شكار غير قانوني تحت هر شرايطي جلوگيري به عمل آيد. 3- دشت اسدآباد به صورت حفاظت شده اعلام گردد. 4- خريداري و تملك قسمت هايي از منطقه توسط سازمان هاي ذيربط كه بتواند از فعاليت كشاورزي و دامداري و همچنين از تراكم و تردد انسان ها جلوگيري به عمل آورد. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
ارزش هاي تنوع زيستی و دلايل حفاظت از آن 1) ارزشهاي اخلاقي: اين واقعيت كه آنها زنده اند، 2) ارزش هاي زيبا شناختي: زيبايي آنها و پاداشي كه از اين زيبايي عايد انسان مي شود، 3) ارزش هاي اقتصادي: شيوه هاي مستقيم و غير مستقيمي كه تنوع زيستي به انسان سود مي رساند، 4) ارزش هاي اكولوژيكي: سهم آنها در سلامت اكوسيستم، 5) ارزش هاي فرهنگي و فكري: سهم آنها در فرهنگ و دانش بشري، 6) ارزش هاي احساسي و عاطفي: احساس شگفتي و احترامي كه تنوع زيستي در انسان بر مي انگيزد، 7) ارزش هاي مذهبي: از جانب يك ذات و نيروي ماورائ الطبيعه خلق شده اند، 8) ارزش هاي تفريحي، ورزشي و توريستي: ايجاد سلامت جسمي و رواني در انسان و غيره تخفيف در مجازاتهاي زيست محيطي براي كاربران استاندارد ISO 14001 : 2004 ايالت اونتاريوي كانادا در حال حاضر سرگرم بررسي سيستم مجازات صنايع آلوده كننده محيط زيست است كه كليه رعايت كنندگان استاندارد ISO 14001-2004 مشمول تخفيف مجازات مي شوند. اواخر سال 2006 ميلادي ايالت اونتاريوي كانادا اولين پيشنهاد مالي خود را مبني بر تدوين سيستم هاي مديريتي زيست محيطي جديد بر اساس استاندارد ISO 14001-2004 اعلام كرد. اين پيشنهاد از طرحي مجدد و بازبيني اساسي نحوه اجراي مقررات زيست محيطي ناشي مي شود. تاكنون اجراي قوانين زيست محيطي اونتاريو بيشتر بر پيگيردهاي قانوني در دادگاه هاي جزايي تكيه داشته است. اگرچه اين شيوه اجراي قوانين زيست محيطي در طول 25 سال گذشته توانسته است بر ميزان تبعيت از اين قوانين بيافزايد، اما روند آن بسيار كند بوده و هزينه بر است. تخلفات مورد بررسي و تحقيق قرار مي گيرند ، اتهامات مشخص مي شوند، دادخواست تنظيم شده و دادگاه تشكيل مي شود ، اينجاست كه چاني زني ها شروع مي شود و جلسات متعدد استيناف برگزار مي شود و در نهايت (اغلب سالها بعد) دادگاه تصميم مي گيرد ، در عين حال بسياري از اين تخلفات هيچگاه به لحاظ قانوني به مرحله مجازات نمي رسند در اغلب موارد به جهت تحقيقات ناقص و يا عدم وجود مدارك كافي نيمه تمام رها مي شوند. به منظور غلبه بر اين محدوديتها ، اونتاريو در صدد تدوين يك سيستم امريكايي جديد براي مجازاتهايي است كه درخصوص تخلفات زيست محيطي اعمال مي شوند. اين مجازاتهايي جديد كه "مجازاتهاي زيست محيطي" يا " EP " ناميده مي شوند مستقيماً توسط وزارت محيط زيست اونتاريو اعمال مي شوند و دادگاه ها دخالتي در اين جريان ندارند. در اين سيستم وزارت محيط زيست از همه قيد و بندها و مراحل قانوني كه لازمه پيگيري يك اتهام جزايي در دادگاه است آزاد مي شود و ديگر لازم نيست فرض را بر اين قرار دهد كه متهم بي گناه است و غيره... در اين حال انتظار مي رود كه همه مراحل با سرعت بيشتر و هزينه كمتري طي شده، قوانين به شكل جدي تر و منظم تري اعمال شده و مهمتر از همه اينكه اميد مي رود اين كار باعث تبعيت بيشتر از قوانين زيست محيطي شود. مجازاتهاي زيست محيطي اغلب مالي هستند. حداكثر مجازاتهاي نقدي براي متخلفين زيست محيطي در حدود 000/100 دلار كانادا است و علاوه بر آن جريمه ديگري هم به متخلف تعلق مي گيرد كه ا هداف از آن از بين بردن هرگونه منفعت مالي است كه احتمالاً از انجام آن تخلف عايد متخلف شده است. به اين ترتيب مجازاتهاي زيست محيطي كه توسط وزارت محيط زيست اعمال مي شوند، بايد بسيار بيشتر از جريمه هايي باشند كه توسط دادگاه هاي جزايي براي يك جرم خاص تعيين مي شوند. اعمال مجازاتهاي كه روند قانوني آن در هيچ دادگاهي پيگيري نمي شوند ، نگرانيهاي بسياري در بين صاحبان صنايع در ايالت اونتاريو به وجود آورده است. نقش عملكردهاي مثبت اما در اين ميان تخفيفهايي نيز براي برخي متخلفان كه برخي استانداردها را رعايت مي كنند در نظر گرفته مي شود تا از سنگيني مجازات اندكي كاسته شود. به عنوان مثال چنانچه متخلفي سيستم هاي مديريت زيست محيطي را در سازمان خود رعايت نموده باشد مشمول 50% تخفيف مجازات در خصوص ديگر جرايمش مي شود. افزون بر اين 30% تخفيف ديگر به متخلفي تعلق مي گيرد كه علاوه بر اجراي سيستم مديريت زيست محيطي (SMS) ديگر الزامات و پيش نيازهاي مربوط به آن مانند آموزش كاركنان و برنامه ريزي براي شرايط اضطرار را نيز در نظر داشته و گامهايي در جهت تحقق آنها برداشته باشد. استاندارد ISO 14001-2004 يك سيستم مديريت زيست محيطي كيفي است و هدف از آن نه تنها كنترل آلودگي محيط زيست بلكه جلوگيري از ايجاد آلودگي هاي بيشتر است. مروري بر ارزشهاي بازيافت توليد پسماند در زندگي روزمره ، امري اجتناب ناپذير مي باشد ولي الگوهاي مصرف نادرست ، جامعه را به سمت توليد پسماند بيشتر سوق مي دهد. استفاده از ظروف يكبار مصرف ، بسته بندي هاي غيرضروري، مصرف گرايي، اسراف و ... همگي از عوامل افزايش ميزان پسماند مي باشند. اغلب پسماندها به طور بالقوه مخرب محيط زيست به شمار مي روند. از تبعات مهم ناشي از عدم مديريت مناسب زباله علاوه بر اشغال زمين در صورت استفاده از روش دفن ، مي توان به ايجاد آلودگي هاي ثانويه از قبيل بوي تعفن، آلودگي خاك و آبهاي سطحي و زيرزميني ناشي از نفوذ شيرابه، انتقال عوامل بيماري زا از طريق ناقلين مختلف به طور مستقيم و غيرمستقيم ، انتشار گاز گلخانه اي متان، آلودگي هوا و بروز حوادثي از قبيل انفجار و همچنين درصورت استفاده از زباله سوز به صورت هزينه بالاي انرژي و اقتصادي اشاره نمود. لذا با در نظر گرفتن اين مشكلات، سياستهاي ملي و جهاني بر كاهش توليد پسماند در مبداء ، بازيابي (استفاده مجدد)، بازيافت اصولي و در نهايت دفن بهداشتي تاكيد دارد. تعريف بازيافت (Recycling) برگرداندن مواد مستعمل، زائد و دور انداختني به سيستم توليد، براي مصرف مجدد آنها در ساختن كالاها با هدف حفاظت هر چه بيشتر منابع كمياب و تجديد ناپذير. فرايند بازيافت جمع آوري و پردازش مواد قابل بازيافت و ساخت محصولات حاوي مواد بازيافت شده و سپس مجدداً خريد محصولات بازيافتي به منظور ساخت مجدد، چرخه يا حلقه اي را به وجود مي آورد كه موفقيت كلي و ارزش بازيافت را تامين مي كند. مواد قابل بازيافت محصولات يا موادي كه مي توانند پس از جمع آوري و پردازش مجدداً در پروسه توليد همان محصول يا به عنوان مواد خام و اوليه در ساخت محصول جديد مورد استفاده قرار گيرند مواد قابل بازيافت عبارتند از :پسماندهاي كاغذ و مقوا ، پلاستيك و فلزات و ... تكنيكهاي بازيافت (Recycling technigues ) × تبديل پسماندها به موادي با خصوصيات مشابه × تبديل پسماندها به موادي با خصوصيات پايين تر × تبديل پسماندها به سوخت و مواد شيميايي × تبديل پسماندها به انرژي اهداف سبز در بازيافت × كاهش پسماندها از مبداء × افزايش ميزان بازيابي و بازيافت × استحصال و يا احياء انرژي × دفع پسماندهاي اجتناب ناپذير به طور ايمن جايگاه بازيافت در مديريت پسماند Waste reduction كاهش پسماندها در مبدا Reuse بازيابي Recyclin & Composting بازيافت و كمپوست Energy with heat powere توليد انرژي Biogas توليد بيوگاز Land- fill دفن زباله در يك مديريت منطقي تر پسماند ، گرايش به سمت راس هرم بيشتر است و از روش هاي بازيافت، كمپوست ، توليد بيوگاز، بازيابي و كاهش زباله در مبداء نسبت به روش دفن زباله بيشتر استفاده مي شود. وقتي تكنولوژي بازيافت افزايش پيدا كند، طبيعتاً پسماند كمتري داشته و جامعه به سمت توسعه پايدار پيش خواهد رفت و به حفظ طبيعت در راه رسيدن به توسعه پايدار كمك مي شود. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
دستاورد های نوین تولید انرژی و سوخت هیدروژنی دستاورد اول مهندسین دانشگاه اوهایو موفق شدند که از پوست تخم مرغ یک منبع انرژی استخراج کنند. کلومبوس –اوهایو: مهندسین دانشگاه اوهایو موفق شدند که از پوست تخم مرغ یک منبع انرژی استخراج کنند. در این فرآیند که اکنون در خط تولید قرار گرفته از پوست تخم مرغ برای جذب دی اکسید کربنی که از واکنشهای سوخت هیدروژنی تولید می شود استفاده می کنند. در این روش منحصربفرد کلاژنی که به غشا درونی پوست تخم مرغ چسبیده نیز قابل استخراج است که از آن نیز استفاده تجاری فراوانی می شود. L.S. Fan و همکارانش توانستند در آزمایشگاه از پوست تخم مرغ در واکنش تبدیل مایع به گاز water-gas-shift reaction استفاده کنند L.S. Fan دکترا ی مهندسی شیمی و ملکولهای حیاتی واستاد دانشگاه دولتی اوهایو گفت : هنگامی که برای تولید سوخت هیدروژنی از روش انتقال مایع به گاز استفاده می شود از این دستاورد استفاده می کنیم . در این روش سوختهای فسیلی مانند زغال سنگ نخست تبدیل به گاز می شود تا مونوکسید کربن تولید کند سپس با آب ترکیب وبه دی اکسید کربن و هیدروژن تبدیل می شود. در این هنگام پوست تخم مرغ نقش حیاتی را بازی می کند. "کلید تولید هیدروژن خالص جداشدن از دی اکسید کربن است"بدین منظور باید از یک روش با صرفه اقتصادی و کم هزینه باید استفاده کرد. پوست تخم مرغ حاوی کربنات کلسیم است که خود یکی از بهترین جذب کننده هاست. در واکنشهای گرماگیر کربنات کلسیم به اکسید کلسیم تبدیل می شود و در این حالت قادر به جذب هرنوع گاز اسیدی ازجمله دی اکسید کربن است. بنابر آمار سازمان کشاورزی ایالات متحده ، حدود 91 میلیارد تخم مرغ در سال 2006 تولید شده است که حدود 455 هزار تن پوست تخم مرغ در سال می شود که ظرفیت تولید هیدروژن را دارند. کربنات کلسیم از ترکیبات اصلی پوسته تخم مرغ است که 78درصد وزن خود دی اکسید کربن جذب می کنند یعنی مثلا اگر به مقدار مساوی دی اکسید کربن و پوسته تخم مرغ داشته باشیم پوسته تخم مرغ می تواند 78 درصد از دی اکسید کربن را جذب کند. بدین ترتیب پوسته تخم مرغ موثر ترین جا ذب دی اکسید کربن است که تاکنون شناخته شده است. کارشناسان انرژی معتقدند که انرژی هیدروژنی در آینده منبع اصلی سوخت خواهد شد و بشر به منابع عظیم هیدروژن نیاز دارد که با این روش تولید این گاز زیاد خواهد شد. اما , Fan می گوید با وجود این اگر همه پوسته های تخم مرغ در آمریکا مصرف شود تنها سهم کمی از نیاز ایالات متحده را تامین می کند. با این وجود گرچه پوسته تخم مرغ قادر به تامین هیدروژن کل کشور نیست اما بهتر از دور ریختن آن در زباله است که دولتها برای انهدام هر تن زباله 40 دلار می پردازند. از سوی دیگر کلاژن موجود در درون پوسته تخم مرغ ارزش بسیار زیادی دارد که باید از پوسته جدا شود . ده درصد از غشا پوست تخم مرغ را کلاژن در برگرفته وهر گرم کلاژن 1000 دلار ارزش دارد کلاژن مصارف بسیاری در صنایع غذایی –دارویی و درمانهای پزشکی دارد بویژه در جراحیهای پوست ناشی از سوختگی و جراحیهای زیبایی بسیار مورد استفاده قرار می گیرد. ما با این روش صنایع غذایی که از تخم مرغ استفاده می کنند را از شر زباله آن نجات داده و این ماده زاید را به یک محصول مفید تبدیل کرده ایم. و در دراز مدت می توانیم سوختهای کربنی مثل ذغال سنگ را به سوخت کارآتری مثل هیدروژن و سوخت مایع تبدیل کنیم. این سیستم تبدیل انرژی گرچه وابسته به منبع سوخت فسیلی است اما در عین حال آلودگی بسیار کمی را بر محیط زیست وارد می کند. دانشگاه در پی توسعه صنعتی روزافزون این روش است.هم اکنون , Fan همکارانش با یک شرکت بزرگ تخم مرغ همکاری می کنند که حجم عظیمی از پوسته تخم مرغ را در فرآیند تولید این روش قرار داده اند. دستاورد دوم : کشف نسل جدید سوخت هیدروژنی لس آنجلس – کالیفرنیا- محققین مدرسه مهندسی و علوم کاربردی UCLA Henry Samueli روشی را کشف کردند که به مهندسین و دانشمندان کمک خواهد کرد تا سوخت هیدروژنی اتومبیلها را با مواد ذخیره ساز هیدوژن افزایش دهند به طوری که واکنشهای شیمیایی ترمودینامیکی را به گونه ای هدایت کند که دوطرفه باشد : هم هیدروژن را تولید و هم مجددا ذخیره کند. این روش جدید را تیم نحقیقاتی UCLA : آقایان علیرضا اکبر زاده محقق دوره فوق دکتری بخش مهندسی و علوم مواد UCLA و ویدووس ازولین استادیار این بخش و کریستوفر والورتون استاد مهندسی و علوم مواد از دانشگاه ایلینویز کشف کرده اند که نتایج این تحقیق در مجله the peer-reviewed journal Advanced Materials به چاپ رسیده است. از آنجا که سوختهای فسیلی موجب افزایش دی اکسید کربن و در نتیجه افزایش گرمای جهانی می شود بشر شدیدا در پی یافتن روشهای جایگزین و انرژی های تجدیدپذیر برای توسعه پایدار آینده جهان است. هیدروژن پتانسیل این را دارد که در آینده یک منبع سوختی پاک – ارزان و با کارآیی بالا باشد که در اتومبیلهای شخصی بصورت بسیار فشرده و متراکم ذخیره شود. در روشهای پیشین هیدروژن در موادی به صورت اسکلت هیدریدی ذخیره می شد مثل هیدرید لیتیم (LiH)متاسفانه پیوند کووالانسی هیدروژن با فلزات سبکی مانند لیتیم- سدیم-منیزیم بعلت اینکه برای انجام واکنش تولید هیدروژن نیاز به حرازت بالا دارند قادر به تامین نیاز ما در ذخیره سازی هیدروژن نیستند. بدین دلیل دانشمندان بدنبال ترکیباتی بودند که این ضعف را برطرف کنند. اما تولید مخلوط چند ترکیبی مطلوبی که قا بلیت ذخیره کردن هیدروژن را داشته باشد مشکل بود. این گروه موفق به تولید ترکیب جدید ('in silico )هیدرید لیتیم Li4BN3H10 شدند اما این ترکیب می توانست در ازائ آزاد کردن 17 هیدروژن در هر واکنش ، فقط 3 اتم هیدروژن را ذخیره کند که این میزان برای تامین سوخت اتومبیل کفایت نمی کرد. تیم تحقیقاتی با استفاده از تئوریهای مکانیک کوانتوم مدرن و کامپیوترهای پیشرفته توانستند فرمولهایی را بیابند که مراحل واکنش را براساس خواص ترمودینامیکی مورد نظر بطور سیستماتیک و اتوماتیک طراحی می کرد. این تیم روشها و حالات مختلف ریاضی را برای این سیستم لیتیم-منیزیم-نیتروژن- هیدروژن پیش بینی کردند. اکبر زاده می گوید: تعمیم این روش ریاضی به علم محض شیمی و یافتن همه واکنشهای ذخیره سازی هیدروژن در ترکیب 'in silico بسیار سخت است. اما به جامعه دانشمندان و مهندسان کمک می کنند انقلابی جدید را در مواد ذخیره کننده هیدروژن ایجاد کند. این دستاوردی عظیمی است که به یافتن ماده قابل ذخیره هیدروژن در حالت جامد کمک می کند. امروزه ما به جایی رسیدیم که می توانیم ترکیباتی را تولید کنیم که خواص مد نظر ما را داشته باشد مثل خیاطی که هر مدل لباسی را که می خواهیم برایمان بدوزد.اکنون به عرصه همکاری میان تئوری – محاسبات کامپیوتری-تجربه و پیشرفت تکنولوژی رسیده ایم. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
اهميت تنوع زيستی تنوع زيستي پيرامون ما را فرا گرفته است و حتي در شهرها نيز يك بخش جدايي ناپذير از زندگي محسوب مي شود. شايد نتوانيم تنوع زيستي را آنچنان كه هست درك كنيم، اما اين بخش با اهميت از زندگي همواره در جهت فراهم آوردن آب آشاميدني، هواي قابل تنفس، حاصلخيزي خاكها براي رشد محصولات و تميزي درياها به ما كمك مي كند. در حقيقت، ما در تمام بخش هاي زندگي به تنوع زيستي اتكا داريم. تنوع زيستي حافظ سلامت ماست، خوراك و پوشاك ما را فراهم مي كند، روح ما را تازه مي كند، به هنر ما الهام مي بخشد، از فرزندان ما و آينده آنها مراقبت مي كند، موجب تقويت و پيشرفت اقتصاد ما مي شود و در نهايت سياره ما زمين را حفظ مي كند. براي آگاهي از اهميت تنوع زيستي بايد همواره به ياد داشته باشيم كه تخم مرغ و گوشت از جانوران، پيراهن كتان از گياهان، صندلي چوبي از درخت و گندم از خاك به دست آمده است و صرفاٌ مصرف كننده اي سهل انگار و بدون انديشه نباشيم. اثرات زيست محيطي لكههاي نفتي در دريا/ آثار آلودگي نفتي در دريا را بايد به دو نوع درازمدت و كوتاه مدت تقسيم نمود. خفگي ناشي از پوشش لكه نفتي و مسموميت حاصل از نفت در دسته اول قرار دارند. كاهش در انتقال نور باعث ممانعت عمل فتوسنتز گياهان آبزي ميشود. لايه هاي نفتي سرعت جذب اكسيژن هوا بوسيله آب را بسيار كند ميكند، به اندازهاي كه ميزان انحلال اكسيژن در لايههاي آب زير لكههاي نفتي حتي از لايههاي عميق آب نيز كمتر است. پرندگان دريايي نيز آسيب فراواني از لكههاي نفتي متحمل ميشوند. پرهاي آنها آغشته به نفت شده و بهم ميچسبد و قدرت پرواز آنها كاهش داده يا غيرممكن ميسازد. بعلاوه خاصيت عايق بودن پرها از بين رفته و پرنده در معرض سرماي آب قرار گرفته، ميميرد. نفتي كه به حالت تعليق درآمده ميتواند با اجزاء معدني، سنگين شده و به كف دريا رسوب كند كه موجب صدمه به گياهان و حيوانات كف دريا ميشود. همچنين موجب كاهش چسبندگي رسوبات عمق دريا و ناپايداري گياهان در بستر ميشود. حركت رسوبات معمولا پس از ريختن نفت به دريا مشاهده شده است. تاثير نفت بر زندگي گياهان خطوط ساحلي موضوع با اهميت ديگري است. گزارشها حاكي از انهدام جلبكها و ساير گياهان ساحلي است. تماس جانداران با غلظتهاي بالاي مواد نفتي موجب آسيب سلولي و مرگ ميشود. بويژه كرمها، لاروها، موجودات ريز و حيوانات جوان دريايي آسيبپذيرتر هستند. انسان و ساير موجودات مجاور دريا نيز در معرض خطر اين تركيبات هستند. در اين ميان هيدروكربنهاي حلقوي يا آروماتيك كه نقطه جوش پايين دارند خطر بيشتري دارند. بنزن، تولوئن و گزيلن از اين جمله ميباشند. سميت نفتالين و فنانترين براي ماهيها از سه تركيب قبل نيز بيشتر است. تركيبات آروماتيك بيش از هيدروكربنهاي اشباع در آب محلول هستند. بنابراين موجودات ممكن است بدون تماس مستقيم با نفت، در اثر تماس با آب آلوده شده از اين مواد محلول، دچار مسموميت گردند. خوشبختانه اين تركيبات فرار بوده و آثار آنها با گذشت زمان كاهش مييابد. بطور كلي يك توده بزرگ آلودگي نفتي رها شده در دريا، در زماني كوتاه (چند دقيقه تا چند ساعت) طيف وسيعي از موجودات دريايي را دچار مسموميت و مرگ ميكند. اجساد ماهيها و خرچنگها به خطوط ساحلي كشيده ميشود. آثار درازمدت غلظتهاي كم اين آلودگيها در زمان طولانيتري خود را نمايان ميكند. لايههاي نازك نفت ميتواند سموم محلول در چربي مانند آفتكشها را در خود حل كرده و غلظت آنها را به چندين برابر غلظت در آب و بالاتر از حد قابل تحمل موجودات برسانند. نتايج بررسي تركيبات آلي كه وارد زنجيره غذايي شده نشان ميدهد آنها در بدن موجود زنده پايدار مانده و قادرند بدون تغيير از چندين زنجيره غذايي عبور كنند. اين مواد مانند آفتكشها و فلزات سنگين قابليت تجمعپذيري دارند. نهايتا اين آلودگيها به موجوداتي كه مورد استفاده غذايي انسان قرار ميگيرد نيز منتقل و از اين طريق در بدن او تجمع مييابد. پاكسازي لكه هاي نفتي از سطح آب دريا : بهنگام بروز سوانح و ايجاد لكههاي نفتي در دريا، برطرف كردن اين لكهها ضرورتا مستلزم مسدود كردن آنها با تشكيل نوعي سد ميباشد. سه نوع از اين سدها كه مورد استفاده قرار دارند شامل سدهاي شناور، سدهاي جوشان آبي و سدهاي شيميايي است. سدهاي شناور : اين سدها معمولا در لنگرگاهها و مناطق بارگيري و تخليه مواد نفتي بكار ميرود و بصورت مانعي بر روي آب شناور شده و گرداگرد لكه را احاطه ميكنند. آشنايي با دی اکسين ها (Dioxin ) اصطلاح دی اکسين به گروهي از ترکيبات آلي کلره اطلاق مي شود که اغلب آنها در پروسه سوزاندن توليد مي شوند. اساس مولکولي دی اکسين دو حلقه بنزن با 2 پل اکسيژن مي باشد که تحت عنوان Polychlorinated –dibenzo-para-dioxine شناخته مي شوند. ترکيبات دی اکسين از سمي ترين آلاينده های زيست محيطی به شمار مي روند و دارای 73 ايزومر مي باشند. در ميان ايزومرهای دی اکسين سمي ترين آنها TCDD مي باشد با فرمول C12H4CL4O2 و شامل 22 ايزومر است . وزن مولکولي آن 322 و نقطه ذوب آن 577 فارنهايت مي باشد. ترکيبات PCDD تا حرارت 1300 درجه فارنهايت پايدار مي باشند و فشار جزئي آنها در شرايط طبيعي يک ميليونيم ميليمتر جيوه است،بنابراين قابليت فرار از سطوح را در حرارت محيط ندارند.اين خواص فيزيکي همراه با پايداري حرارت و انحلال کم آن در آب 3 خاصيت عمده دی اکسين در محيط زيست مي باشد. اثر دی اکسين ها بر روی موجودات زنده 10000 برابر قوی تر از سيانور مي باشد و اين ترکيبات اثرات سرطان زايي بسيار بالايي دارند. سوزاندن زباله به ويژه به صورت غير بهداشتي مهمترين عامل انتشار اين ترکيب در محيط زيست ميباشد.دی اکسين يک محصول فرعي در توليدات کشاورزی و مواد شيميايي نيز به شمار مي رود. از عوارض عمده دی اکسين بر انسان آسيب کبدی وناراحتي های شديد پوستي مي باشد نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
خانواده اكراس (Family Threskiornithidae) از نظر شكل ظاهري، به حواصيلهاي كوچك و لكلكها شباهت دارند، ولي منقار دراز آنها خميده يا پهن و كفگير مانند است . در پرواز، گردن خود را كشيده نگاه مي دارند و بدين ترتيب از حواصيلها تشخيص داده مي شوند . نــر و ماده آنها همشكل است و معمولا پرندگاني اجتماعي اند که در نيزارها بوته زارها يا روي درختها آشيانه مي سازند . از ماهيها و سختپوستان و خزندگان و حشرات و دانه بعضي غلات و مواد گياهي ديگر تغذيه مي كنند . كفچه نوك (لاتين: Platalea leucorodia) مشخصات: 85 سانتيمتر طول دارند و به آساني از روي پر و بال سفيد و منقار دراز كفگير مانندش شناخته مي شود .پرنده بالغ معمولا لكه زرد اخرایي كمرنگی در قاعده گردن و تابستانها كاكلي مانند دم اسب و آويزان دارد . پاها و منقارش سياه است ، بجز نوك منقار كه زرد است. در پرنده نابالغ نوك بالها سياه و منقار صورتي مايل به خاكستري و پاها زردرنگ يا مايل به خاكستري است و كاكل و لكه زرد قاعده گردن را ندارد. پرواز كفچه نوك منظم و آهسته است و در اين حالت گردن كشيده و منقار كفگير مانندش آن را از پرندگان سفيدرنگ حواصيل مانند متمايز مي سازد. گلههاي آن در يك خط پرواز مي كنند. زيستگاه : آبهاي وسيع و كمعمق و نيزارهاي باتلاقي و خورها به طور دستهجمعي در نيزارهاي بزرگ و جزاير كوچك باير و در بعضي نواحي و روي درختها يا بوتهها آشيانه مي سازد. پراكندگي : در گذشته، بنسبت فراوان بوده است . ضمن مهاجرت، به طور منظم در حوالي درياي خزر ديده مي شود. همین طور، می توان تعدادی از آنها را در جزیره قشم و دریاچه ارومیه مشاهده کرد. اكراس سياه : (لاتين: Plegadis Faleinellus) مشخصات : 55 سانتيمتر طول دارد؛ پرندهاي است با منقار خميده و پاهاي بلند كه از دور تقريبا سياه يكدست به نظر مي آيد، ولي از نزديك پر و بال آن قهوهاي مايل به زرشكي است و بالها و دمش جلاي سبز و برنزي دارد . پرنده نابالغ به رنگ قهوهاي تيره و در سطح شكمي كمرنگتر است . در حال پرواز، با بدن باريك و بالهاي بلند و نوك گرد و گردن و پاهاي كشيده مشخص مي شود . سريع و كمدامنه بال مي زند و براحتي روي درخت مي نشيند. زيستگاه : باتلاقها و لجنزارهاي ساحلی؛ به طور دستهجمعي و اغلب با حواصيلها و اگرتها در نيزارهاي وسيع با آب كم عمق و گاهي در بوتهزارها يا روي درختان آشيانه مي سازد . پراكندگي : در گذشته نه چندان دور و به طور كلي، تابستانها بنسبت فراوان بوده است . تعداد كمي از آنها زمستان را در فارس باقي مي مانند .ضمن مهاجرت به طور منظم در حوالي درياي خزر و خوزستان ديده مي شود . شایان ذکر است که در حال حاضر اکراس سیاه از جمله پرندگان کمیاب محسوب می شود . اكراس افريقايي: (لاتين: Threskiornis Aethioticus) مشخصات : 65 سانتيمتر طول دارد؛ پر و بالش سفيد است و سر و گردني سياه و بدون پر دارد. انتهاي پرهاي شانه و شاهپرهاي ثانوي طويل آن سياه رنگ است كه به صورت دم سياهي به نظر مي آيد . منقاري قطور و دراز و خميده به پايين دارد . پاهايش سياه رنگ است . در پرواز، بالها به طور كلي سفيد است، بجز نوك تمام شاهپرها كه سياه است. در پرنده نابالغ، سر و گردن پوشيده از پرهاي سفيد و سياه است و دنباله سياهپرهاي شانه و شاهپرهاي ثانوي را ندارد . زيستگاه : درياچهها و تالابها و مردابها پراكندگي : در تمام فصول سال، به تعداد كم در خوزستان ديده مي شود و ممكن است در آنجا زاد و ولد كند . به گزارش سازمان محیط زیست خوزستان ، این پرنده در معرض نابودی و خطر انقراض نسل قرار دارد . نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
رتبه زيستمحيطی ايران در جهان به تازگی آمار گوناگوني در مورد رتبه ايران در محيط زيست جهان در مطبوعات ،بهویژه از طرف مقامات سازمان حفاظت محيط زيست منتشر ميشود، كه بهراستي موجب سردرگمي علاقهمندان محيط زيست و بهخصوص قشر جوانان اين مرز و بوم شده است. مثلاً يك رتبهبندي، ايران را از نظر حفاظت محيط زيست در بين 178 كشور جهان،در رتبه 132 از اول ميداند (46 از آخر!) و به فاصله يكي دو ماه مقامات سازمان اعلام ميکنند كه رتبه ايران به پنجاه و سوم ترقي كرده! ولي بهراستي چه تغييري موجب شده كه ناگهان در اين مدت كوتاه 79 درجه ترقي كند؟ آيا اشتباهي در كار است؟ يكي دو سال قبل يك موشك 150ميليون دلاري از طرف سازمان فضايي امريكا به مريخ فرستاده شده بود که به جاي فرود آرام، به سطح مريخ برخورد كرد و متلاشي شد. مدتها تحقيق و تفحص حقيقتي را فاش ساخت كه براي ناسا بسیار خجالتآور بود! مهندسان واحد طول را به اشتباه برنامهريزي كرده بودند (اشتباه بين متر و فوت) و اين اشتباه بچه گانه موجب شكست اين برنامه فضایي شد. حالا ميفهمم كه چرا مرحوم پدرم در هنگام كمك به حل مسائل رياضي دبستان اصرار داشتند كه حتماً واحد (مثل متر، كيلو، عدد و...) را مقابل جواب بنويسم. ظاهراً مقامات سازمان هم دچار اشتباه ناسا شدهاند. توضيح آن كه رتبههاي ايران در مورد فوق (صد و سي و دوم و پنجاه و سوم) مربوط به دو شاخص كاملاً متفاوت است و ربطي به يكديگر ندارد. ايران رتبه 132 را در شاخص پايداري محيط زيست (ESI) دارد و از طرفي رتبه 53 را در شاخص عملكرد زيستمحيطي به خود اختصاص داده است. (EPI) در شاخص اول عواملي مانند گازهاي گلخانهاي و نيز معيارهاي اجتماعي تأثيرگذارند و در مورد شاخص دوم، كيفيت هوا، آب شرب و بهداشت در تعيين رتبه جهاني منظور ميشود. اما يك نكته مهم ديگر اينکه آمارها و رتبهبندي، مربوط به سال 2005-2004 است و ربطي به امروز ندارد. ميگويند اربابي به نوكر خود گفت: «حسينقلي، امروز ميفهمم كه پارسال چه دستهگلهايي به آب دادم. نوكر گفت قربان سال بعد ميفهميد كه امسال چه دستهگلهايي را به آب ميدهيد.» دو سال بعد رتبه ايران را در سال فعلي خواهيم دانست و دستهگلهايمان را خواهيم شمرد. انشاءالله زيستبوم- دكتر اسماعيل كهرم – به نقل از روزنامه همشهری. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
خانواده باكلان Family Phalacrocoracidae
پرندگاني آبزي ، با جثه بزرگ ، منقار دراز ، پروبال تيره ، بالهاي نسبتا كوتاه ، دم تقريبا بلند و پاهاي پردهدار كامل هستند . گاهي با غواصها اشتباه مي شوند ولي با دم و بالهاي بلندتر و منقاري كه در انتها قلاب مانند است از آنها متمایز مي گردند . در پرواز ( بر خلاف غواصها ) گردن خود را اندكي بالاتر از امتداد بدن نگه مي دارند . در هنگام پرواز دستهجمعي مانند غازها در يك خط يا به شكل V پرواز مي كنند . اغلب روي صخرهها و پايهها با بالهاي نيمهباز به استراحت مي پردازند . هنگام شنا كردن به غواصها شباهت دارند ، ولي گردن را راست و منقار را اندكي بالا نگه مي دارند . نر و ماده آنها هم شكل است و روي درختها يا صخرهها آشيانه مي سازند. از ماهيها ، دوزيستان و سختپوستان تغذيه مي كنند . باكلان: انگليسي : Cormorant فرانسوي : Grand Cormoran لاتين : Phalacrocorax carbo مشخصات : نود سانتيمترطول دارد ؛ پرندهاي آبزي ، درشت و سياه رنگ با چانه و گونههاي سفيد است كه پروبالش داراي لكه بزرگ سفيدي در سطح خارجي ران است . پرنده نابالغ در سطح پشتي قهوهاي رنگ و در سطح شكمي تقريبا سفيد چرك است . اين پرنده با بدني كشيده و راست روي پايهها و صخرهها مي نشيند و اغلب بالهاي خود را نيمهباز نگه مي دارد . هنگام شنا مانند غواص بدنش بيش از حد معمول در آب قرار مي گيرد ولي گردن را راستتر و منقار را اندكي رو به بالا نگه مي دارد . پرواز باكلان نسبتا سريع و مستقيم و در اين حالت گردنش كشيده و اندكي بالاتر از امتداد افقي بدن است . گلههاي اين پرنده معمولا در يك خط يا به شكل V پرواز مي كنند . در فصل زاد و ولد سر و گردن بعضي از آنها تقريبا بهطور كامل سفيد رنگ است . زيستگاه : سواحل دريا ، خورها ، درياچههاي ساحلي و آب هاي داخل خشكي . بهطور دستهجمعي روي تختهسنگهاي ساحلي يا جزيرههاي وسط درياچهها يا روي درختان آشيانه مي سازد . پراكندگي : زمستانها نسبتا زياد است . به تعداد نسبتا فراوان در ايران زاد و ولد مي كند . باكلان گلو سياه : انگليسي : Socotra Cormorant فرانسوي : Cormoran de Socotra لاتين : Phalacrocorax nigrogularis مشخصات : هشتاد سانتيمتر طول دارد؛ پرنده بالغ پر و بالي سياه با جلاي سبز دارد . در فصل زاد و ولد يك دسته پر رسته مانند سفيد در زير چشم و خالهاي سفيد كوچكي روي گردن و قسمت بالاي پشت آن ديده مي شود . نداشتن گلوي سفيد در تمام فصول ، آن را از باكلان متمايز مي سازد . پرنده نابالغ در سطح پشتي قهوهاي پررنگ و در سطح شكمي كم رنگتر است . رفتارش شبيه باكلان است . زيستگاه : منحصرا دريازي است؛ اگرچه معمولا زياد از خشكي دور نمي شود . در جزاير سنگي يا ماسههاي روي زمين آشيانه مي سازد . پراكندگي : باكلان گلو سياه از جمله پرندگان بومي ايران و نسبتا فراوان است . اين پرنده در جزاير خليج فارس (پناهگاه حيات وحش شيدور در استان هرمزگان و در نزديكي جزيره لاوان ) زادوولد مي كند . باكلان كوچك: انگليسي : Pygmy Cormorant فرانسوي : Cormoran Pygmee لاتين : Phalacrocorax pygmaeus مشخصات : چهل وهفت سانتيمترطول دارد ؛ از باكان بسيار كوچك تر و لي پر جنب و جوشتر است . در حال پرواز بيننده را به ياد چنگر مي اندازد ، ولي دمي درازتر و سري نسبتا كوچك و گرد دارد . در تابستان هر دو جنس سري به رنگ قهوهاي مايل به قرمز پررنگ دارند ، پر و بال آنها سياه مايل به سبز براق با خالهاي سفيد است به جز قسمت مياني پشت و پوشپرهاي بال كه خاكستري پررنگ است. خارج از فصل زاد و ولد ، گلويش سفيد و سينهاش به رنگ قهوهاي مايل به قرمز است و خالهاي سفيد پر و بال را ندارد . پرنده نابالغ چانه سفيد ، گلو و سينه قهوهاي ، سطح شكمي سفيد مايل به قهوهاي و منقاري زرد رنگ دارد . زيستگاه : آبهاي درون خشكي از جمله رودخانهها و تالابها را به ساحل دريا ترجيح مي دهد . بهطور دستهجمعي زاد و ولد مي كند و آشيانه نامرتبي روي بوتههاي ساحلی می سازد. نوشته شده توسط samanghan | لینک ثابت | موضوع: محيط زيست ايران |
خانواده پليكان (Family Pelecanidae) پليكان سفيد مشخصات : ۱۴۰ تا ۱۷۵ سانتيمتر طول دارد و نــر و ماده آن همشكل است. پلیکان سفید پرندهاي بزرگ و سفيد رنگ است با شاهپرهاي نخستين سياهرنگ و منقار دراز و تقريبا زرد، با كيسه گلويي آويخته و پاهاي گوشتي . نر و ماده آنها در فصل زاد و ولد كاكل كوتاه مجعدي در پشت سر و پر و بال سفيد مايل به صورتي دارد . از فاصله نزديك، پرهاي زرد قاعده گردن و چشمهاي قرمزش بخوبي ديده مي شود . پرنده نابالغ قهوهاي رنگ است و بتدريج رنگ آن سفيد چرك مي شود. باقيمانده پرهاي اوليه به صورت خالهاي قهوهاي نامنظمي در سطح بدن خودنمايي مي كند . پرواز پليكان سفيد اغلب بي شتاب و توأم با بال باز است . در پرواز، سرش را در عقب و روي شانهها نگاه مي دارد . بهطور دستهجمعي در رديفهاي منظم و اغلب در ارتفاع زياد پرواز مي كند . نوك بالهايش در سطح پشتي سياه است، ولي در سطح شكمي سراسر لبه عقبي بال سياه رنگ است. در حالي كه بالهاي پليكان خاكستري در سطح زيرين رنگ سياه ندارد . < |